اوقات و حالات تأکید شده برای دعا

بعد از هر نماز واجب

شاهد بر این معنی اینکه: در تعداد از دعاهای روایت شده از امامان معصوم علیهم السلام، این امر آمده است، از جمله: - در اصول کافی مرسلاً از حضرت ابوجعفر ثانی (امام جواد علیه السلام) روایت است که فرمود: هر گاه از نماز واجبی فراغت یافتی بگو: «رَضِیتُ بِاللَّهِ رَبّاً وَ بِمُحَمَّدِ صَلَّی الله علیه و آله و سلم نَبِیّاً، وَ بالإسلام دِیناً، وَ بِالقُرآنِ کِتَاباً،


شاهد بر این معنی اینکه: در تعداد از دعاهای روایت شده از امامان معصوم علیهم السلام، این امر آمده است، از جمله: - در اصول کافی مرسلاً از حضرت ابوجعفر ثانی (امام جواد علیه السلام) روایت است که فرمود: هر گاه از نماز واجبی فراغت یافتی بگو: «رَضِیتُ بِاللَّهِ رَبّاً وَ بِمُحَمَّدِ صَلَّی الله علیه و آله و سلم نَبِیّاً، وَ بالإسلام دِیناً، وَ بِالقُرآنِ کِتَاباً، وَ بفلانٍ وَ فلانٍ أئمَّةً، اللَّهُمَّ وَلیُّکَ فُلانَ فَاحفَظْهُ مِنْ بَیْنِ یَدَیْهِ وَ مِنْ خَلْفِهِ، وَ عَنْ یَمینِهِ، وَ عَنْ شِمَالِهِ، وَ مِنْ فَوْقِهِ، وَ مِنْ تَحْتِهِ وَ امْدُدْ لَهُ فی عُمُرِهِ وَ اجْعَلْهُ القَائم بِأَمْرِکَ وَ الْمُنْتَظَرَ (وَالْمُنْتَصِرَ خ ل) لِدینِک وَ أَرِهِ مَا یُحِبُّ وَ تَقَرُّبِهِ عَیْنُهُ فی نَفْسِهِ وَ ذُریَّتِهِ وَ فِی أَهلِهِ وَ مَالِهِ، وَ فی شِیعَتِهِ وَ فِی عَدُوِّهِ، وَ أرِهِمْ مِنْهُ مَا یَحْذَرُونَ، وَ أرِهِ فِیهِمْ مَا یُحِبُّ وَ تَقَرُّبِهِ عَیْنُهُ، وَ اشْفِ صُدُورَنَا وَ صُدُورَ قَوْمٍ مُؤْمِنینَ». [1] . همین حدیث را شیخ صدوق در کتاب من لا یحضره الفقیه از آن حضرت به طور مرسل چنین روایت کرده فرمود: هر گاه از نماز واجبی فراغت یافتی پس بگو: «رَضِیتُ بِاللَّهِ رَبّاً وَ بِالاْسلام دِیناً، وَ بِالقُرْآنِ کِتَاباً، وَ بِمُحَمَّدٍ صَلَّی اللَّه علیه و آله وِّ سلم نَّبِّیّاً، وَ بِعَلِیٍّ وَلِیّاً، وَالحَسَنِ وَ الحُسَینِ وَ عَلِیّ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیٍّ وَ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ وِ مُوسَی بْنِ جَعْفَرٍ وَ عَلِیِّ بْنِ مُوسی وَ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیٍّ وِ عَلِیِّ بْنِ مُحَمَّدٍ وَ الْحَسَنِ بْنِ عَلِیٍّ وَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِیٍّ علیهم السلام أئمَّةً. اللَّهُمَّ وَلیُّکَ الْحُجَّةُ فَاحفَظْهُ مِنْ بَیْنِ یَدَیْهِ وَ مِنْ خَلْفِهِ، وَ عَنْ یَمینِهِ، وَ عَنْ شِمَالِهِ، وَ مِنْ فَوْقِهِ، وَ مِنْ تَحْتِهِ وَ امْدُدْ لَهُ فی عُمُرِهِ وَ اجْعَلْهُ القَائم بِأَمْرِکَ وَ الْمُنْتَصِرَ لِدینِک وَ أَرِهِ مَا یُحِبُّ وَ تَقَرُّبِهِ عَیْنُهُ فی نَفْسِهِ وَ ذُریَّتِهِ وَ فِی أَهلِهِ وَ مَالِهِ، وَ فی شِیعَتِهِ وَ فِی عَدُوِّهِ، وَ أرِهِمْ مِنْهُ مَا یَحْذَرُونَ، وَ أرِهِ فِیهِمْ مَا یُحِبُّ [2] وَ تَقَرُّبِهِ عَیْنُهُ، وَ اشْفِ صُدُورَنَا وَ صُدُورَ قَوْمٍ مُؤْمِنینَ»؛ [3] [خلاصه ترجمه دعا چنین است] خداوند را به پروردگاری پذیرفتم و اسلام را به عنوان دین و قرآن را کتاب آسمانی و محمد صلی الله علیه وآله را پیغمبر، و علی را ولیّ خود، و حسن و حسین و علی بن الحسین و محمد بن علی و جعفر بن محمد و موسی بن جعفر و علی بن موسی و محمد بن علی و علی بن محمد و علی بن محمد و حسن بن علی و حجة بن الحسن بن علی علیهم السلام را به امامت پذیرفتم. پروردگارا ولیّ تو حضرت حجت است پس او را از پیش روی و پشت سر و از سمت راست و چپ، و از بالا و پایین حفظ کن، و عمرش را امتداد بخش، و او را قائم به امر خویش قرار ده که برای دینت یاری طلبد، و آنچه دوست می‏دارد و دیده‏اش به آن روشن گردد، نسبت به خودش و خاندانش و نوادگانش و دارائیش و پیروانش، و نسبت به دشمنش، به او بنمایان، و دشمنانش را به آنچه هراس دارند [از نابودیشان به دست او] دچار گردان، و بدین وسیله درد سینه‏های ما و سینه‏های مؤمنین را شفا ببخشای.

