اثبات امامت حضرت حجة بن الحسن العسکری عجل الله فرجه الشریف

فصل اول: قسمتی از احادیث متواتره که به طور خاص بر امامت آن حضرت‏ دلالت دارد

 1 - روایت صحیحی است که ثقة الاسلام کلینی در کتاب کافی از حضرت امام جوادعلیه السلام آورده است که فرمود: امیر المؤمنین‏علیه السلام همراه حسن بن علی‏علیهما السلام در حالی که به دست سلمان تکیه کرده بود، وارد مسجد الحرام شدند و نشستند که ناگاه مردی خوش‏قیافه و خوش‏لباس آمد و بر امیر مؤمنان علی‏علیه السلام سلام کرد و خدمت آن حضرت نشست. آن بزرگوار جواب سلام او را دادند. سپس گفت:


 1 - روایت صحیحی است که ثقة الاسلام کلینی در کتاب کافی از حضرت امام جوادعلیه السلام آورده است که فرمود: امیر المؤمنین‏علیه السلام همراه حسن بن علی‏علیهما السلام در حالی که به دست سلمان تکیه کرده بود، وارد مسجد الحرام شدند و نشستند که ناگاه مردی خوش‏قیافه و خوش‏لباس آمد و بر امیر مؤمنان علی‏علیه السلام سلام کرد و خدمت آن حضرت نشست. آن بزرگوار جواب سلام او را دادند. سپس گفت: یا امیر المؤمنین‏علیه السلام! من سه مسأله از تو می‏پرسم، اگر پاسخ آن‏ها را دادی خواهم دانست که این مردم در کار تو خلافی بزرگ مرتکب شده‏اند که در دنیا و آخرت مسؤول آنند و گرنه می‏فهمم که تو با آنان مساوی هستی و هیچ امتیازی بر ایشان نداری.

امیر مؤمنان‏علیه السلام فرمود: هر چه می‏خواهی سؤال کن. عرضه داشت: بگو ببینم! الف) وقتی انسان می‏خوابد روحش به کجا می‏رود؟ ب) فراموشی و یادآوری چگونه به انسان دست می‏دهد؟ ج) چطور می‏شود که فرزندان انسان به عموها یا دایی‏های خود شباهت می‏یابند؟

پس امیر مؤمنان‏علیه السلام روی به امام حسن‏علیه السلام کرده فرمود: جوابش را بده. امام مجتبی‏علیه السلام جوابش را داد. آن مرد گفت: من شهادت می‏دهم که جز اللَّه خدایی نیست و همیشه بر آن گواه بوده‏ام و گواهی می‏دهم که محمدصلی الله علیه وآله رسول خداست و همیشه بر آن شاهد بوده‏ام. و شهادت می‏دهم که تو وصیّ رسول خدا و قائم به حجّت او هستی. - و به امیر مؤمنان‏علیه السلام اشاره کرد - و گواهم که تو جانشین و قائم به حجّت او هستی - و به امام حسن‏علیه السلام اشاره کرد - و گواهم که حسین بن علی‏علیهما السلام وصیّ برادر خود و قائم به حجّت اوست بعد از او، و علیّ بن الحسین‏علیهما السلام قائم به امامت حسین است بعد از او، و محمّد بن علی‏علیهما السلام قائم به امامت علیّ بن الحسین است و جعفر بن محمدعلیهما السلام قائم به امامت محمد است، و موسی بن جعفرعلیهما السلام که قائم به امامت جعفر بن محمد است و علی بن موسی‏علیهما السلام که قائم به امامت موسی بن جعفر است و محمد بن علی‏علیهما السلام که قائم به امامت علی بن موسی است و علی بن محمدعلیهما السلام که قائم به امامت محمد بن علی‏علیهما السلام است و حسن بن علی‏علیهما السلام که قائم به امامت علی بن محمد است و گواهی می‏دهم به مردی که فرزند حسن است و به کنیه و نام تعبیر نشود تا این‏که امر او ظاهر گردد و زمین را از عدالت پر کند چنان‏که پر شده باشد از ظلم و ستم. درود و رحمت و برکت خدا بر تو باد ای امیر مؤمنان!

سپس برخاست و رفت، امیر مؤمنان‏علیه السلام فرمود: ای ابومحمد! در پی این مرد برو ببین کجا می‏رود. حسن بن علی‏علیهما السلام رفت و برگشت و گفت: جز این نبود که پای خود را از مسجد بیرون گذاشت و من ندانستم به کجای زمین خدا رفت. امیر مؤمنان‏علیه السلام فرمود: ابومحمد او را می‏شناسی؟ امام حسن‏علیه السلام گفت: خدا و رسولش و امیر مؤمنان داناترند. فرمود: او خضرعلیه السلام بود. [1] .

