شیعه شدن یک شخص سنی

شخصی اهل عربستان سعودی به نام ولید بن عباس ماجرای شیعه شدن خود را در مسجد مقدس جمکران اینگونه تعریف می کند: 
ما اهل تسنن بودیم اهل سنت اسم فاطمه و زینب را برای بچه ها خوب نمی دانند و عقیده دارند هر بچه ای که به این نام باشد خیلی زود می میرد و متاسفانه آنها به این خرافه اعتقاد دارند. اما من همسری داشتم که نام فاطمه داشت و در اولین زایمان دختری به دنیا آورد . اقوام من اسم حفصه را برای دخترم انتخاب کردند ولی من زیر بار نرفتم و اسم فرزندم را نیز فاطمه گذاشتم . 


شخصی اهل عربستان سعودی به نام ولید بن عباس ماجرای شیعه شدن خود را در مسجد مقدس جمکران اینگونه تعریف می کند: 
ما اهل تسنن بودیم اهل سنت اسم فاطمه و زینب را برای بچه ها خوب نمی دانند و عقیده دارند هر بچه ای که به این نام باشد خیلی زود می میرد و متاسفانه آنها به این خرافه اعتقاد دارند. اما من همسری داشتم که نام فاطمه داشت و در اولین زایمان دختری به دنیا آورد . اقوام من اسم حفصه را برای دخترم انتخاب کردند ولی من زیر بار نرفتم و اسم فرزندم را نیز فاطمه گذاشتم . 
بعد از سه سال دخترم مریض شد دخترم را کنار قبر رسول اکرم (ص) بردم و به ایشان متوسل شدم و به لطف خدا او را شفا دادند. بعد از برگشتن از نزد قبر حضرت رسول اکرم (ص) دخترم خوابید خوابش طولانی شد هر چه صدایش کردیم بیدار نشد اورا دکتر بردیم دکتر گفت بچه مرده است . به دکتر دیگری مراجعه کردیم او هم مردن بچه را تصدیق کرد . دخترک را با اشک و آه همراه همسرم و سایر فامیل به غسالخانه جهت غسل و دفن بردیم . من دلم شکست گفتم حالا ممکن است به من طعنه بزنند که مگر ما به تو نگفتیم نام فاطمه را برای دخترت نگذار . پس از چند دقیقه با کمال تعجب دیدم دخترم حرکت می کند و از من آب می خواهد ! برایش آب آوردم خورد . او را بغل کردم . دخترم فاطمه گفت : بابا در عالم دیگری بودم دیدم امام زمان (ع) پیشم ایستاده و دو رکعت نماز خواند. بعد از نماز دست مبارکش را بر سر من مالید و گفت : بلند شو شما زنده می مانید و فعلا نمی میرید دوباره به من گفت : یک سفارش هم می کنم به بابایت بگو شیعه شوید و مذهب سنی را ترک کنید. و این جریان باعث شیعه شدن ما شد آنگاه برای تشکر و قدردانی از آقا صاحب الزمان ( ارواحنا فداه ) عازم ایران و مسجد جمکران شدم . 
آری نام فاطمه تنها یک نام نیست بلکه اسم اعظم خداست همانطور که نام سائر ائمه و نام مبارک ( صاحب الزمان روحی فداه) اسم اعظم خداست . شاید ماجرای زیبای آن شخص و هابی را هم شنیده باشید که همیشه به ائمه اطهار (ع) و سادات بی احترامی می کرد. روزی او را دیدند که خیلی اشک می ریزد و مدام نام ائمه اطهار(ع) را به زبان جاری می کند . از او علت را پرسیدند او گفت : دیشب در عالم رویا دیدم قیامت بر پا شده و ائمه اطهار و مولا علی (ع) به حساب مردم رسیدگی می کنند. نوبت به من رسید خطاب آمد که اورا ببرید او به ائمه و سادات بی حرمتی کرده است . همین طور که مرا کشان کشان می بردند یک مطلبی به ذهنم آمد که به مولای متقیان بگویم . لذا برگشتم و گفتم : یا علی جان من به گردن شما حقی دارم ! حضرت فرمودند: حقت را بیان کن گفتم : آقا جان خدا به من دختری داده و من نام او را فاطمه گذاشته ام . اینجا دیدم که امیرالمومنین علی (ع) مرا مورد رحمت و عفو خود قرار دادند و من از خواب بیدار شدم و اکنون قلبم مملو از محبت فاطمه و علی و فرزندان آنهاست . چه زیبا سروده است سعدی رحمه الله : 
 
 
سعدیا اگر عاشقی کنی و جوانی 
عشق محمد بس است و ال محمد 
 
اللهم صل علی محمد و ا ل محمد و عجل فرجهم




:: برچسب‌ها: شیعه شدن یک شخص سنی, امام زمان (عج), مسجد جمکران, مهدی فاطمه

نویسنده : عشاق المهدی
تاریخ : ۱۳۸٩/۳/۱۸