مهدی منتظر (عج) و سیر تاریخی و نشانه‏های ظهور

 

ارتباط مهدی (عج) با پایان سیر تاریخ

بیشتر فلاسفه‏ی پوزیتیویسم به ویژه مارکسیست‏ها در سده‏ی نوزدهم و بیستم، درباره‏ی سنت‏ها و مرحله‏های تاریخ به بحث پرداخته‏اند .

بهترین دست آوردی که مارکسیسم، به اندیشه‏ی بشری تقدیم کرد، اصل جبر تاریخی (1) و کوشش برای کشف سنت‏ها و مراحل تاریخ، نیز اهمیت‏شناخت قوانین آن برای پیش‏بینی مسیر حرکت تاریخ و پی‏آمدهای آن بود


اندیشه‏ی بشری از راه افکار مارکسیستی، در سده‏ی 19 میلادی، جبر تاریخی را درک کرد و به کشف مراحل و مقاطع جبری تاریخ و قوانین کلی آن پرداخت، اما در کشف خود به راه اشتباهی رفت . (2) در مقابل، اندیشه‏ی نبوی، از آغاز پیدایش در بیش از هزار سال پیش، تصور خود از حرکت جامعه‏ی بشری را براساس جبر تاریخی نهاد و اندیشه‏ای روشن از سنت‏ها و مراحل تاریخ را تقدیم کرد .

 

میراث دینی یهودیان و مسیحیان و مسلمانان، نصوص مشترکی را درباره‏ی سنت‏های تاریخی به گزارش پیامبران، در بر دارد و پژوهشگران می‏توانند بگویند باور دینی به سنت‏های تاریخی، از مهم‏ترین اعتقادات اساسی مشترک میان ادیان سه گانه‏ی اسلام، یهودیت و مسیحیت است .

مایلم تاکید کنم متون دینی که میراث ادیان سه گانه‏ی مذکور است، اطلاعات یکسانی توسط شخصیت‏های تاریخی ارایه می‏دهد که حرکت و نهایت تاریخ براساس آن پایه‏ریزی می‏شود .

بنابراین، در برابر ما فقط اندیشه‏ی مشترکی درباره‏ی نهایت‏سیر تاریخ نیست، بلکه اندیشه‏های هم‏خوان شخصیت‏های تاریخی است که از متون دینی به دست می‏آید . به سبب وجود متونی که از شخصیت‏های تاریخی سخن می‏گوید، قرائت‏ها و تفسیرهای گوناگونی یافته می‏شود که ما را در برابر مصداق‏های مختلفی از یک اندیشه قرار می‏دهد . البته راه گفت و گوی آرام علمی برای ادیان سه گانه و گرایش‏ها و مذاهب، برای راه‏یابی و وصول به قرائتی یکسان از متون، باز است .

پس از این مقدمه می‏توان گفت:

به اعتقاد شیعه، وجود مهدی موعود، حجت‏بن الحسن العسکری، فرزند حسین مظلوم و شهید، با مراحل و سنت‏های سیر تاریخ مرتبط است، چنان که این سخن را تمامی پیامبران توسط متون اساسی مانند قرآن و تورات و انجیل گفته‏اند .

سیر اعتقادات شیعی، به گواه میراث معتبرش، مدعی است که مهدی موعود (عج)، قهرمان پایان تاریخ است . متون شیعی، مهدی موعود (عج) را «محمد بن الحسن العسکری، فرزند حسین مظلوم شهید» می‏داند . متون دینی مسیحی و یهودی نیز وی را مشخص کرده‏اند .

گواه اندیشه‏ی ما، تاکید قرآن است که پایان درخشان تاریخ، به خواست‏خدا حتمی است و خداوند در قرآن و کتاب‏هایی که بر پیامبران پیشین فرستاده، آن را بیان کرده است . قرآن تاکید دارد که خبر بعثت پیامبر مکی، در تورات و انجیل هست . اهل بیت علیهم السلام در سخنان خود تاکید دارند که کتاب‏های پیشین [تورات و انجیل] به محمد و اهل بیتش بشارت داده است . علی و حسین و مهدی علیهم السلام در این کتاب‏ها نام برده شده‏اند، چنان که از پیامبر صلی الله علیه و آله نام برده شده است .

اعتقاد مشترک ادیان سه گانه‏ی آسمانی درباره‏ی پایان تاریخ

پیروان ادیان سه گانه‏ی آسمانی (مسلمانان، مسیحیان و یهودیان) باور دارند آینده‏ی نهایی مسیر زندگی خاکی، پیروزی ایمان بر کفر، حاکمیت‏حق و علم و عدالت اجتماعی و عبادت خدای متعال، وراثت زمین به صالحان، پایان خرافات و گمراهی و ستم و تمامی گونه‏های انحراف است . نیز اتفاق نظر دارند شخصی که خداوند عهد و پیمانش رابه دست او تحقق می‏بخشد، از فرزندان ابراهیم بوده‏است و شریعتی که بدان حکومت می‏کند، آیین موسی نیست، بلکه دین پیامبری است که خداوند در آخر زمان، وی را مبعوث می‏کند و امی‏ها [اهالی مکه (ام القری) ] منتظر اویند . (3)

در قرآن کریم، سوره‏ی انبیا (21) آیه‏ی 105 آمده است:

و ما بعد از تورات، در زبور داوود نوشتیم [و در کتب انبیای پیشین وعده دادیم ] که بندگان نیکوکار من، ملک زمین را وارث و متصرف خواهند شد .

مزمور 37 کتاب مقدس خطاب به داوود چنین می‏گوید:

کار اشرار تو را نگران نکند و بر گناه کاران حسرت مبر; زیرا مانند گیاه، زود پژمرده می‏شوند و مثل علف سبز، تند خشک می‏گردند . بر پروردگار توکل کن و کار خیر انجام بده . با خیال آسوده، در زمین سکناگزین و امانت‏دار باش . به پروردگار امیدوار باش تا آرزوی قلبی‏ات را برآورد . راهت را برای پروردگار خالص ساز و بر او توکل کن تا کارت را بر عهده گیرد و بی‏گناهی‏ات را مانند نور، آشکار کند و مثل خورشید تابان، حقت را ظاهر سازد . در پیشگاه پروردگار، آرام گیر و با شکیبایی، در انتظار [فرمان] وی باش و به آن‏که به کمک نیرنگ، در تلاشش موفق می‏شود، حسرت مبر . خود را از غضب نگه دار و خشم را ترک کن و برای انجام شر، متهور مباش; زیرا اشرار در می‏مانند، اما منتظران [فرمان] پروردگار، وارثان خیرات زمین اند . به زودی ، شخص شریر نابود می‏شود و اگر در پی وی باشی، او را نخواهی یافت . اما نیکوکاران، خیرات زمین را به ارث می‏برند و به فیض صلح و سلامت می‏رسند . . . خیر کمی که راستگو داراست، بهتر از ثروت بسیار اشرار است; زیرا دستان اشرار به زودی می‏شکند، اما پروردگار نیکوکاران را پشتیبانی خواهد کرد . پروردگار به روزگار افراد باکمال ، آگاه است و تا ابد، میراث‏شان پاینده خواهد بود . . . از شر دور باش و خوبی کن که تا ابد آرام باشی; زیرا پروردگار عدالت را دوست دارد و از پارسایان حمایت و تا ابد آنان را حفظ می‏کند . اما ذریه‏ی اشرار نابود می‏شوند . درستکاران، خیرات زمین را به ارث می‏برند و تا ابد در آن می‏مانند . دهان راستگو، همیشه سخن حکمت‏آمیز می‏گوید و به سخن حق، برتری می‏یابد . آیین معبودش، در دلش ثابت است و گام‏هایش متزلزل نیست . شریر در کمین درستکار است و تلاش در کشتن وی دارد، اما پروردگار نمی‏گذارد او به چنگ شریر افتد و به وقت محاکمه، محکوم گردد . منتظر [فرمان ] پروردگار باش و همیشه در راهش رو، تا مقامت را رفیع کند و زمین را مالک شوی و شاهد نابودی اشرار باشی .