می‏گویم: فلان و فلان که در روایت کافی آمده کنایه از امامان گذشته علیهم السلام است، و منظور از اللَّهُمَّ وَلیُّک فلان، کنایه از مولای ما صاحب الزمان علیه السلام می‏باشد که صدوق نامهای شریف آنها را با صراحت آورده، و این حدیث دلالت می‏کند بر اینکه دعا برای تعجیل فرج بعد از هر نماز واجب، موکّد است.

شاهد دیگر بر این أمر روایتی است که در بحار به نقل از کتاب الاختیار سید ابن الباقی از امام صادق علیه السلام آمده که فرمود: هر کس بعد از هر نماز فریضه این دعا را بخواند، امام (م ح م د) بن الحسن علیه و علی آبائه السلام را در بیداری یا خواب خواهد دید: «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیم اللَّهُمَّ بَلِّغْ مَولانا صَاحِبَ الزَّمَانِ اَیْنَما کَانَ وَ حَیثُما کَانَ مِنْ مَشَارِقِ الأرْضِ وَ مَغَارِبِهَا سَهْلِهَا وَ جَبَلهَا غَنِیّ وَ عَنْ وَالِدَیَّ و عَنْ وُلْدِی وَ إخْوَانِی التَّحِیَّةَ وَ السَّلَامَ عَدَدَ خَلْقِ اللَّهِ وَزَنَةَ عَرْشِ اللَّهِ وَ مَا أَحْصَاهُ کِتَابُه وَ أحَاطَ بِهِ عِلْمُهُ اللّهُمَّ إنّی اُجَدِّدُ لَهُ فِی صَبِیحَةِ هذَا الیَوْمِ وَ مَا عِشْتُ فِیهِ مِنْ أیَّامِ حَیَاتِی عَهْداً وَ عَقْداً وَ بَیْعَةً لَهُ فِی عُنُقِی لَا أَحُولُ عَنْهَا وَ لَا أَزُولُ ابَداً، اللَّهُمَّ اجْعَلْنِی مِنْ أنصَارِهِ وِ الذَّا بیّنَ عَنْهُ و المُمْتَثِلِینَ لِأَوَامِرِهِ وَ نَوَاهِیهِ فِی اَیّامِهِ وَ المُسْتَشْهِدینَ بَیْنَ یَدَیْهِ اللَّهُمَّ إِنْ حَالَ بَینی وَ بَیْنَهُ المَوْتُ الَّذِی جَعَلْتَهُ عَلی عِبَادِکَ حَتْماً مَقْضِیّاً فَأَخْرِجْنِی مِنْ قَبْرِی مُؤتَزِراً کَفَنِی شَاهِراً سَیْفی مُجَرَّداً قَنَاتِی مُلَبِّیاً دَعْوَةَ الدَّاعِی فِی الحَاضِرِ وَ البَادِی اللّهُمَّ أَرِنِی الطَّلْعَةَ الرَّشِیدَةَ وَ الغُرَّةَ الحَمِیدَةَ وَ اْکحُلْ بَصَرِی بِنَظَرَةٍ مِنّی إلَیْهِ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُ وَ سَهِّلْ مَخْرَجَهُ اللَّهُمَّ اشدُد أزْرَهُ وَ قَوِّ ظَهْرَهُ وَ طَوِّلْ عُمُرَهُ وَ اعْمُرِ اللَّهُمَّ بِهِ بِلَادَکَ وَ أَحْیِ بِهِ عِبَادَکَ فَأنَّکَ قُلْتُ وَ قَوْلُکَ اَلحقُّ: «ظَهَرَ الفَسَادُ فِی البَرِّ وَالبَحْرِ بِمَا کَسَبَتْ أَیْدِی النَّاسِ» فَأظْهِرِ اللَّهُّمَّ لَنَا وَلِیَّکَ وَ ابنَ بِنْتِ نَبِیِّکَ المُسَمَّی باسْم رَسُولِکَ صلّی اللَّه علیه وَ آله حَتّی لا یَظْفَرَ بِشَی‏ءٍ مِنَ البَاطِلِ إِلّا مَزَّقَهُ وَ یُحِقَّ اللَّهُ الحَقَّ بِکلمَاتِهِ وَ یُحَقِّقَهُ اللَّهُمَّ اکْشِفْ هذِهِ الغُمَّةَ عَنْ هذِهِ الأُمَّةِ بِظُهُورِهِ إِنَّهُمْ یَرَوْنَهُ بَعیداً وَ نَریهُ قَرِیباً وَ صَلَّی اللَّهُ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ»؛ بار خدایا به مولای ما صاحب الزمان هر کجا که هست و به هر سوی رو می‏کند از مشارق و مغارب زمین، هموارها و ناهموارهای آن، از طرف من و والدینم و فرزندانم و برادرانم تحیّت و سلام برسان، به تعداد خلق خدا و به وزن عرش الهی و آنچه کتابش شمارش نموده، و علمش به آن احاطه کرده است، پروردگارا، من در صبح این روز و تا زنده هستم در همه روزهای زندگانیم پیمان و عقد و بیعتی از برای او در گردنم تجدید و تازه می‏کنم که نه از آن روی گردانم و نه هیچ گاه آنها را بشکنم، پروردگارا مرا از یاران و مدافعان از حریمش، و فرمانبرداران اوامر و نواهی آن بزرگوار در ایّام حکومتش و شهید شدگان در پیشگاهش قرار دِه، بار إلها اگر میانه من و او با مرگ که بر بندگانت امر قطعی و حتمی تقدیر فرموده‏ای جدایی افتاد پس [هنگام ظهورش] مرا از قبر بیرون آور و در حالی که کفنم را به کمر بسته و شمشیرم را کشیده و نیزه‏ام را برهنه نموده باشم، و دعوت آن دعوت کننده حق را در شهر و بیابان لبیک گویم. پروردگارا آن رخسار زیبای رشید و [صاحب] جبین ستوده را نشانم ده، و دیده‏ام را با سرمه نگاهی به او روشنایی بخش، و فرجش را تعجیل و برنامه قیامش را آسان فرمای. پروردگارا به او نیرو عطا کن و پشتش را محکم ساز و عمرش را طولانی نمای و به وجود او سرزمین‏هایت را آباد گردان و بندگانت را حیات ده که تو فرموده‏ای و قول تو حق است: فساد در خشکی و دریا بر اثر کردارهای مردم آشکار شد پس ای پروردگار آشکار کن ولیّ خودت و فرزند دخت پیامبرت را که همنام او است تا از باطل چیزی باقی نگذارد، و خداوند حق را با کلمات خویش اثبات و محقَّق دارد. بار إلها این غم بزرگ [غیبت] را با ظهور او از این امّت بر طرف ساز، که آنها (مخالفین) ظهورش را دور می‏پندارند و ما آن را نزدیک می‏بینیم، و درود خداوند بر محمد و آل او باد.

