شیعه و دیگر مذاهب

نتیجه‌ای که از این رویه عاید تعلیمات عالیه‌ی اسلام می‌شود این است که:

1. تعلیمات اسلامی که در مجرای تعقل و استدلال منطقی آزاد قرار گرفته،‌ نسبت به انسان با غریزه‌ی تفکر فلسفی و تعقل استدلالی که دارد قابل هضم است.


2. طریقه‌ی تعقل غیر از راه وحی مجرد، یک پشتوانه‌ی دیگری است که تعلیمات اسلامی را برای همیشه و نسبت به همه کس، زنده نگه می‌دارد و مقاصد این آیین پاک از دریچه‌ی چشم استدلال پیوسته‌تر و تازه خواهد بود و باگشودن این راه، بعد از انقطاع وحی و پایان نبوت، دیگر تعلمیات دینی هرگز قیافه‌ی ابهام و اجمال به خود نمی‌گیرد و در صف یادگارهای تاریخی و آثار باستانی در موزه‌ها ذخیره نمی‌شود.

برای این‌که به نتایج پراهمیت این روش روشن اسلام بهتر واقف شویم، باید پی‌جویی و کنجکاوی بیشتری در اطراف تعلیمات اسلامی انجام دهیم و مخصوصا دو مسئله‌ی «الوهیت» و «معادشناسی» اسلام را با دقت بیشتری مورد بررسی قرار دهیم.

اسلام از هر دو راه وحی و تعقل خدای جهان را دارای علم و قدرت و حیات نامتناهی معرفی می‌کند که جهان هستی در وجود و همه‌ی شئون وجود خود مانند سایه‌ا‌ی که شاخص را دنبال می‌کند به هستی وی تکیه زده و دربرابر «غنای نامتناهی» وی «نیاز مطلق» است.

در بیانات اهل بیت علیهم‌السلام مسئله «تشبیه و تعطیل» با این بیان نفی شده است که می‌فرمایند: خدا حیات دارد، نه مثل حیات ما، علم دارد،‌ نه مثل علم ما، قدرت دارد، نه مثل قدرت ما و به همین ترتیب...

و البته چنین هستی نامتناهی، یگانه بوده و بیشتر از یکی در این مورد تصور نخواهد داشت (1). و از همین نظر که هر پدیده‌ای از اجزای محسوس یا غیرمحسوس جهان هستی و همچنین مجموعه‌ی آنها در هستی محدود خود تکیه به هستی نامتناهی و غیرمحدود  وی زده، او در هر زاویه از زوایای وجود اشیاء، موجود و مشهود می‌باشد. چه اگر موجودی از موجودات فرضا او را گم کرده و از دست بدهد مانند سایه‌ای که از جسم جدا شود، وجود خود را از دست داده، در تاریکی عدم و نیستی فرو می‌رود.

برای این‌که عامه‌ی مردم به افکار ساده‌ی خود این حقایق را سوء تعبیر نکنند و قیمومت حقیقی الوهیت را نسبت به این عالم به شکل «حلول» و به نحو «اختلاط و امتزاج» وجودی که مخصوص اجسام است فکر ننمایند، در بیانات اهل بیت علیهم‌السلام این مسئله با نفی «تشبیه و تعطیل» بیان شده است که می‌فرمایند: خدا حیات دارد، نه مثل حیات ما، علم دارد،‌ نه مثل علم ما، قدرت دارد، نه مثل قدرت ما و به همین ترتیب...

می‌توان گفت: این که کلمه‌ی «الله اکبر» در اسلام به منزله‌ی شعار است، برای حفظ همین حقیقت است که در اذهان مردم تغییر قیافه داده، به نحو حلول و اتحاد اخذ نشود و در نتیجه مقام الوهیت نامحدود و نامتناهی بودن خود را از دست ندهد، صورت ذهنی مقام الوهیت در افکار ما اگر به نحو حق و صواب هم جلوه کند، ذات پاک خداوندی از آن معنای محدودِ متناهی بزرگ‌تر است.

نظام هستی پیوسته در گردش است و به واسطه‌ی ارتباط و اتحادی که اشیاء میان خود دارند، نظام متقنی به وجود آمده و خداست که این نظام را به دنبال ارتباطی که در میان اشیاء حکمفرما کرده، به وجود آورده و در اثر آن هرچیز را به سوی مقاصد ویژه‌ی خلقت خود سوق می‌دهد.

روی همین اصل، قرآن کریم، با کمال صراحت لهجه می‌گوید: مقام الوهیت نامتناهی و به همه چیز محیط است و هرگز محدود و محاط نمی‌شود. (2) چنان که ملک و حکومت مطلق از مختصات الوهیت است و هیچ شریکی در آفرینش و ایجاد و همچنین در تدبیر و اداره‌ی عالم و نیز در مصدریت حکم، ندارد. (3)

قانون علت و معلول عمومی، اگر چه هستی اشیاء را به همدیگر ارتباط می‌دهد و معلول را در وجود خود نیازمند علت می‌کند- و معارف اسلامی نیز همین معنی را تصدیق دارد- ولی معارف اسلامی هرگز علل را در کار خودشان استقلال تام نمی‌دهد، بلکه خداست که علت و معلول و رابطه‌ی معلول به علت و تفوق علت بر معلول را به وجود آورده است و اوست که فوق همه حکومت می‌کند.

طریقه‌ی تعقل غیر از راه وحی مجرد، یک پشتوانه‌ی دیگری است که تعلیمات اسلامی را برای همیشه و نسبت به همه کس، زنده نگه می‌دارد

نظام هستی پیوسته در گردش است و به واسطه‌ی ارتباط و اتحادی که اشیاء میان خود دارند، نظام متقنی به وجود آمده و خداست که این نظام را به دنبال ارتباطی که در میان اشیاء حکمفرما کرده، به وجود آورده و در اثر آن هرچیز را به سوی مقاصد ویژه‌ی خلقت خود سوق می‌دهد.

همچنین زندگی اجتماعی بشر بدون یک سلسله احکام و مقرراتی قابل دوام نیست ولی به نظر اسلام تنها خداست _ عز و جل _ که حکم وی مطاع است. زیرا مالکیت حقیقی از آن اوست و کسی جز او نمی‌تواند در آفریده‌های او هیچ‌گونه تصرف حکمی نماید، مگر با اذن او. پس هر حکمی را که او صادر کرد یا حکم صادر شده‌ای را که امضا نمود، واجب‌القبول است و گرنه مردود خواهد بود.

) این مطلب از آیات قرآن و از کلمات امام اول شیعه امیر‌المؤمنین به طور واضح قابل استفاده است و تا اندازه‌ای در نشریه «شیعه» و در جلد 6 تفسیر «المیزان» بیان شده است.

2) «الا انه بکل شئ محیط» آگاه باشید خدا به همه چیز احاطه‌ی بی‌قید و شرط دارد (سوره‌ی فصلت آیه‌ی 54)

3) «ذلکم الله ربکم خالق کل شئ لا اله الا هو» (سوره‌ی مؤمن آیه‌ی 62)

 

منبع: معنویت تشیع نویسنده: علامه طباطبایی صص 35-37




:: برچسب‌ها: شیعه و دیگر مذاهب

نویسنده : عشاق المهدی
تاریخ : ۱۳۸۸/۱٠/۱٩