می‏بینم شخص شریر [که در دنیا به ظاهر] پرثمر و پرسایه مانند درختی سبز و ریشه‏دار در زمین اصلی خود است، پس از مدتی، دیده نمی‏شود . به دنبال آن هستی، ولی اثری از آن نمی‏یابی .

کمال را در نظر گیر و مستقیم بنگر; که پایان چنین انسانی، سلامت است . اما همگی عصیان‏گران هلاک می‏شوند و نهایت اشرار، فناست، لیکن رهایی و رستگاری نیکوکاران، از جانب خداست و او به هنگام تنگی، دژ و امان آنان است . به حق، پروردگار کمک‏شان می‏کند و از اشرار نجات‏شان می‏دهد و رهایی می‏بخشد; زیرا زیر حمایت پروردگارند .

اختلاف نظر مسلمانان و مسیحیان و یهود در هویت رهبر موعود الهی و

در هویت‏شخصی که خدای متعال به دست وی، رخداد بزرگی را که انتظار می‏رود، به اجرا می‏گذارد، اختلاف نظر است . مسلمانان و یهود و مسیحیان، نظر گوناگونی در امتی که رهبر بزرگ الهی، از آن است و شریعت الهی که بدان عمل می‏کند، دارند .

همگی مسلمانان معتقدند وی از ذریه‏ی اسماعیل و از فرزندان محمد صلی الله علیه و آله خاتم انبیا و از نوادگان فاطمه، دخت پیامبر است و امت این رهبر [موعود]، امت محمد است و آیینش، شریعت محمد می‏باشد .

ابی داود و ابن ماجه و ابن حنبل و طبرانی و حاکم در مستدرک و دیگران از قول پیامبر روایت کرده‏اند:

اگر از دهر (دنیا) جز یک روز باقی نمانده باشد، خداوند مردی از اهل بیتم را برمی‏انگیزاند که زمین را چنان که پر از ستم شده‏است ، پر از عدل و داد خواهد کرد .

نیز فرمود:

مهدی از عترت من، از فرزندان فاطمه است .

اما یهود و مسیحیان معتقدند که وی از ذریه‏ی اسحاق، از فرزندان یعقوب و از نوادگان داود است . مسیحیان می‏گویند: این رهبر [موعود ] اسراییلی، مسیح عیسی بن مریم است که به دست‏یهود کشته شد . خدای متعال، وی را زنده کرد و از میان مردگان برانگیزاند و به آسمانش برد و در آخر دنیا، وی را می‏فرستد تا توسط وی، وعده‏اش را تحقق بخشد .

یهودیان می‏گویند: وی [ رهبر موعود] هنوز زاده نشده است .

آیه‏ی 20 اصحاح [ سوره] 17 سفر تکوین [ پیدایش] به وعده‏ی خدای متعال به اسماعیل اشاره دارد:

«ای اسماعیل! سخنت را درباره‏ی وی [ رهبر موعود] شنیدم . منم آن‏که مبارکش می‏گردانم و رشدش می‏دهم و توانش را بسیار بسیار می‏کنم و دوازده رهبر می‏زاید و امت عظیمی قرارش می‏دهم‏» .

«حنان ایل‏» ; مفسر یهودی در حاشیه بر این آیه می‏گوید:

از پیش‏گویی این آیه، 2337 سال گذشت تا عرب (سلاله‏ی اسماعیل) [با ظهور اسلام در سال 624 م] امتی عظیم گردند . در این مدت، اسماعیل مشتاقانه منتظر بود وعده‏ی الهی محقق شود و عرب بر عالم چیره گردند . ولی ما که ذریه‏ی اسحاق هستیم، تحقق وعده‏ی الهی که به ما داده شده بود، به سبب گناهان‏مان، به تاخیر افتاد، اما حتما وعده‏ی الهی، در آینده محقق خواهد شد . پس نباید نومید شویم . (4)

در سفر اشعیا 111 آمده است:

از تنه‏ی «یسی‏» شکوفه می‏روید و از ریشه‏اش، شاخه سبز می‏شود . روح پروردگار، روح حکمت و هوشمندی، روح مشورت و توان، روح معرفت و ترس از پروردگار، بر «یسی‏» مستقر می‏شود و شادی‏اش در تقوای پروردگار خواهد بود . به آن‏چه چشمانش می‏بیند، قضاوت نخواهد کرد و به آن‏چه گوش‏هایش می‏شنود، حکم نخواهد نمود . برای مسکینان، به عدل قضاوت می‏کند و برای بینوایان زمین، به انصاف حکم می‏نماید . با دهان و زبانش، زمین را مجازات خواهد کرد و به نفسی که از میان لبانش بیرون می‏شود، منافق را می‏میراند . او لباس نیکی می‏پوشد و کمربند امانت‏داری می‏بندد . در نتیجه [و در پرتو حکومت عادلانه‏اش] گرگ با میش خواهد زیست و پلنگ در کنار بره خواهد نشست و گوساله و شیر درنده همدم خواهند شد و همه‏ی حیوانات با هم چرا خواهند کرد و بچه‏ی خردسالی، همگی را خواهد راند . گاو و خرس با هم به مرتع خواهند رفت و کره‏های‏شان کنار هم خواهند بود . شیر درنده مثل گاو، علف خواهد خورد و کودک شیرخواره، در امنیت، کنار لانه‏ی مار، بازی خواهد کرد و بچه‏ی خردسال، دستش را داخل لانه‏ی افعی می‏کند و بدو آسیبی نمی‏رسد . در هر کوه قدسی، آدمیان اذیت نمی‏شوند و بدی نخواهند کرد; زیرا زمین، از معرفت پروردگار پر خواهد شد، چنان که دریا از آب پر است . در آن روز، اصل و نسب «یسی‏» پرچم‏دار [هدایت ] امت‏خواهد بود و همگی مردم، (Gentiles) زیر پرچم وی خواهند آمد و بدو نظر خواهند داشت و جایگاه «یسی‏» رفیع خواهد شد .

آیا رهبر موعود از فرزندان اسحاق یا اسماعیل است؟ تفصیل سخن در اختلاف مسلمانان و مسیحیان و یهود، با تحقیق در این مساله ممکن است: پیامبری که امی‏ها [ مردم یا اهالی ام‏القری (مکه) ] منتظر اویند، عیسی است‏یا محمد صلی الله علیه و آله؟ وارث ابدی امامت ابراهیم کیست؟ آیا اسماعیل و ذریه‏ی برگزیده‏ی وی هستند یا اسحاق و فرزندان برگزیده‏ی او؟ و رهبر الهی که بی‏آن‏که گناهی کرده باشد، کشته می‏شود و کشتن وی سبب هدایت‏بسیاری خواهد شد، کیست؟ چنان که کشته شدن وی سبب حفظ و نشر دین می‏شود و نسلی از ذریه‏ی او، روزگار درازی خواهند زیست و آینده‏ی روشن تاریخ بشریت، به دست آنان محقق خواهد شد .