مؤلف گوید: نظیر این دعا در بخش هشتم إنْ شاء اللَّه تعالی خواهد آمد.

و از جمله شواهد بر تأکید داشتن دعا برای فَرَج آن حضرت پس از هر نماز واجب روایتی است که در مکارم الاخلاق آمده: روایت است که هر کس این دعا را بعد از هر نماز واجب بخواند و بر آن مواظبت نماید، آن قدر عمر خواهد کرد تا از زندگی سیر شود، و به دیدار حضرت صاحب الاَمر عجل اللَّه تعالی فرجه مشَّرف خواهد شد، دعا چنین است: «اللَّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ اللَّهُمَّ إنَّ رَسُولَکَ الصَّادِقَ المُصَدَّقَ صَلَوتُکَ عَلَیهِ وَ آلِهِ قَالَ إِنَّکَ قُلْتَ مَا تَرَدَّدْتُ فِی شَی‏ءٍ أَنَا فَاعِلُهُ کَتَردُّدِی فِی قَبْضِ رُوحِ عَبْدِیَ المُؤْمِنِ یَکْرَهُ المَوتَ وَ أنَا اَکْرَهُ مَسَائَتَهُ اللَّهُمَّ فَصَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ لِأُوْلِیائِکَ الفَرَجَ وَ النَّصْرَ وَ العَافِیَةَ وَ لَا تَسُؤْنِی فِی نَفْسِی وَ لَا فِی فُلِانٍ. قَالَ: وَ تَذْکُرُ مَنْ شِئْتَ»؛ [4] خدایا بر محمد و آل محمد درود فرست، پروردگارا به درستی که رسول راستگوی تصدیق شده تو - که درود تو بر او و آلش باد - فرمود که تو فرموده‏ای: من در هیچ امری که انجام دهنده آنم تردّد نکرده‏ام همچون تردّد در قبض روح بنده مؤمن خودم، او مگر را إکراه دارد و من خوش ندارم او را ناراحت کنم، پروردگارا پس بر محمد و آل محمد درود فرست و برای اولیای خودت فرج و نصرت و عافیت را تعجیل فرمای، و مرا نه در مورد خودم و نه در مورد فلانی بدی مرسان. فرمود: و به جای کلمه فلانی هر کس را بخواهی نام می‏بری. [5] .

می‏گویم: و علّامه مجلسی در بخش صلاة بحار به نقل از کتاب فلاح السائل عالم ربانی سید علی بن طاووس آورده که گفته: از مهمّات برنامه‏های مستحبّی برای کسی که طول عمر می‏خواهد اینکه بعد از هر نماز از تعقیباتش این باشد: که ابومحمد هارون بن موسی از ابوالحسین علی بن یعقوب عجلی کسائی از علی بن الحسن بن فضال از جعفر بن محمد بن حکیم از جمیل بن درّاج روایت کرده که گفت: مردی بر حضرت ابوعبداللَّه صادق علیه السلام وارد شد و عرض کرد: ای آقای من، سنّم بالا رفته و خویشانم مرده‏اند، و من می‏ترسم که مرگ مرا دریابد در حالی که کسی را نداشته باشم تا با او انس بگیرم و به او مراجعه نمایم. امام علیه السلام فرمود: از برادران ایمانی تو کسی هست که از قرابت نسب یا سبب به تو نزدیکتر است، و اُنس تو به او از اُنست با خویشانت بیشتر است، با این حال بر تو باد دعاء و اینکه پس از هر نماز بگویی: «اللَّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ اللَّهُمَّ إِنَّ الصَّادِقَ الأمین علیه السلام قَالَ: إنَّکَ قُلتَ: مَا تَرَدَّدْتُ فِی شَی‏ءٍ أنَا فَاعِلُهُ کَتَرَدُّدِی فِی قَبْضِ رُوحِ عَبْدِیَ المُؤْمِنِ یَکْرَهُ المَوتَ وَ أنَا اَکْرَهُ مَسَائَتَهُ اللَّهُمَّ فَصَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَجَ وَ العَافِیَةَ وَ النَّصْرَ وَ لَا تَسُؤْنِی فِی نَفْسِی وَ لَا فِی أحَدٍ مِنْ أَحِبَّتِی»؛ و اگر خواهی یک یک بستگانت را نام ببر، و یا به طور پراکنده یا همه را یک جا یاد کن. آن مرد گوید: به خدا قسم آن قدر عمر کردم تا اینکه از زندگی خسته شدم. ابومحمد هارون بن موسی گوید: محمد بن الحسن بن شمون بصری این دعا را می‏خواند و صد و بیست و هشت سال با فراخی عمر کرد، تا از زندگی ملول شد و این دعا را ترک کرد، سپس از دنیا رفت، خدایش رحمت کند. [6] .

