ملاقات در صاریا

قسمت هشتم

سند دیگر در استناد به همین آیه، گفتگوی ابن عباس با عمر است که مولی حیدر شروانی در کتاب مناقب اهل البیت علیهم السلام صفحه‏ی 453، از دو مدرک عامه، یکی «شرح نهج البلاغه‏ی ابن ابی الحدید» و دیگری تاریخ ابن اثیر به نام «الکامل فی التاریخ» بازگو نموده و چنین است که عمر از ابن عباس پرسید: آیا می‏دانی چه چیز مردم را از شما بازداشت که به خلافت و حکومت شما دودمان پیامبر تن ندادند؟


 سند دیگر در استناد به همین آیه، گفتگوی ابن عباس با عمر است که مولی حیدر شروانی در کتاب مناقب اهل البیت علیهم السلام صفحه‏ی 453، از دو مدرک عامه، یکی «شرح نهج البلاغه‏ی ابن ابی الحدید» و دیگری تاریخ ابن اثیر به نام «الکامل فی التاریخ» بازگو نموده و چنین است که عمر از ابن عباس پرسید: آیا می‏دانی چه چیز مردم را از شما بازداشت که به خلافت و حکومت شما دودمان پیامبر تن ندادند؟
ابن عباس گفت: خیر.
عمر پاسخ داد: اما من می‏دانم.
ابن عباس پرسید: چیست؟ چه انگیزه و عاملی مردم را از پذیرش ولایت و خلافت آل پیغمبر علیهم السلام بازداشت؟
عمر گفت: قریش خوش نمی‏داشت که نبوت و خلافت، هر دو از آن خاندان شما باشد، پس بر مردم اجحاف نمودید. از این رو قریش در کار خویش نگریستند و خود به انتخاب خلیفه پرداختند و در گزینش و نصب پیشوا و جانشین پیامبر، موفق شدند و به حق رسیدند.
بعد از این سخن، ابن عباس حرفهای عمر را یک یک پاسخ داد و تمام موارد گفتارش را با استناد به قرآن، باطل نمود تا آنکه درباره‏ی انتخاب قریش نسبت به خلافت گفت:
اما این حرفت که گفتی قریش خود به گزینش و اختیار خلیفه همت گمارد، خداوند متعال می‏فرماید:
«و پرودرگارت خلق می‏کند هر چه بخواهد و اختیار می‏نماید، آنان را حق انتخاب و اختیار نیست.» و تو خوب می‏دانی که خداوند برای مقام خلافت و امامت، همان کسی را که می‏خواست از خلقش انتخاب نمود.
پس اگر قریش نیز همان را که مورد نظر و گزینش الهی بود می‏نگریست و بدان گرایش می‏یافت، قطعا به موفقیت می‏رسید و حقیقت را در آغوش می‏کشید.
گفتگوی عمر با ابن عباس بالا گرفت و هر چه عمر درباره‏ی قریش و مسئله‏ی رهبری امت گفت، ابن عباس در کمال شجاعت و صراحت با تکیه به قرآن و عقل، رد کرد و غصب خلافت و ظلم به اهل بیت و حقانیت حضرت علی علیه السلام را به روشنی بیان داشت، تا آنجا که عمر نتوانست تحمل کند و گفت: بس کن! برخیز و به خانه‏ات برگرد
.




:: برچسب‌ها: جواب دندان شکن, امام زمان (عج), امام زمان, درد دل با امام زمان(عج)

نویسنده : عشاق المهدی
تاریخ : ۱۳۸٩/٢/۱۱