2 - روایتی است که شیخ صدوق فقیه سدید ابوجعفر محمد بن علی بن حسین بن موسی بن بابویه قمی در کتاب اکمال الدین و اتمام النعمة به سندی همچون صحیح بنابر بعضی وجوه به نقل از یونس بن عبد الرحمن آورده است که گفت: به محضر امام هفتم موسی بن جعفرعلیهما السلام مشرّف شدم و عرضه داشتم: یابن رسول اللَّه! آیا تو قائم به حقّ هستی؟ فرمود: من نیز قائم به حقّ هستم، ولی آن قائم که زمین را از دشمنان خدای عزّوجلّ پاک کند و آن را پر از عدالت نماید همچنان که از جور و ستم پر شده باشد، پنجمین فرزند من است که غیبتی طولانی دارد، زیرا که بر جان خود می‏ترسد، در این مدت [که او از نظر غایب است] عدّه‏ای از حقّ برگشته و عدّه‏ای دیگر ثابت‏قدم می‏مانند، سپس فرمود: خوشا به حال شیعیان ما که در غیبت قائم ما به رشته ولایت ما چسبیده و به دوستی ما ثابت و استوار مانده و از دشمنان ما بیزار بوده باشند، آنان از مایند و ما از آنان هستیم که البته ما را به امامت پسندیده‏اند و ما هم ایشان را به شیعه بودن پسندیده‏ایم. خوشا به حالشان باز هم خوشا به حالشان، به خدا که ایشان روز قیامت در درجات ما خواهند بود. [2] .

3 - و در کتاب الخرایج آمده: محمد بن مسلم گوید: خدمت امام ابوعبد اللَّه صادق‏علیه السلام شرفیاب بودم، معلّی بن خنیس گریه‏کنان وارد شد، حضرت فرمود: چرا گریه می‏کنی؟ گفت: بیرون خانه شما کسانی هستند که می‏پندارند که شما را بر ما فضیلتی نیست و شما و آن‏ها یکسان هستید.

حضرت صادق‏علیه السلام کمی ساکت ماند، سپس دستور داد که طبقی خرما بیاورند، آن‏گاه یک دانه خرما برگرفت و آن را دو نیم کرد، سپس آن خرما را تناول فرمود و هسته‏اش را در زمین کاشت، پس آهسته رشد کرد و خرمای نارس داد، حضرت از آن برگرفت و تناول کرد، آن‏گاه پوست نوشتنی از آن برآورد و به معلّی داد و فرمود: بخوان! در آن نوشته شده بود: «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ لا إِلهَ إِلاَّ اللَّهُ مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ عَلِیٌّ المُرْتَضی وَالحَسَنُ وَالحُسَیْنُ وَعَلِیُّ بْنُ الحُسَیْنِ وَ...» نام یک به یک امامان تا امام حسن عسکری و فرزندش (مهدی)علیهم السلام در آن بود. [3] .

4 - شیخ صدوق به روایت صحیح از ریان بن الصلت آورده است که گفت: به حضرت امام رضاعلیه السلام عرضه داشتم: شما صاحب امر هستید؟ فرمود: من نیز صاحب امر [امامت] هستم، ولی نه آن صاحب امری که زمین را از عدل پر کند همان‏طور که پر شده باشد از جور و ستم، و چگونه او باشم و حال آن‏که می‏بینی که بدنم ضعیف است! امّا قائم‏علیه السلام آن است که وقتی ظهور نماید سنّ پیران و سیمای جوانان دارد، به قدری بدنش نیرومند است که اگر به بزرگ‏ترین درخت دست اندازد آن را از جای برکند، و اگر در میان کوه‏ها فریاد برآورد سنگ‏های آن‏ها فرو ریزد، عصای موسی و انگشتری سلیمان‏علیهما السلام با او است، او چهارمین فرزند من است که خداوند او را هر قدر که مشیّتش تعلّق گیرد در پشت پرده غیب مستور می‏سازد، سپس او را آشکار می‏گرداند تا زمین را پر کند از عدل و داد چنان‏که از ستم و بیداد پر شده باشد. [4] .