و نیز مجلسی به نقل از دعوات راوندی و مکارم الاخلاق و مصباح شیخ طوسی، و جُنَّة الأمان، و البلد الأمین، این عبارت را آورده: روایت شده که هر کس این دعا را بعد از هر نماز فریضه بجای آورد، و بر آن مواظبت نماید، آنقدر زنده می‏ماند که از زندگی ملول گردد. می‏گویم: در بخش گذشته؛ مکرمت بیست و هشتم، جهت اینکه این دعا درخواست تعجیل فرج مولایمان حضرت حجت علیه السلام است را بیان نمودیم، و دلایل این مطلب را آوردیم.

توضیح:

این‏که فرمود: «ما تَرَدَّدْتُ فِی شَیْ‏ءٍ أَنَا فاعِلُهُ»؛ نظیر این تعبیر در چند روایت در «اصول کافی» و غیر آن آمده. شیخ بهایی در «شرح الاربعین» گفته: نسبت تردّد خاطر، به خدای تعالی که این حدیث متضمن آن است، چنان‏که مخفی نیست محتاج به توجیه و تأویل است و بر چند وجه تأویل آن کرده‏اند:

اول: آن‏که در کلام چیزی تقدیر باشد، و تقدیر در کلام این باشد که: «لَوْ جازَ عَلَیَّ التَّرَدُّدُ ما تَرَدَّدْتُ فِی شَیْ‏ءٍ...»؛ اگر بر من تردّد [و تردید] روا می‏بود، تردُّد [و آمد و شد خاطر] نمی‏داشتم هرگز در چیزی مثل تردّدی که در وفات مؤمن می‏داشتم.

دوم: آن‏که چون عادت بر این جاری شده است که در مسائه [و ناخشنود کردن] کسی که احترام و عزّت او را لازم دانند، و خاطر او را تعلق به او باشد، مثل دوست نزدیک و یار موافق تردّد خاطر به هم رسد و در ناخشنودی کسی که او را نزد این شخص قدر و منزلتی نباشد مثل دشمن و مار و عقرب و امثال آن تردّد خاطر به هم نرسد، بلکه چون به خاطر بگذرد که بدی به او رسیده، در خاطر جای می‏یابد بی‏آن‏که تردد و آمد و شد خاطری دست دهد، می‏تواند بود که تعبیر کنند از توقیر و احترام او، به حصول تردّد در حال مسائه او، و از خواری و مذلّت او، به عدم حصول تردّد در آن حال، بنابراین می‏تواند بود که مراد حضرت عزّت تعالی شأنه از این کلام - واللَّه اعلم - آن باشد که هیچ کس از مخلوقات مرا نزد من قدر و منزلت و حرمتی نیست مثل قدر و منزلت بنده مؤمن و حرمت او پس کلام از قبیل استعاره تمثیلیه تواند بود که معنی آن ضمن شرح بعض احادیث سابق یاد شده است.

