خدا کند که بیایی

سلام بر تو که آفتاب رخسارت روشنایی راه و تلالؤ بخش دیده عاشقان توست


سلام بر تو که تنزه جمالت دل های عارفان را جلای اشتیاق می بخشد .

بیا ای آشنای راز! بیا این مونس لحظه های تنهایی! بیا ای جراحت دل های عاشقان!

بیا و ببین که گلبرگهای عشق از وزش تند باد پاییزی رنگ باختند . بیا و ببین که خورشید حقیقت را ابرهای ظلم و ستم احاطه کرده اند . بیا و ببین که درختان سرسبز ایثار و فداکاری تن پوش سفید هجرت به تن کرده اند.

بیا و با گرمای ولایتت یخ های زر و زور را بسوزان . بیا و آب گل آلود قدرتمندان جهانی را از سرچشمه ببند . بیا و دروازه عفو را به روی نادمان بگشا، بیاور بذر عشق بکار تا به اشک هایمان آبیاریش کنیم .

دیر زمانی است که بر دشت ندامت به انتظارت ایستاده ام، بیا و به کوتاهی لحظه ای نسیم وصال را بر دیدگانم بنشان .

ای آرزوی دلهای آرزومندان! وقتی دلم تنهاست، وقتی تهی تنهایی تمام کوچه پس کوچه های دلم را پر می کند، وقتی دهان فریادم قفل می شود یاد تو آن قطرات زلالی است که دیده ام را می شوید و دلم را سرشار از امید می کند، امید آمدنت، امید عفوت و ... .

و در آن زمان چه آسودم

مژده ای دل که مسیحا نفسی می آید که ز انفاس خوشش بوی کسی می آید

از غم هجر مکن ناله و فریاد که دوش زده ام فالی و فریاد رسی می آید

من به پاس این آسودگی بردشت انتظار می مانم تا بیایی و گلهای عشق وجودم را که تو سرشار از شکفتن کردی، نثارت کنم .

اینک آوای دلنشین گامهایت از دور دستها، آن جا که افق دامن گسترده به گوش می رسد، اینک در زیر پاهای خسته ام گلهای عشق وجودم را که تو سرشار از شکفتن کردی، نثارت کنم .

اینک آوای دلنشین گامهایت از دور دست ها، آن جا که افق دامن گسترده به گوش می رسد، اینک در زیر پاهای خسته ام گل های عشق روییده اند و در قلب مجروحم که زمانی علف های نومیدی و یاس ریشه دوانده بود با وزش نسیم آمدنت شکوفه های سپید امید، شکفتن را تجربه می کند .

گفته بودم چو بیایی غم دل با تو بگویم چه بگویم که غم از دل برود چون تو بیایی .




:: برچسب‌ها: پیامک به امام زمان, مهدویت, امام زمان, درد دل با امام زمان(عج)

نویسنده : عشاق المهدی
تاریخ : ۱۳۸۸/٩/۱۱