5 - شیخ صدوق نیز در حدیث صحیحی از ابوهاشم داوود بن القاسم جعفری آورده است که گفت: از حضرت ابوالحسن صاحب العسکر (امام هادی)علیه السلام شنیدم که می‏فرمود: جانشین من بعد از من فرزندم حسن است، ولی شما چه حالی خواهید داشت در جانشین پس از او؟ عرض کردم: چطور مگر قربانت گردم؟ فرمود: زیرا که نه او را می‏بینید و نه روا است که اسمش را ببرید. گفتم: پس چطور او را یاد کنیم؟ فرمود: بگویید: «اَلحُجَّةُ مِنْ آلِ مُحَمَّدٍعلیهم السلام»؛ یعنی (حجّت آل محمّد صلّی اللَّه علیهم اجمعین). [5] .

6 - همچنین شیخ صدوق در خبر صحیحی از جناب عثمان بن سعید عمری - که روانش گرامی باد - روایت آورده که گفت: در محضر ابومحمد حسن بن علی (امام عسکری)علیه السلام بودم از آن بزرگوار سؤال شد از خبری که از فدرانش روایت شده که: «زمین از حجّت الهی بر مخلوق خالی نخواهد ماند تا روز قیامت و هر که بمیرد در حالی که امام زمانش را نشناخته باشد به مرگ جاهلیت مرده است» فرمود: البته درست است و حقّ، همان‏طور که روز حقّ است. عرض شد: یابن رسول اللَّه! امام و حجّت بعد از شما کیست؟ فرمود: فرزند من محمد که امام و حجّت بعد از من است، هر که بمیرد و او را نشناسد به مردن جاهلیت مرده است. و بدانید که او را غیبتی طولانی است که افراد نادان در آن سرگردان شوند و به هلاکت افتند، و وقت‏گزاران نسبت به آن دروغ می‏گویند. سپس خروج خواهد کرد. گویا می‏بینم پرچم‏های سپیدی که در نجف کوفه بالای سرش به اهتزاز است.

می‏گویم: ثقه جلیل شیخ علی بن محمد بن علی الخزاز قمی‏رحمه الله در کتاب کفایة الاثر فی النصّ علی الأئمّة الاثنی عشر، یکصد و هفتاد حدیث از طریق شیعه و سنّی روایت کرده که همه آن‏ها به امامت حضرت قائم منتظرعلیه السلام تصریح دارد. ما نیز بعضی از آن‏ها را در سایر ابواب کتاب خواهیم آورد.

[1] در کتاب کمال الدین جواب سؤالات را چنین آورده است:

امّا اینکه پرسیدی وقتی شخصی می‏خوابد روحش کجا می‏رود؟ جوابش این است که روحش وابسته به باد و باد وابسته به هواست تا وقتی که صاحبش برای بیدار شدن نجنبد. پس اگر خداوند اجازه دهد که روح به صاحبش برگردد، روح آن باد را می‏کشد و باد هوا را، پس روح باز می‏گردد و در پیکر صاحبش استقرار می‏یابد، ولی اگر خداوند متعال اجازه بازگشت روح را ندهد، هوا باد را و باد روح را خواهد کشید و خواهد برد تا روز محشر به صاحبش بازنگردد. و امّا راجع به یاد و فراموشی آن که: دل هر کس در محفظه‏ای است که بر آن سرپوشی نهاده شده، هرگاه در آن حال بر محمّد و آل محمّد صلوات فرستد آن سرپوش از آن محفظه برداشته خواهد شد و دل پرتو می‏یابد و آنچه فراموش کرده بود به یاد می‏آورد. ولی اگر بر محمد و آل او صلوات نفرستد یا از آن کم نهد، سرپوش بر آن محفظه محکم شود دلش تار، و آنچه در نظر داشت فراموش گردد. و امّا آنچه راجع به نوزاد پرسیدی که مانند عموها یا دایی‏های خود می‏شود، بدان که: هرگاه مرد در حال آرامش با همسر خود درآمیزد نطفه در رحم واقع شده و فرزند مانند پدر و مادر برآید، ولی اگر در حالی که آرامش ندارد و رگ‏ها آسوده نیست آمیزش کند، نطفه پریشان گردیده و می‏لغزد، پس اگر بر رگی افتد که از عمو است مانند عمو برآید، و اگر بر رگی که از دایی است واقع شود شباهت به دایی خواهد یافت. (مترجم).

[2] کمال الدین، 361:2.

[3] الخرایج، راوندی: 98.

[4] کمال الدین: 376:2.

[5] کمال الدین، 381:2.




:: برچسب‌ها: اثبات امامت حضرت حجة بن الحسن العسکری عجل الله فرج, امام زمان (عج), درد دل با امام زمان(عج), امام زمان

نویسنده : عشاق المهدی
تاریخ : ۱۳۸٩/٢/٢۳