سوم: در حدیث از طریق خاصّه و عامّه وارد است که خدای تعالی در وقت احتضار بنده مؤمن، لطف و نوازش و بشارت به دخول بهشت و امثال آن، آن‏قدر بر او ظاهر می‏سازد که کراهت مرگ از طبیعت او زایل می‏شود و او را رغبت تمام به انتقال از این عالم فانی به عالم باقی به هم می‏رسد، و به سبب آن ایذا و تشویش او از درد مرگ و سختی‏های آن کاسته می‏شود به گونه‏ای که او را نهایت رضا به مردن به هم می‏رسد و رغبت تمام به آن حاصل می‏گردد، پس تشبیه کرده است خدای تعالی این معامله را به معامله کسی که اراده کرده باشد به دوست خود سختی برساند به قصد آن‏که در پی آن، نفع عظیمی به او عاید شود، پس تردد داشته باشد در آن‏که به چه نحو این اَلَم و رنج را به او رساند که به او آزار بسیاری نرسد، و همیشه مرغّبات و محسّنات می‏گفته باشد، و نفعی که آن اَلَم در عقب دارد، ذکر می‏کرده باشد تا آن‏که او را به آن، رغبت تمام به هم رسد و اَلَم مذکور را بر خود راحت انگارد، و در این صورت نیز کلام از قبیل استعاره تمثیلیه خواهد بود. [7] .

و نیز بر مقصود دلالت دارد آنچه در کتاب «جمال الصالحین» از مولای ما حضرت صادق‏علیه السلام روایت آمده که فرمود: از جمله حقوق ما بر شیعیان این است که بعد از فریضه، دست بر چانه بگیرند و سه مرتبه بگویند: «یا رَبَّ مُحَمَّدٍ عَجِّلْ فَرَجَ آلِ مُحَمَّدٍ، یا رَبَّ مُحَمَّدٍ احْفَظْ غَیْبَةَ مُحَمَّدٍ، یا رَبَّ مُحَمَّدٍ انْتَقِمْ لِاِبْنَةِ مُحَمَّدٍ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ»؛ [8] ای پروردگار محمد! فرجِ آل محمد را زودتر گردان. ای پروردگار محمد! [دینت را در] پنهانی محمد حفظ کن. ای پروردگار محمد! برای دختر محمد انتقام بگیر.

تتمه‏ای پر سود

اکنون که از روایات نقل شده دلالت بر مقصود بیان گشت، بدان‏که سرّ مطلب در این است که حقیقت عبادت و اصل آن و شرط قبولی‏اش معرفت امام‏علیه السلام و دوستی او است، پس لازم است که مؤمن بعد از هر نماز حقیقت ایمان خود و راستی ولایش رانسبت به مولایش ابراز دارد، و با دعا برای او و تقاضای تعجیل فرجش از درگاه خدای عزّ و جل ارادتش را اظهار نماید، تا نمازش با سبب قبولی مقترن گردد، و آنچه در بخش اول و پنجم آوردیم و نیز آنچه در بخش هشتم خواهد آمد بر این مطلب دلالت دارد، اضافه بر روایاتی که در تفسیر فرموده خدای تعالی: «اَلْیَوْمُ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ»؛ [9] امروز دین شما را کامل ساختم. و نیز فرموده خدای تعالی: «أَنْ تَقُولَ نَفْسٌ یا حَسْرَتی عَلی ما فَرَّطْتُ فِی جَنْبِ اللَّهِ»؛ [10] این‏که کسی بگوید دریغا بر آنچه در جنب اللَّه کوتاهی ورزیدم. و تفسیر آیات دیگر آمده - که جمع‏آوری و ضبط همه آن‏ها دشوار یا غیر ممکن است - و همین‏طور است در روزه و حج و عبادت‏های دیگر، لذا صلوات بر محمد و آل اوعلیهم السلام و دعا برای فرج مولایمان‏علیه السلام در روزها و شب‏های ماه رمضان وارده شده است.