علمای مسلمان و بسیاری از علمای یهودی و مسیحی، درباره‏ی «رهبر موعود از نسل کیست‏» و «پیامبر آخرالزمان کیست‏» بحث کرده و پیروی خود از پیامبر و اهل بیتش را اعلام نموده‏اند . (5)

درباره‏ی «کشته شدن رهبر موعود» ، مسیحیان پیرو «پولس‏» به تفسیر متونی پرداخته‏اند که ازمرد دردها و رنج‏ها سخن می‏گوید و چنان که قوچ ذبح می‏شود، کشته خواهد شد . اینان معتقدند وی عیسی بن مریم است . اما تطبیق متون، متناسب با او نیست; زیرا عیسی، ذریه و نسلی نداشت که روزگار دراز یا کوتاهی زندگی کنند .

اختلاف شیعه و سنی در رهبر موعود

شیعه معتقد است رهبر موعود، محمد بن حسن عسکری است که سال 256 هجری متولد شد و والدش [امام] حسن عسکری بر امامت وی تصریح کرده است . سپس به اذن خدا، او غیبت صغری و کبری مانند عیسی نمود . غیبت صغری هنگامی بود که خدا، وی را از نیرنگ حکومت عباسی نجات داد . وی از هنگام تولد، مخفی می‏زیست و پدرش او را [از دیده‏ها ] پنهان می‏کرد . پس از وفات پدرش در 261، شیعیان را توسط وکیلانش (نواب اربعه) راهنمایی می‏کرد . نیابت اینان 69 سال (261- 329) به طول انجامید .

غیبت کبری، پس از وفات نایب چهارم (علی بن محمد السمری) آغاز شد . به هنگام وفات، وی به شیعه گفت: نایبی خاصی پس از او نخواهد بود تا خدای متعال، ولی‏اش را در آخر زمان ظاهر کند .

سنی‏ها معتقدند مهدی هنوز متولد نشده است و در آخرالزمان به دنیا می‏آید .

تفصیل سخن در اختلاف شیعه و سنی درباره‏ی ولادت رهبر موعود و این‏که وی فرزند [امام ] حسن عسکری است‏یا در آینده متولد می‏شود، با تحقیق در این مساله ممکن است . پیامبر جانشین و اوصیایی معصوم دارد و نقل سخن پیروان از امامان‏شان پذیرفته می‏شود; زیرا مانند پیروان مذاهب دیگرند که به نقل از رهبران مذهبی خود، مسایل فقهی و تاریخی را روایت می‏کنند .

تمامی شیعه از زمان قدیم، اتفاق نظر دارند که پیامبر از امامان نام برده، شمارشان را گفته و هر امام، امام بعدی را معرفی کرده‏است . [امام] حسن عسکری خبر داده است فرزندی دارد که وصی وی است و مهدی منتظر می‏باشد .

گواه شیعه بر بیان امامت الهی اهل بیت توسط پیامبر، حدیث ثقلین [کتاب الله و عترتی ] و حدیث‏سفینه [مثل اهل بیتی کمثل سفینة نوح . . . ] است . دلیل شیعه بر شمار امامان، حدیث اثنی‏عشر [اثنی عشر نقیبا] است و گواه بر این‏که نخستین امامان الهی، علی سپس حسن، بعد حسین‏اند، حدیث غدیر [من کنت مولاه فعلی مولاه] و حدیث منزلت [انت منی بمنزلة هارون من موسی . . . ] و حدیث کسا و حدیث الحسن و الحسین سبط من الاسباط است که همگی در احادیث معتبر سنی روایت‏شده‏اند .

گواه امامت نه فرزند [امام] حسین، احادیث وصیت در کتاب‏های معتبر شیعه است، مانند فرمایش امام باقر علیه السلام که کلینی روایت کرده‏است:

یکون تسعة ائمة من ذریة الحسین بن علی، تاسعهم قائمهم .

نه امام از فرزندان حسین بن علی‏اند، که نهمی قائم است .

امام صادق فرمود:

آیا می‏پندارید اوصیای ما هر که را بخواهند وصی می‏کنند؟ نه، والله! این عهد و گفته‏ای به جا مانده از رسول الله درباره‏ی امامی پس از امامی دیگر است تا به وی [ مهدی موعود (عج) ] پایان پذیرد .

در خبری دیگر است:

تا به صاحب الامر ختم شود . (6)

مشخصه‏ی سیره‏ی ائمه‏ی نه گانه، در اختیار داشتن کتاب‏های جامعه و جفر است که امام علی به نقل از پیامبر، در دیدارهای خصوصی که داشتند، نوشت و اخبار غیبی و کراماتی که از امامان دیده شد که جز از برگزیدگان مورد تایید خداوند، ساخته نیست .

برادران اهل سنت کوشیده‏اند ادعای نام بردن امامان و نخستین امام; علی علیه السلام توسط پیامبر را رد کنند . اینان می‏گویند: احادیث نبوی که گواه ادعای شیعه است، دلالت ندارد یا سند آن ضعیف است، اما علمای شیعی با سنی‏ها مناقشه کرده، اشتباه اهل سنت را بیان کرده‏اند .

برخی فرقه‏های شیعی به ویژه زیدیه، امامت دوازده امام را نپذیرفته‏اند، اما علمای شیعی بدانان پاسخ داده‏اند .

برخی نویسندگان معاصرنیز می‏گویند: مهدی متولد نشده است; زیرا فقط یک فرقه از دوازده فرقه‏ی پیرو حسن عسکری، معتقد به ولادت مهدی‏اند . «نوبختی‏» در کتاب «فرق الشیعه‏» و اشعری شیعی در «المقالات و الفرق‏» چنین گفته‏اند .

جواب اینان را به تفصیل در کتاب «حول امامة اهل البیت و وجود المهدی‏» داده‏ام .

غیبت‏به معنای وا نهادن عمل به احکام اسلامی نیست

غیبت‏به معنی توقف عمل به احکام اسلام نیست . چگونه می‏تواند چنین باشد، در حالی که وجود اوصیای پیامبر، برای حفظ اسلام است تا راهی صحیح برای کسانی باشد که می‏خواهند به دین عمل کنند . امامان این وظیفه را به بهترین صورت انجام داده‏اند، بدین سان که گروهی امین را برای فراگیر علوم تربیت کرده‏اند .

پذیرش حکومت‏بر جامعه‏ی اسلامی توسط امامان، جزئی از فعالیت‏های اینان بود، اما شرط اساسی برای پذیرش حکومت ، که وجود یاورانی شایسته و پیرو امامان است، فراهم نشد . چنان که امیر مؤمنان فرمود:

اما والذی فلق الحبة و براالنسمة، لولا حضور الحاضر و قیام الحجة بوجود الناصر لالقیت‏حبلها علی غاربها و لسقیت آخرها بکاس اولها .

سوگند به آن‏که دانه را شکافت و بشر را آفرید! اگر بیعت کنندگان نبودند و یاران، حجت‏بر من تمام نمی‏نمودند، رشته‏ی کار را از دست می‏گذاشتم و پایانش را چون آغازش می‏انگاشتم .

