درد دل با امام زمان (عج)

زءهرکسی که گرفتم سراغ خانه ای  تو              زء‌ من گرفت نشانه از توء نشانه ای تو

یوسف گمشده فاطمه به هر کسی گفتم خانه مولام کجاست یک جوابی بهم داد.

شرمنده شدم .

گفت تو میگی من غلام مهدیم          ان وقت ادرس خونه ارباب تو نداری

دلم به حال دلم سوخت بس که هر شب روز گرفت این دل غرق به خون بهانه تو

اقا جان بگو جواب دلم رو چی بدم هر دم ازم سوال میکنه  .هر دم ازم جواب میخواد

حرف دلم اینه نوکر رخ ارباب نبیند سخت است شب گر رخ مهتاب نبیند سخت است لب تشنه اگر اب نبیند سخت است

هر جمعه غروب دل خراب است




:: برچسب‌ها: درد دل با امام زمان (عج)

نویسنده : عشاق المهدی
تاریخ : ۱۳۸۸/۱٠/۱۸