در اینجا خوش دارم حدیث شریفی که در تفسیر «البرهان» روایت شده بیاورم که در تفسیر فرموده خدای تعالی: «أَنْ تَقُولَ نَفْسٌ یا حَسْرَتی عَلی ما فَرَّطْتُ فِی جَنْبِ اللَّهِ» به سند خود از حضرت ابوجعفر باقرعلیه السلام آمده که فرمود: ما جنب اللَّه هستیم، و ما برگزیده خداوند می‏باشیم، و ما اختیار شده الهی هستیم، و میراث‏های پیغمبران به ما سپرده شده، و ما اُمنای خدای - عزّوجلّ - می‏باشیم، و ماییم حجت‏های الهی و ماییم ریسمان خداوند [حبل اللَّه] و ماییم رحمت خداوند بر خلق او و ماییم کسانی که خداوند به ما [آفرینش] را آغاز کرده و به ما ختم فرماید، و ما هستیم امامان هدایت، و ماییم چراغ‏های [زداینده] تاریکی، و روشن‏کنندگان راه هدایت، و ماییم نشانه‏ای که برای اهل دنیا معروف است، و ماییم پیشی گرفتگان و ماییم آخرین [اولیا] هر آن‏که به ما تمسک جُست، به مقصد رسید و هر کس از ما کناره گرفت در [طوفان بلا] غرق شد و ماییم رهبران روسفیدان و ماییم محرم [راز] خداوند، و ما هستیم راه و صراط مستقیم به سوی خدای - عزّوجلّ - و ماییم کسانی که خداوند بر خلق خود نعمت بخشیده و ماییم شیوه (حق‏پرستی) و ماییم کانون نبوّت، و ما هستیم جایگاه رسالت و ماییم اصول دین و به سوی ما فرشتگان آمد و شد کنند، و ماییم چراغ برای کسی که به ما روشنی جوید و ماییم راه برای هر آن کس که به ما اقتدا کند و ماییم هدایت کنندگان به بهشت، و ما هستیم گیره‏های اسلام و ماییم پُل‏ها و ماییم گذرگاه‏هایی که هرکس بر شیوه ما سیر کند برنده است و هرکس از ما عقب بیفتد نابود شده است، و ما هستیم رکن اعظم و ماییم کسانی که رحمت به وجودمان نازل می‏گردد و به سبب ما باران بر شما می‏بارد و ماییم کسانی که خداوند به خاطر ما عذاب را از شما برطرف می‏سازد؛ پس هر کس نسبت به ما بینش یافت و ما و حقّ ما را شناخت و به امر ما ملتزم شد، پس او از ما است و به ما باز می‏گردد. [11] .

سرّ دیگری نیز برای تأکید دعا کردن در آن حال برای آن حضرت - عجّل اللَّه فرجه الشریف - به خاطر می‏رسد، این‏که در روایات متعددی آمده که: هر مؤمنی را پس از هر نماز واجب دعای مستجاب شده‏ای است. این روایات در کتاب وسائل الشیعه و کتب دیگری آمده است، پس شایسته است مؤمن کامل که مولایش را از جان و فرزندانش عزیزتر می‏داند آن دعای مستجاب را درباره او قرار دهد، و آن حضرت را بر خود مقدَّم دارد.

 [1] اصول کافی، 548:2.

[2] در بعضی نسخه‏ها (تُحِبُّ) به صیغه مخاطب آمده و خطاب به خداوند است. و (تَقَرُّ) احتمال دارد به فتح تاء و قاف باشد فاعل برای آن حضرت، و به احتمال دیگر به ضم تاء و کسر قاف به صیغه خطاب به خداوند و فاعل آن ضمیری مستتر در آن باشد. و احتمال سوم آن است که به ضم تاء و فتح قاف به صیغه مجهول باشد. (مؤلف).

[3] من لا یحضره الفقیه، 327:1.

[4] مکارم الاخلاق، طبرسی، 331.

[5] مکارم الاخلاق، طبرسی، 284.

[6] بحار الانوار، 7:86، فلاح السائل، 167.

[7] شرح الاربعین:417.

[8] جمال الصاحین، تعقیبات مشرکه - خطی -.

[9] قرآن کریم؛ سوره مائده، آیه 3.

[10] قرآن کریم: سوره زمر، آیه 56.

[11] تفسیر البرهان، 80:4.




:: برچسب‌ها: اوقات و حالات تأکید شده برای دعا

نویسنده : عشاق المهدی
تاریخ : ۱۳۸٩/۳/٤