غیبت امام، راه چاره‏ای الهی در برابر مکر عباسی‏ها بود که خواستند امام را بکشند، اما خدای متعال می‏خواست او را حفظ و برای روز موعود ذخیره کند . بارزترین حکمت غیبت و سر آشکارش در مورد امت ویژه (شیعه‏ی اهل بیت) دادن فرصتی به میراث داران ائمه بود که مسؤولیت فکری و علمی و سیاسی خود را بر اساس فهم بشر غیر معصوم، از قرآن اجرا کنند و میراث فکری را که تجربه‏ی معصومانه‏ی پیامبر و امامان برجا گذاشته بود، انجام دهند . اندیشه‏ی بازگشت معصوم غایب در آخر زمان و ظهور دوباره‏ی وی در صحنه‏ی اجتماعی و سیاسی، برای ارزیابی تجارب گذشته‏ی غیرمعصومانه‏ی بشر است . نیز کشف میزان تاثیر و صدق تعبیر و درستی تجربه‏های بشر و تحقق وعده‏ی الهی [در برقراری عدالت کامل و حکومت صالحان] است . (7)

مفهوم انتظار فرج، مربوط به مهدی محمد بن حسن عسکری است که رانده شده و مخفیانه زیست و هنوز وجود شریفش در این حال است . خدایا! در فرج ولی‏ات; حجت‏بن الحسن، تعجیل فرما! و ارتباط فرج به امت از آن روست که مهدی موعود (عج)، رهبر معصوم آنان است که برای انجام وظیفه‏ی خاص الهی آماده شده است . تقدیر خداست که پایان سرنوشت زمین، چنین باشد و حضرت عیسی علیه السلام او را کمک کند . بنابراین، حکمت وجود این اعتقاد در شیعه روشن می‏شود، گرچه سنیان به مهدی موعود (عج) و غایب که رانده شده و نگران [وضع امت ] است، ایمان ندارند .

نشانه‏های ظهور

احادیثی که از نشانه‏های ظهور مهدی سخن می‏گوید، چه در کتب شیعه و چه سنی، غالبا درباره‏ی دو موضوع بحث می‏کند:

نخست: حوادث مستقل و جداگانه‏ای که رخ خواهد داد .

دوم: وضع اجتماعی و سیاسی و تکنولوژی (فن‏آوری) که جهان، پیش از ظهور دارد . به عبارت دیگر، وضع دنیای سیاست و اجتماع و فن‏آوری پیش از ظهور را برای ما ترسیم می‏کند .

در مورد رویکرد دوم، هر که درباره‏ی نشانه‏های ظهور پژوهش کند، درمی‏یابد که جهان کنونی، از هر وقت دیگری، به زمان ظهور نزدیک‏تر است .

از جنبه‏ی تکنولوژی، احادیث از جهانی سخن می‏گوید که در آن هواپیماهایی است که مسافران را از کشوری به کشور دیگر می‏برند و ایستگاه‏های رادیویی به تعداد مردم دنیا وجود دارد که می‏تواند خبر را در آن واحد، برای تمامی دنیا پخش کند و تلفن‏های تصویری هست و هر که در مشرق است، صدای برادرش رادر مغرب می‏شنود و چهره‏ی او را می‏بیند و رایانه‏های دستی وجود دارد که دارای برنامه‏های گوناگون است و دارنده‏اش را از همراه داشتن هزاران کتاب، بی‏نیاز می‏کند .

از جنبه‏ی اجتماعی، احادیث از وضع اجتماعی سخن می‏گوید که زنان، لباس مدی پوشیده یا برهنه‏اند که گویای کشف حجاب یا آرایش‏های جاهلانه است و انواع منکرات به ظهور می‏رسد که پیش از پیدایش، آدمی تصورش را نمی‏کرد .

از جنبه‏ی سیاسی، سخن از کشف معبد هیکل‏سلیمان می‏گوید که لازمه‏ی بر پایی دولت اسراییل در دل جهان عرب و اسلام است . نیز وجود جنبش‏های اسلامی در جوامع مسلمان که تلاش دارد حکومت اسلامی بر پا کند، اما بسیاری از افراد مجاهد زندانی می‏شوند . هم‏چنین از تاسیس دولتی در مشرق سخن می‏گوید که زمینه ساز دولت مهدی است . نیز اختلاف کارگزاران شیعی و چند گانگی سخن‏شان که با بیعت‏با مهدی، وحدت کلمه پیدا می‏کنند . هم‏چنین مهدیان دروغینی ظاهر می‏شوند . تمامی آن‏چه برشمردیم، در احادیث نشانه‏های ظهور آمده است .

تشخیص مدعیان مهدویت

تنها اصلی که می‏توان برای شناخت مدعیان دروغ‏گوی مهدویت، بدان اعتماد کرد، تایید و امداد الهی است که توسط مدعی راست‏گوی مهدویت نشان داده می‏شود . وی نبوت خاتم و جنبش اوصیای پیامبر را که پدرانش بودند، تصدیق می‏کند . این کاری لازم برای مدعی نبوت و رسالت است . امداد و تایید الهی، با ظهور عیسی بن مریم نشان داده می‏شود که قرآن، قصه‏ی وی را گفته است که مردگان را زنده می‏کرد و کور مادر زاد و مبتلایان به پیسی را شفا می‏داد . (8)

این اصل، راه را بر هر مدعی دروغینی می‏بندد، خواه شخص به عمد دروغ گوید یا قربانی مکاشفه‏ی عرفانی پنداری شود، مانند آن‏چه برای «مهدی سودانی‏» پیش آمد که پنداشت مهدی موعود (عج) است . وی خیال کرد پیامبر به او گفته که مهدی موعود (عج) است . مهدی سودانی در یکی از نوشته‏هایش در تاریخ 16 شعبان 1299 هجری می‏گوید:

سید وجود صلی الله علیه و آله به من خبر داد: من مهدی منتظرم . پیامبر چندین بار مرا بر کرسی‏اش نشاند و خلفای چهارگانه [ ابوبکر، عمر، عثمان و امام علی] و قطب‏ها [ی دراویش ] و خضر علیه السلام حضور داشتند، و مرا با ملایکه‏ی مقرب و اولیای زنده و مرده از فرزندان آدم تا زمانی کنون، نیز جنیان مؤمن، تایید و یاری کرد .

در هنگام جنگ، سید وجود صلی الله علیه و آله به عنوان امام و فرمانده‏ی سپاه حاضر می‏شود; نیز خلفای چهارگانه و قطب‏ها و خضر حاضرند . حضرتش، شمشیر نصرت و پیروزی را به من داد و فرمود: با داشتن آن شمشیر، کسی بر من پیروز نمی‏شود، گرچه گروه انس و جن باشند .

آن گاه سرور وجود فرمود . . . پرچمی از نور برافراشته می‏شود و در جنگ، همراه من است . عزراییل پرچم‏دار است . از این رو، یارانم ثابت قدم می‏شوند و در دل دشمنانم، ترس افکنده می‏شود و هر که با من دشمنی کند، خداوند خوارش می‏کند . پس هر که به راستی سعادتمند باشد، می‏پذیرد من مهدی منتظرم . اما خداوند در دل کسانی که جاه‏طلب‏اند، نفاق می‏افکند . پس به سبب حرص بر جاه‏طلبی، مرا تصدیق نخواهند کرد . . . سید وجود صلی الله علیه و آله به من دستور داد به منطقه‏ی «ماسه‏» در کوه قدیر هجرت کنم و از آن جا به تمامی مکلفان، دستور کلی را بنویسم . ما هم به امیران و بزرگان دینی نوشتیم، اما بدبختان نپذیرفتند و درستکاران تصدیق کردند . . . سید وجود صلی الله علیه و آله سه بار به من خبر داد: آن‏که در مهدویت تو شک کند، به خدا و رسول کافر شده است .

