از سخنان على علیه السلام

از سخنان على علیه السلام:

1ـ از نهج البلاغه.

1ـ التوحید ان لا تتوهمه و العدل ان لا تتهمه.


1ـ از نهج البلاغه.

1ـ التوحید ان لا تتوهمه و العدل ان لا تتهمه.

ترجمه:

توحید آنست که خدا را در وهم و اندیشه نیاورى (خداوند منزه از تجسم در وهم و خیال است) و عدل آنست که او را متهم نسازى) از اعمال ناشایست او را مبرا بدانى) .

2ـ ان لله تعالى فى کل نعمة حقا فمن اداه زاده منها و من قصر عنه خاطر بزوال نعمته.

ترجمه:

البته براى خداى تعالى در هر نعمتى حقى است (که باید در برابر آن سپاسگزارى کرد) پس هر که آن (شکر نعمت) را بجا آورد خداوند آن نعمت را بر او زیاد گرداند و کسى که در اینمورد کوتاهى نماید خداوند نعمتش را در خطر زوال اندازد.

3ـ اذا قدرت على عدوک فاجعل العفو عنه شکرا للقدرة علیه.

ترجمه:

هر گاه بر دشمنت ظفر یافتى بشکرانه (نعمت) پیروزى از او در گذر.

4ـ من کفارات الذنوب العظام اغاثة الملهوف و التنفیس عن المکروب.ترجمه:

بیچاره و ستمدیده‏اى را بفریاد رسیدن و از شخص اندوهگین غم و اندوه را زدودن از جمله کفارات گناهان بزرگ محسوب مى‏شود.

5ـ یابن ادم اذا رأیت ربک سبحانه یتابع علیک نعمه و انت تعصیه فاحذره.

ترجمه:

اى فرزند آدم زمانى که دیدى پروردگار پاکت نعمتهاى خود را پشت سر هم بتو میبخشد و تو (بجاى سپاسگزارى) او را معصیت و نافرمانى میکنى پس از (عذاب و عقوبت) او بترس. (زیرا این آمدن نعمت پشت سر هم موجب گناه بیشتر و در نتیجه باعث زیادى عذاب و شکنجه خواهد بود) .

6ـ اذا کنت فى ادبار و الموت فى اقبال فما اسرع الملتقى.

ترجمه:

زمانیکه تو (در اثر گذشتن ایام عمر) پشت بدنیا کرده (و رو بطرف مرگ نهاده‏اى) و مرگ (هم بسوى) تو رو میآورد پس چه زود (میان تو و مرگ) ملاقات خواهد بود.

7ـ افضل الزهد اخفاء الزهد.

ترجمه:

برترین زهد پنهان داشتن آن (از انظار مردم) است.

8ـ اشرف الغنى ترک المنى.

ترجمه:

شریفترین توانگرى و بى نیازى رها کردن آرزوها است.

9ـ ایاک و مصادقة الاحمق فانه یرید ان ینفعک فیضرک،و ایاک و مصادقة البخیل فانه یقعد عنک احوج ما تکون الیه،و ایاک و مصادقة الفاجر فانه یبیعک بالتافه،و ایاک و مصادقة الکذاب فانه کالسراب یقرب علیک البعید و یبعد علیک القریب.ترجمه:

از دوستى احمق بر حذر باش زیرا که او میخواهد بتو سودى رساند (ولى بعلت بیخردى) زیان میرساند،و از دوستى بخیل دورى کن (که اگر از او چیزى بخواهى) خود را از تو نیازمندتر نشان میدهد،و از دوستى بدکار سخت بپرهیز که ترا ببهاى ناچیزى میفروشد،و از دوستى دروغگو دورى گزین که او مانند سراب است (ترا میفریبد) دور را بتو نزدیک و نزدیک را از تو دور گرداند.

10ـ لسان العاقل وراء قلبه و قلب الاحمق وراء لسانه.

ترجمه:

زبان خردمند پشت قلب او است و قلب احمق پشت زبان او (خردمند ابتداء تأمل و اندیشه کند آنگاه سخن گوید و احمق و نادان اول سخن گوید بعد بفکر و اندیشه افتد) .

11ـ سیئة تسوءک خیر عند الله من حسنة تعجبک.

ترجمه:

گناه و عمل بدى (که از تو سر زند و) ترا اندوهگین کند در نزد خدا بهتر از کردار نیکى است که ترا بعجب و خودبینى وا دارد.

12ـ الظفر بالحزم،و الحزم باجالة الرأى،و الرأى بتحصین الاسرار.