تمام آن‏چه درباره‏ی خلافتم و مهدویت‏به شما گفتم، در بیداری و در حال صحت، سید وجود صلی الله علیه و آله به من گفت، بی آن‏که مانعی شرعی باشد . نه خوابی بود و نه ربایشی و نه مستی و نه دیوانگی . . . . (9)

وی در نامه‏ی دیگری می‏گوید:

اگر من نوری از جانب خدا نداشتم و رسول‏الله صلی الله علیه و آله تاییدم نکرده بود، توان کاری نداشتم و روا نبود برایتان سخنی بگویم . آن‏چه گفتم که پیامبر فرمود، به دستور رسول الله بود . به من اخباری گفت که اولیا و علما از آن خبر ندارند . باید بدانید جز به دستور پیامبر یا فرشته‏ی الهام که از طرف پیامبر اجازه دارد، کاری نمی‏کنم . ایشان به من خبر داد: امت‏به دست من هدایت‏خواهد شد، بی آن‏که رنج‏هایی را که پیامبر تحمل کرد، بر دوش کشم .

من از نور دل پیامبر آفریده شده‏ام . ایشان به من بشارت داد یارانم مانند اصحاب ایشانند و رتبه و درجه‏ی [ملت من و] عوام نزد خدا، مانند رتبه‏ی شیخ عبدالقادر گیلانی است . (10)

محتوای دو نامه نشان می‏دهد: دلیل راستی مهدی سودانی، مدعی مهدویت، فقط گفته‏ی خودش است و دلیلی دیگر در تایید وی یافت نمی‏شود; افزون بر این‏که پیروزی جنبش وی که ادعا داشت‏با امداد الهی پشتیبانی می‏شود، تحقق نیافت .

به تصور شیعه، مهدی، انسان مشخصی است که فرزند [امام] حسن عسکری است و در 255 (یا 256) هجری زاده شده و از قرن سوم تا پانزدهم هجری با مردم زندگی می‏کند، تا هر وقت که خدا بخواهد . پس باید این مطلب را با دلیل ثابت کند; یعنی معجزه داشته باشد، چنان که آصف بن برخیا; وزیر سلیمان معجزه نشان داد، در حالی که پیامبر نبود . وی تخت ملکه‏ی سبا را در کم‏تر از چشم بر هم زدنی حاضر کرد . در آیات 38- 40 سوره‏ی نمل آمده است:

سلیمان گفت: ای بزرگان! کدام یک از شما، تخت او را برای من می‏آورد، پیش از آن‏که به حال تسلیم نزد من آیند؟

عفریتی از جن گفت: من آن را نزد تو می‏آورم، پیش از آن‏که از مجلست‏برخیزی و من نسبت‏به این امر توانا و امینم .

اما کسی که دانشی از کتاب [آسمانی] داشت، گفت: پیش از آن‏که چشم بر هم زنی، آن را نزد تو خواهم آورد!

هنگامی که سلیمان، تخت را نزد خود ثابت و پابرجا دید، گفت: این از فضل پروردگار است تا مرا آزمایش کند که آیا شکر او را به جا می‏آورم یا کفران می‏کنم و هر کسی شکر کند، به نفع خود شکر می‏کند و هر کس کفران کند [به زیان خویش نموده است; که ] پروردگار من غنی و کریم است!» .

طریق دیگر اثبات امامت مهدی (عج) این است که راه‏های عادی را به کار گیرد که نشان دهنده‏ی عمر بسیار وی و هویتش باشد . مثلا به اهالی لندن بگوید: در قرن دهم میلادی، از کشورشان عبور کرده و نامه‏ای را به خط خود بر پوست آهو در فلان منطقه نهاده که در آن زمان کتاب‏خانه‏ی شهر بوده است، اما بر اثر عوامل مختلف، کتاب‏خانه از بین رفته است . سپس به انگلیسی‏ها بگوید: می‏توانید چند متر بکنید تا بر کتاب‏خانه‏ی از بین رفته، دست‏یابید که در آن اسناد قابل قبولی است . می‏توانید فلان پرونده را باز کنید و نامه‏ی مرا بیابید و این، نسخه‏ی دوم آن است .

همین کار را با روس‏ها و ایرانی‏ها و چینی‏ها و دیگران که در زمان ظهورش زنده‏اند، می‏تواند انجام دهد . می‏بایست درخواست وی نشان دهنده‏ی درایت و آگاهی‏اش از حلقه‏های گم‏شده‏ی مهم برای هر کشوری باشد، تا اهالی را به فعالیت و کنکاش برای کشف حقیقت وا دارد . می‏بایست از موضع و موقعیتی قوی و برتر، خواسته‏اش را مطرح کند، کمی پیش از آن‏که در ظهور دولتش موفق شود، تا ادعا و درخواستش، به عنوان رییس دولتی باشد که داعیه دارد و توانمند است و تحرک می‏آفریند و شگفتی‏های بسیار دارد . اگر سال 1455 هجری، 2034 میلادی ظهور کند و ادعا نماید محمد بن حسن عسکری است و عمرش 1200 سال است، در حالی که سی ساله به نظر می‏رسد، مسلما سیاستمداران آن زمان خواهند پنداشت دیوانه است‏یا خرفت‏شده است، اما وقتی ادعا و درخواستش را بشنوند و ببینند وی هزینه‏ی کنکاش و پی‏آمدهای جنجال برانگیز را می‏پردازد و دانشمندان هر کشور، نتایج را ارزیابی خواهند کرد، هر که موافق ادعای وی است، با او همراه خواهد شد و دیگران به آزمایش و کنکاش دست‏خواهند زد .

ویژگی‏های دولت مهدی (عج)

دولت مهدی - که انتظار آن می‏رود - بدان معنا نیست که اسلام معطل بماند، تا پس از ظهور مهدی، دولت اسلامی برپا شود، بلکه به معنای ایجاد دولت‏خاصی است که نمونه‏ی کوچک آن، دولت و ملک سلیمان بود . ملک و حکومت‏سلیمان، با نیروهای جن و باد و حیوانات و نیز انسان‏های مؤمن، پشتیبانی می‏شد . مزیت دولت مهدی بر دولت‏سلیمان، این است که بر تمامی زمین حکم می‏راند و دولتی پس از آن نیست و به قیامت صغری متصل است، سپس زندگی بر کره‏ی خاکی پایان می‏پذیرد . قرآن به قیامت صغری در آخر الزمان در آیات 82- 88 سوره‏ی نمل اشاره کرده است:

و هنگامی که فرمان عذاب آن‏ها رسد [و در آستانه‏ی رستاخیز قرار گیرند]، بنده‏ای را از زمین برای آن‏ها خارج می‏کنیم که با آن‏ها تکلم می‏کند [و می‏گوید: ] مردم به آیات ما ایمان نمی‏آورند .

[و به خاطر آور] روزی را که ما از هر امتی، گروهی را از کسانی که آیات ما را تکذیب می‏کردند، محشور می‏کنیم و آن‏ها را نگه می‏داریم تا به یکدیگر ملحق شوند!

تا زمانی که [به پای حساب] می‏آیند، [خدا به آنان] می‏گوید: آیا آیات مرا تکذیب کردید و درصدد تحقیق برنیامدید؟ ! شما چه اعمالی انجام می‏دادید؟ !

در این هنگام، فرمان عذاب به خاطر ظلم‏شان بر آن‏ها واقع می‏شود و آن‏ها سخنی ندارند که بگویند .

آیا ندیدید که ما شب را برای آرامش آن‏ها قرار دادیم و روز را روشنی بخش؟ ! در این امور، نشانه‏های روشنی است‏برای کسانی که ایمان می‏آورند [و آماده‏ی قبول حق‏اند] .

[و به خاطر آورند] روزی را که در صور دمیده می‏شود و تمام کسانی که در آسمان‏ها و زمین هستند، در وحشت فرو می‏روند، جز کسانی که خدا خواسته است و همگی با خضوع در پیشگاه او حاضر می‏شوند .

کوه‏ها را می‏بینی و آن‏ها را ساکن و جامد می‏پنداری، در حالی که مانند ابر در حرکت‏اند . این صنع و آفرینش خداوند است که همه چیز را متقن آفرید . او از کارهایی که انجام می‏دهید، مسلما آگاه است .

توضیح بیشتر آیات

اذا وقع القول علیهم;

یعنی وقت مشخص و حادثه‏ی موعود رخ نماید .

دابة; به هر جنبنده بر روی زمین می‏گویند، چنان که در آیه‏ی 56 هود آمده است:

هیچ جنبنده‏ای نیست مگر این‏که خدا بر آن تسلط دارد .

در سوره‏ی نمل به معنای انسان مرده‏ای است که خدا زنده‏اش می‏کند [و او با مردم سخن می‏گوید] به قرینه‏ی اخرجنا من الارض و تکلمهم .

ذکر آیه بدان سبب است که پس از ظهور مهدی و مسیح، بسیاری از مردم، بر دین و مذهب پدری خود که بدان خو و الفت گرفته‏اند، باقی خواهند ماند، چنان که قرآن درباره‏ی مردم زمان پیامبران در آیه‏ی 104 سوره‏ی مائده گفته است:

و هنگامی که به آن‏ها گفته شود: به سوی آن‏چه خدا نازل کرده و به سوی پیامبر بیایید، می‏گویند: آن‏چه از پدران خود یافته‏ایم، ما را بس است; آیا اگر پدران آن‏ها چیزی نمی‏دانستند و هدایت نیافته بودند [باز از آن‏ها پیروی می‏کنند؟ ! ] .

یوم نحشر من کل امة . . . ;

یعنی از هر امتی، گروهی که آیات ما را تکذیب کنند، محشور می‏کنیم .

یوم ینفخ فی الصور . . . ;

اشاره به حشر اکبر و قیامت کبری‏ست .

قیامت صغری که آیات بدان اشاره دارد، بر این اندیشه استوار است که به برپایی دولت عدل مطلق و بهره‏مندی انسان از امنیت و عدل و خودکفایی اقتصادی و اجتماعی که از پرتو دولت مهدی به دست می‏آید، نباید بسنده کرد; زیرا تنها هدف مورد انتظار، قیام مهدی (عج) و مسیح نیست، بلکه هدف دیگری وجود دارد، که گفت و گوی میان ادیان و مذاهب و ارزیابی آن‏ها بر اساس شیوه‏هایی است که واقعیت‏ها و حوادث تاریخ را روشن می‏کند، که لازمه‏ی آن زنده کردن شهود و مردان تاریخ سازی است که اساس مذاهب و اندیشه‏ها بودند و خداوند، رسولش عیسی را ذخیره کرد تا شهود تاریخی را در پیشگاه حاکم والا مرتبه، مهدی آل محمد صلی الله علیه و آله زنده کند .

برخی نمی‏پذیرند که شیعه به قیامت صغری «رجعت‏» معتقد باشد، اما شیعیان باور دارند عیسی بن مریم علیه السلام بار دیگر به دنیا برمی‏گردد و به امام مسلمانان اقتدا می‏کند، چنان که در روایت‏بخاری است:

کیف بکم اذا نزل عیسی بن مریم و امامکم منکم .

چگونه خواهید بود آن زمان که عیسی پسر مریم، از آسمان فرو آید و امام از شما باشد؟

آیا اینان نمی‏پرسند چگونه مردم می‏فهمند این شخص، عیسی بن مریم است اگر مردگان را زنده نکند و کور مادر زاد و مبتلایان به پیسی را شفا ندهد؟ ! آیا آنان می‏پندارند عیسی که مردگان را زنده می‏کند، انسانی را که تازه مرده است، زنده می‏کند تا ساعتی زندگی کند، سپس بمیرد؟ یا این‏که تاثیر وی ماندگارتر و کارش مهم‏تر است؟ به این‏که شخصی را که قرن‏هاست مرده است، زنده کند تا سال‏ها زندگی کند .

مهم‏تر این است که شخصیتی مثل علی بن ابی طالب علیه السلام زنده شود که مسلمانان در موقعیت و جایگاه وی پس از رسول‏الله صلی الله علیه و آله اختلاف نظر دارند . برخی می‏گویند: موقعیت رسالت و نقش سیاسی وی مانند رسول‏الله صلی الله علیه و آله است، جز این‏که پیامبری پس از رسول‏الله صلی الله علیه و آله نیست و مخالفت‏با امام علی روا نیست، چنان که نافرمانی پیامبر را نمی‏توان کرد .

امام از قول پیامبر، کتاب‏هایی را نوشت که امامان بعدی به ارث بردند تا به مهدی (عج) رسید . اما برخی منکر تمامی این مطالب‏اند و امام را چهارمین شخص در فضیلت [پس از ابوبکر و عمر و عثمان ] می‏دانند، بلکه برخی فضیلتی برای امام قایل نیستند! (11)

مهدی (عج) صحیفه‏ی جامعه‏ای را که امام علی علیه السلام بر پوست، به خط خود و املای پیامبر نوشت، به مردم نشان می‏دهد . این کتاب را امامان - به بیان الهی - پس از پیامبر، یکی پس از دیگری به ارث بردند و محتوایش را منتشر کردند . از این طریق یگانه‏ی مورد اعتماد، سنت نبوی، به نقل از امامان، در کتب شیعه هست و معصوم به نقل از پیامبر می‏نوشت و معصومی دیگر حدیث را روایت می‏کرد، چنان که امام‏صادق علیه السلام می‏فرماید:

اگر ما به رای و میل خود، به مردم فتوا می‏دادیم، هلاک می‏شدیم . آن‏چه می‏گوییم به نقل از رسول‏الله صلی الله علیه و آله و دانشی است که یکی پس از دیگری، به ارث برده و ذخیره نموده‏ایم، چنان که مردم طلا و نقره را ذخیره می‏کنند . (12)

اما برخی بر اعتقادی که از پدران به ارث برده و بدان خو کرده‏اند، باقی می‏مانند .