ترجمه:

پیروزى یافتن (در کارها) باحتیاط و دور اندیشى است و حزم و احتیاط بکار انداختن نیروى فکر و اندیشه است و رأى و اندیشه بمحکم نگاهداشتن اسرار است.

13ـ احذروا صولة الکریم اذا جاع و اللئیم اذا شبع.

ترجمه:

بترسید از صولت و سطوت کریم هنگامیکه گرسنه شود و از حمله و سلطه لئیم موقعیکه سیر شود .

14ـ اولى الناس بالعفو اقدرهم على العقوبة.ترجمه:

هر که بکیفر رسانیدن (دشمن یا خطا کار) تواناتر باشد بعفو و بخشیدن او سزاوارتر است .

15ـ لا غنى کالعقل و لا فقر کالجهل و لا میراث کالادب و لا ظهیر کالمشاورة.

ترجمه:

هیچ بى نیازى مانند عقل و هیچ فقرى مانند جهل و هیچ میراثى همچون ادب و هیچ پشتیبانى مانند مشورت نیست.

16ـ اهل الدنیا کرکب یسار بهم و هم نیام.

ترجمه:

مردم دنیا مانند کاروانیانى هستند که آنها را در حال خواب سیر میدهند (و موقعیکه مرگشان فرا رسید و بزندگى آنها خاتمه داد از خواب بیدار مى‏شوند و این بیدارى بحال آنان سودى ندهد) .

17ـ العفاف زینة الفقر و الشکر زینة الغنى.

ترجمه:

پاکدامنى زینت تهیدستى و سپاسگزارى زیور توانگرى است.

18ـ اذا تم العقل نقص الکلام.

ترجمه:

هر گاه عقل (آدمى) کمال یابد سخنش نقصان پذیرد (پر حرفى دلیل بیخردى است) .

19ـ نفس المرء خطاه الى اجله.

ترجمه:

هر نفسى که انسان میکشد یکقدم بسوى مرگش بر میدارد.

20ـ من اصلح ما بینه و بین الله اصلح الله ما بینه و بین الناس،و من اصلح‏امر اخرته اصلح الله له امر دنیاه،و من کان له من نفسه واعظ کان علیه من الله حافظ.

ترجمه:

هر که آنچه را که میان او و خدا است (بوسیله تقوى) اصلاح کند خداوند آنچه را که میان او و مردم است بصلاح آورد،و کسیکه کار آخرتش را اصلاح کند خداوند براى او کار دنیایش را درست کند،و هر که را از خویشتن براى خود پند دهنده‏اى باشد از جانب خدا براى او محافظى خواهد بود.

21ـ مثل الدنیا کمثل الحیة لین مسها و السم النافع فى جوفها،یهوى الیها الغر الجاهل و یحذرها ذو اللب العاقل.

ترجمه:

داستان دنیا بداستان مار گزنده‏اى ماند که دست سودن بدان نرم و در اندرونش زهر کشنده است،نادان فریب خورده بسوى آن رود ولى خردمند دانا از آن دورى گزیند.

22ـ شتان ما بین عملین:عمل تذهب لذته و تبقى تبعته و عمل تذهب مؤونته و یبقى اجره.

ترجمه:

چقدر اختلاف و دورى است بین دو کار:یکى عملى که لذتش رفته و زیان و رنج آن باقى بماند (مانند لذایذ شهوانى) و دیگرى عملى که (مانند اعمال عبادى) رنج آن رفته و مزد و پاداشش باقى ماند.

23ـ عظم الخالق عندک یصغر المخلوق فى عینک.

ترجمه:

عظمت آفریدگار در نزد تو مخلوق را در چشم تو کوچک گرداند.

24ـ ان لله ملکا ینادى فى کل یوم:لدوا للموت و اجمعوا للفناء وابنوا للخراب.

ترجمه:

خداوند را فرشته‏اى است که هر روز فریاد میزند (اى مردم) زاد و ولد کنید براى مردن و جمع کنید براى فانى شدن و بنا کنید براى خراب شدن.

25ـ لا یکون الصدیق صدیقا حتى یحفظ اخاه فى ثلاث:فى نکبته و غیبته و وفاته.

ترجمه:

دوست اگر در سه مورد دوستش را حمایت نکند دوست نیست:در شدت و گرفتارى او،و در غیبت وى و پس از مرگش.

26ـ من اعطى اربعا لم یحرم اربعا:من اعطى الدعاء لم یحرم الاجابة،و من اعطى التوبة لم یحرم القبول،و من اعطى الاستغفار لم یحرم المغفرة،و من اعطى الشکر لم یحرم الزیادة.