برای آن‏که دلیل حسی باشد و بهانه‏ای دست کسی نماند، نگارنده‏ی هر کتابی زنده می‏شود، تا با دست‏خود، آن‏چه را نوشته، بنگارد و مردم بدانند وی کتاب را نوشته است و او با مردم، چنان که دیده و پیش آمده، سخن بگوید . مثلا عیسی به مسیحیان خواهد گفت: دینی که در دست‏شماست، از من نیست، بلکه مثلا از «پولس‏» [ یکی از حواریون] است . عیسی، پولس را زنده می‏کند تا به مردم بگوید چگونه رسالت مسیح را که به رسالت محمد و اهل بیتش بشارت می‏داد، تحریف کرده و مسیح را خاتم رسولان، بلکه یکی از اقالیم [ خدا، پسر و روح القدس] قرار داده است .

بنابراین، دولت مهدی فقط برای اقامه‏ی عدل مطلق در جامعه‏ی بشری نیست، بلکه برای ایجاد فکری یکسان و مذهبی واحد است; مذهبی که بر متون درست و معتبر تاریخی استوار است . از این رو، دولت مهدی، پایان جنبش انبیا و رسولان و پیروزی عقل و دانش و توحید بر نادانی و خرافه و شرک است .

یهود و مسیحیت و انتظار رهبر موعود

به رغم دشمنی تاریخی شدید میان یهود و مسیحیان، به پندار کشتن عیسی بن مریم به دست‏یهود، پیروان هر دو دین در قرن 19 و 20 میلادی، به وحدت نظر در ظهور مسیح و پشتیبانی از برنامه‏ای سیاسی رسیدند که بر پایی دولت اسراییل بود; از آن رو که به پندارشان مقدمه‏ی ظهور مسیح به شمار می‏آمد . بدین بهانه صدها کلیسا و گروه‏های مسیحی امریکایی و اروپایی برای پشتیبانی دولت اسراییل بسیج‏شدند . (13) در سال 1980، سازمانی به نام «سفارت بین‏المللی مسیحیان‏» در قدس اشغالی تاسیس شد که اهداف مؤسسان آن به اختصار چنین بود:

ما بیش از اسراییلی‏ها، صهیونیست هستیم و قدس تنها شهری است که مورد نایت‏خداست و خداوند تا ابد این سرزمین را به اسراییل داده است .

اعضای سفارت معتقدند:

اگر اسراییل نباشد، مکانی برای بازگشت مسیح نیست .

بلافاصله پس از راه‏اندازی سفارت، جشن بین‏المللی سالیانه‏ی یهودی - مسیحی، با نام «عید عریش‏» برگزار شد و بیش از هزار روحانی مسیحی در آن شرکت کردند و در سال 1982، سه هزار رهبر مذهبی مسیحی در آن حضور داشتند .

«سفارت بین المللی مسیحیان‏» یکی از سازمان‏های مهم بود که برای شنیدن مذاکرات کمیسیون‏های کنگره‏ی امریکا، به هنگام طرح جریان نبرد عرب‏ها با اسراییل، به ویژه بر سر قدس، دعوت می‏شد . در سال 1985، رهبری مسیحیان صهیونیست، کنفرانسی در «بال‏» سوییس برگزار و اعلام کرد:

ما گروه‏هایی از دولت‏های مختلف و نمایندگان کلیساها، در این‏جا گرد آمده، در این سالن کوچک که در 88 سال پیش دکتر «تئودور هرتزل‏» به همراه اولین شرکت کنندگان کنفرانس صهیونیستی، در آن تجمع نمودند و سنگ بنای پیدایش دولت اسراییل را نهادند . همگی برای نیایش و خشنودی پروردگار جمع شده‏ایم، تا اشتیاق خود را به مردم و سرزمین و عقیده‏ی اسراییل و همراهی خود را اعلام کنیم و بگوییم: دولت اسراییل را تایید می‏کنیم . (14)

در امریکا، کنیسه‏ای به نام [Indespensationalism] تاسیس شد که شمار پیروانش به شش میلیون نفر می‏رسد . اعضا معتقد به بازگشت مسیح‏اند، که از جمله شرایطش، برپایی دولت صهیونیستی و تجمع یهودیان دنیا در فلسطین است .

از شمار پیروان این کنیسه، «جرج بوش‏» اول و «ریگان‏» رؤسای جمهور پیشین امریکا هستند . در اکتبر 1983، ریگان در برابر انجمن دوستی امریکا و اسراییل، گفت:

«من می‏پرسم: آیا ما همان نسلی هستیم که شاهد نبرد «هرمجیدون‏» خواهیم بود؟ پیش‏گویی‏های زمان گذشته، زمانی را که اکنون در آن به سر می‏بریم، توصیف می‏کند» . (15)

گفته‏ی ریگان مستند به کتاب [ The late grad planet erth ] [سیاره‏ی فانی بزرگ زمین] نوشته‏ی «هال لیندسی‏» ، ( Hal lindsey ) است که نخستین بار در سال 1970 منتشر شد و پانزده میلیون نسخه فروش کرد . در این اثر، مهم‏ترین فلسفه‏ی پایان تاریخ و بازگشت مسیح، بازگشت‏یهود به سرزمین اسراییل، پس از هزاران سال دانسته شده است . هم‏چنین گفته شده است: قوم یاجوج، اتحاد شوروی است که همراه عربها و هم پیمانان‏شان، به اسراییل حمله می‏کند . این کتاب تاکید دارد: ارتش نظامی اسراییل بر نیروهای شر پیروز می‏شود و پس از نبرد «هرمجیدون‏» ، وضع برای بازگشت نجات بخش مسیح آماده می‏شود . هرمجیدون نام منطقه‏ای در دشت «المجدل‏» فلسطین است که نیروهای شر و خیر در آن جا نبرد خواهند کرد . (16)

گفت و گوی مسلمانان درباره‏ی مهدی موعود (عج)

در پرتو عقاید مشترک شیعی و سنی درباره‏ی برنامه‏ی الهی در آخرالزمان و این‏که رهبر موعود; مهدی از ذریه‏ی پیامبر و فاطمه و از نسل امت اسلامی است و قرآن و سنت، شیوه‏ی وی می‏باشد، سنی و شیعه، دو نوع گفت و گو می‏توانند داشته باشند:

نخست: گفت و گوی شیعی - سنی با هدف ایجاد بنیان محکم وحدت اسلامی که بر وحدت قبله و کتاب و خاتمیت پیامبر و آینده‏ی مشرق با ظهور مهدی آل محمد صلی الله علیه و آله استوار است . مسایل اختلافی را با روح محبت و برادری و بحث علمی می‏توان بررسی کرد . شاید از مهم‏ترین مسایل رو در روی مسلمانان، نشانه‏های الهی و ضوابطی است که مهدی موعود (عج) را مشخص می‏کند . به ویژه آن‏که دو تجربه‏ی سیاسی بزرگ، در این باره هست; تجربه‏ی مهدی اسماعیلی در قرن سوم و چهارم هجری و تجربه‏ی مهدی سودانی در قرن سیزدهم .

دوم: گفت و گوی اسلامی - مسیحی .

گفت و گوی اسلامی - مسیحی

در بسیاری از اندیشه‏های دینی، مسیحیان و مسلمانان مشترکند، چه درباره‏ی خدای متعال یا نبوت یا پایان سعادتمندانه‏ی زمین و نقش مسیح در این باره . نشر اندیشه‏های مشترک که بسیاری از مردم مسیحی و اسلامی از آن ناآگاهند، سست‏بزرگی را که میان مسیحیان و مسلمانان هست، پر می‏کند . نیز احساسات منفی و سیاست‏های اشتباهی را که به سبب وضع استثنایی، دولت‏های دو طرف در طول تاریخ انجام داده‏اند، کم می‏کند . اگر شکاف میان پیروان ادیان پر شده و اندیشه‏ی دشمنی از بین رود و تقدیر و احترام متقابل به جای آن بنشیند، می‏توان در مسایل اختلافی با روح محبت و احترام بحث کرد .

این مساله سخت و محال نیست; زیرا میان مسلمانان و مسیحیان، مطلبی وجود ندارد که سبب اختلاف شود . برعکس آن‏چه در طول تاریخ بر روابط مسیحی - یهودی حاکم بوده است; زیرا یهودیان نمی‏پذیرند عیسی پسر مریم است، بلکه به وی و مادرش، صفات زشتی نسبت می‏دهند و اعتراف می‏کنند عیسی را کشته‏اند! مسیحیان نیز این مطلب را قبول دارند . اما به رغم این وضع، تلاش‏های یهودیان صهیونیست، نتیجه‏ی مثبت داده و مسیحیان، هم پیمان قدرتمند اسراییل شده‏اند و میلیون‏ها مسیحی، اسراییل را بیش از خود یهود، تایید و حمایت می‏کنند!

پی‏نوشت‏ها:

1. دو نوع جبر داریم: جبری طبیعی; یعنی وجود روابط ضروری ثابت در طبیعت که موجب می‏شود وجود هر پدیده‏ی طبیعی مشروط به پدیده‏ای قبلی یا پدیده‏ای همراه باشد . به دلیل فراگیر بودن نتایج استقرای علمی، اعتقاد به جبر ضروری است . اگر اعتقاد نداشته باشیم پدیده‏های طبیعی، مطابق نظام همیشگی است، نمی‏توانیم نتایج استقرا را فراگیر بدانیم .

(نوع دوم، جبر تاریخی است که مقصود وقوع ضروری رخداد یا رویکردی تاریخی است; یعنی اگر شرایط فراهم شود، حتما رخداد یا رویکرد تاریخی پیش خواهد آمد .

(در اندیشه‏ی بشری، دو نظر در مورد جبر تاریخی هست . نظری که معتقد به جبر تاریخی است و به شناسایی احکام کلی که می‏تواند حوادث آینده را پیش‏گویی کند، فرا می‏خواند . نظر بعدی، منکر جبر تاریخی و مدعی است قوانین کلی‏تاریخ را نمی‏توان شناخت و پیش‏گویی حوادث یا رویکردهای تاریخی بر اساس آن ممکن نیست . ر . ک: المعجم الفلسفی، اصطلاح «الحتمیة‏» و «التاریخیة‏» ; فلسفة التاریخ، محمود صبحی، صص 36 و 41- 55 .

2. انتساب «مارکس‏» به یهودیت، قبل از الحادی بودن وی، ما را ملزم می‏کند فهم وی از جبر را که «جامعه‏ی بشری به مرحله‏ای می‏رسد که تمامی اختلافات اجتماعی برطرف شده، همدلی و صلح حاکم می‏شود» به سبب تاثیر «مارکس‏» از دین بدانیم که در مدت طولانی از زندگی‏اش پای بند دین بود .

3. در انجیل یوحنا (6، 14) هست که وقتی مردم نشانه‏ای را که عیسی آورد دیدند، گفتند: این مطلب حقی است و وی پیامبری می‏باشد که به جهان خواهد آمد . در حاشیه‏ی چاپ دارالمشرق، محقق چنین می‏نویسد: انتظار پیامبر در سده‏ها و تاریخ اخیر، در جوامع و محیطهای مختلف رواج داشت .

4. The stone edtion, The chvmash, by R.hosson Scherman,R.meir ziotowitz,Third edtion first impression:1994.P.76.

«حنان ابل‏» (Chananel) نگارنده‏ی مطلب مذکور، بزرگ علمای یهود در قیروان (1055 م/447 ه) و مؤلف مشهورترین تفسیر «تلمود» و اسفار پنج‏گانه‏ی نخست تورات است . مفسران پس از وی، بسیاری از آرائش راگواه آورده‏اند، از جمله «بکیا» ، (Bachya) 1263- 1340 م/662- 741 ه] تفسیر وی دربردارنده‏ی چهار شیوه‏ی تفسیری است: ظاهری، کلاسیکی، فلسفی و صوفی . تفسیر وی، آرای «کنعان ایل‏» را در بر دارد .

5. ابن تیمیه (661- 729 ه) می‏گوید: بسیاری از یهودیانی که به دین اسلام تشرف پیدا کرده‏اند، اشتباه نموده و پنداشته‏اند امامان، دوازده رهبری هستند که فرقه‏ی رافضه بدان می‏خوانند و از اینان پیروی کرده‏اند . ر . ک: البدایة النهایة، ابن کثیر، ج 6، ص 250، چاپ نخست .

6. کافی، ج 1، ص 277، روایت 1- 4; بصائر الدرجات، صفار، ص 470، روایت 1- 2 و 10 .

7. شبهات و ردود، سامی بدری، ج 3، صص 23- 24 .

8. بیماری‏هایی در زمان مسیح، شیوع داشت، که درمانش مشکل بود . وی با لمس بدن و با معجزه، امراض را درمان می‏کرد . با ظهور دوباره‏ی مسیح، این کار تکرار می‏شود; زیرا کمی پیش از ظهورش، دنیا پر از رفتار ناهنجار اخلاقی خواهد شد، که سبب آن مثلا به کارگیری اشعه‏ی رادیوم، در جنگ‏هاست . شاید ما در آغاز این مرحله‏ایم، به ویژه پس از آن‏که اسلحه‏های جدید در جنگ خلیج فارس آزمایش شد، آگاهان منتظر حالت‏های ناهنجار اخلاقی به سبب آن تشعشعات هستند .

9. ر . ک: آثار الکامله للامام المهدی السودانی، ج 1، صص 139- 149; سعاده المهتدی بسیرة الامام المهدی، اسماعیل عبدالقادر الکردفانی، تحقیق: د . محمد ابراهیم ابوسلیم، ص 1، چ نخست، بیروت، 1972 .

10. آثار الکامله، ج 5، ص 94، نامه‏ی 40 .

11. صحیح، بخاری، ج 4، ص 203، دارالفکر، بیروت . بخاری می‏گوید: شاذان به نقل از عبدالعزیز بن ابی سلمه الماحشون از عبیدالله از نافع از ابن عمر می‏گوید: در زمان پیامبر، کسی را هم‏سنگ ابوبکر، سپس عمر و سپس عثمان نمی‏دیدیم و اصحاب پیامبر را رها کرده، در میان‏شان، کسی را برتری نمی‏دادیم .

12. بصائر الدرجات، ص 299 .

13. البعد الدینی فی السیاسة الامیریکیة تجاه الصراع العربی الاسرائیلی، یوسف الحسن . رساله‏ی دکترای وی است .

14. مقالة «الصهیونیة فی امیرکا» ، حسن حداد، مجلة شوؤن فلسطینیة، ش 92- 93، 10/9/1990 .

15. مقالة «الخلیج فی الطریق الی هرمجیدون‏» ، محمد اسماک، السفیر، 10/9/1990 .

16. الصهیونیة فی امیرکا، ش 92- 93 .




:: برچسب‌ها: امام زمان (عج), امام مهدی(عج), امام زمان

نویسنده : عشاق المهدی
تاریخ : ۱۳۸۸/۱٠/۱٠