ترجمه:

کسى را که چهار چیز بخشیدند از چهار چیز محروم نماند:بکسى که توفیق دعا داده شد از استجابت آن محروم نگردید،و کسى را که (راه) توبه نشان دادند از قبول شدن آن بى نصیب نماند،و آنرا که استغفار دادند از آمرزش نا امید نگشت،و کسى را که سپاسگزارى (از نعمتها) بخشیدند از فزونى آن محروم نگردید.

27ـ استنزلوا الرزق بالصدقة و من ایقن بالخلف جاد بالعطیة.

ترجمه:

بوسیله صدقه دادن روزى را (از آسمان رحمت و کرم خدا) پایین آورید و کسى که بباز یافتن عوض یقین نمود در بخشیدن سخى مى‏شود.

28ـ ینزل الصبر على قدر المصیبة،و من ضرب على فخذه عند مصیبته حبط اجره.ترجمه:

صبر و شکیبائى باندازه مصیبت داده مى‏شود،و کسى که هنگام گرفتاریش (کم طاقتى نموده و دست خود را) برانش زند اجرش ضایع گردد.

29ـ المرء مخبوء تحت لسانه.

ترجمه:

مرد در زیر زبانش نهفته است (تا مرد سخن نگفته باشدـعیب و هنرش نهفته باشد)

30ـ هلک امرؤ لم یعرف قدره.

ترجمه:

کسى که قدر و قیمت خود را نشناخت تباه گشت.

31ـ لا یعدم الصبور الظفر و ان طال به الزمان.

ترجمه:

شخص صبور و شکیبا پیروزى را از دست ندهد اگر چه زمان (شکیبائى) بر او طولانى شود.

32ـ الراضى بفعل قوم کالداخل فیه معهم،و على کل داخل فى باطل اثمان:اثم العمل به،و اثم الرضا به.

ترجمه:

آنکه بکار گروهى راضى شود مانند اینست که با آنان در انجام آن کار شرکت داشته است،و بهر کسى که در کار باطلى داخل شود دو گناه است:یکى گناه انجام عمل و دیگرى گناه رضایت بدان عمل.

33ـ ایها الناس،اتقوا الله الذى ان قلتم سمع و ان اضمرتم علم،و بادروا الموت الذى ان هربتم منه ادرککم و ان اقمتم اخذکم و ان نسیتموه ذکرکم.ترجمه:

اى مردم بترسید از خداوندى که اگر (سخن) گوئید بشنود و اگر در دل پنهان داشتید بداند،و (با تهیه توشه براى آخرت) بر مرگ پیشدستى کنید که اگر از آن بگریزید شما را دریابد و اگر بایستید شما را میگیرد و اگر فراموشش کنید شما را یاد میکند.

34ـ من وضع نفسه مواضع التهمة فلا یلومن من اساء به الظن.

ترجمه:

هر که خود را در محل‏هاى مورد تهمت قرار دهد نباید کسى را که نسبت بوى بدگمان شده است سرزنش نماید.

35ـ من استبد برأیه هلک و من شاور الرجال شارکها فى عقولها.

ترجمه:

هر که خود رأى باشد بهلاکت افتد و کسى که با مردان مشورت کند در عقلهاى آنها شرکت جوید .

36ـ ترک الذنب اهون من طلب التوبة.

ترجمه:

ترک گناه از طلب توبه آسانتر است.

37ـ کل وعاء یضیق بما جعل فیه الا وعاء العلم فانه یتسع به.

ترجمه:

هر ظرفى بوسیله آنچه در آن نهند تنگ گردد (حجمش کاهش یابد) مگر ظرف علم (عقل و ذهن) که وسیع‏تر گردد.

38ـ من حاسب نفسه ربح و من غفل عنها خسر و من خاف امن و من اعتبر ابصر و من ابصر فهم و من فهم علم.

ترجمه:

هر که (پیش از مرگ) از خود حساب کشید سود برد و هر که از آن غفلت‏نمود زیان کرد و کسیکه (از خدا) ترسید (از عذاب آخرت) ایمن گشت و آنکه پند گرفت بینا گرید و هر که بینا گردید فهمید و آنکه فهمید (در امور دین) دانا شد.

39ـ فى تقلب الاحوال علم جواهر الرجال.

ترجمه:

در دیگر گونیهاى روزگار گوهر مردان دانسته شود.

40ـ بئس الزاد الى المعاد العدوان على العباد.

ترجمه:

ستم کردن بر بندگان (خدا) بد توشه‏اى است براى روز رستاخیز.

41ـ من اشرف افعال الکریم غفلته عما یعلم.

ترجمه:

تغافل و چشم پوشى کریم از آنچه میداند از شریفترین کارهاى اوست.

42ـ الایمان معرفة بالقلب و اقرار باللسان و عمل بالارکان.

ترجمه:

ایمان شناختن و معتقد بودن از روى قلب و اعتراف و اقرار بزبان و عمل نمودن با اعضاء و جوارح بدن است.

43ـ ان قوما عبدو الله رغبة فتلک عبادة التجار،و ان قوما عبدوا الله رهبة فتلک عبادة العبید،و ان قوما عبدو الله شکرا فتلک عبادة الاحرار.

ترجمه:

گروهى خدا را از روى میل (بثواب و پاداش آخرت) بندگى کردند که این عبادت تاجران است و قومى خدا را از ترس (جهنم) بندگى نمودند این هم عبادت غلامان است و گروه دیگر خدا را (سزاوار پرستش دیده و) براى سپاسگزارى بندگى اختیار کردند این عبادت آزادگان است .

44ـ یوم المظلوم على الظالم اشد من یوم الظالم على المظلوم.ترجمه:

روز (دادخواهى) ستمدیده بر ستمگر سخت‏تر از روز ستمگر بر ستمکش است.

45ـ اتق الله بعض التقى و ان قل،و اجعل بینک و بین الله سترا و ان رق.

ترجمه:

از خداوند اگر چه بمقدار کم هم باشد بترس و میان خود و خداوند پرده‏اى هر چند که نازک هم باشد قرار ده.

46ـ ان لله تعالى فى کل نعمة حقا فمن اداه زاده منها و من قصر عنه خاطر بزوال نعمته.

ترجمه:

خداى تعالى را در هر نعمتى حقى است (که باید شکر آن نعمت را بجا آورد) پس هر که آنرا ادا کند خداوند آن نعمت را باو زیاد گرداند و هر که در این باره کوتاهى ورزد خداوند نعمتش را در خطر زوال اندازد.

47ـ یابن ادم لا تحمل هم یومک الذى لم یأتک على یومک الذى قد اتاک فانه ان یک من عمرک یات الله فیه برزقک.

ترجمه:

اى فرزند آدم امروز براى (رزق) فرداى نیامده اندوهگین مباش زیرا اگر آن روز از عمر تو باشد و تو زنده بمانى خداوند در آنروز روزى ترا میرساند.

48ـ من ظن بک خیرا فصدق ظنه.

ترجمه:

کسى که در باره تو گمان نیک برد (انتظار احسان و انفاق ترا داشته باشد) پس گمان او را راست گردان (در باره‏اش نیکى کن)

49ـ عرفت الله بفسخ العزائم و حل العقود.

ترجمه:

خدا را از بهم خوردن تصمیمات و اراده‏ها و بگشوده شدن گرهها (مشکلات) شناختم.

50ـ مرارة الدنیا حلاوة الاخرة و حلاوة الدنیا مرارة الاخرة.

ترجمه:

تلخى دنیا (تحمل رنج و زحمت در برابر انجام تکالیف عبادى) شیرینى (سعادت و راحتى) آخرتست و شیرینى دنیا (لذایذ نامشروع که از هواى نفس سرچشمه میگیرد موجب) تلخى (عذاب و عقوبت) آخرتست.

51ـ یابن ادم کن وصى نفسک و اعمل فى مالک ما تؤثر ان یعمل فیه من بعدک.

ترجمه:

اى فرزند آدم تو خود وصى خود باش و آنچه را که میخواهى از مال و دارائى تو پس از مرگ در باره‏ات انجام دهند تو خود پیش از مرگ انجام بده.

52ـ اذا املقتم فتاجروا الله بالصدقة.

ترجمه:

آنگاه که تنگدست و نیازمند شدید بوسیله صدقه دادن با خداوند تجارت کنید (تا در کار روزى شما گشایشى حاصل شود) .

53ـ من تذکر بعد السفر استعد.

ترجمه:

کسى که دورى سفر (آخرت) را بیاد آرد (تا اجل نرسیده است با توشه تقوى و اعمال صالحه) خود را آماده سازد.

54ـ لو لم یتوعد الله على معصیته لکان یجب ان لا یعصى شکرا لنعمه.

ترجمه:

اگر خداوند (بوسیله پیغمبران مردم را) از معصیت و نافرمانى خود نترسانیده بود (باز هم) براى سپاسگزارى از نعمتهاى او واجب بود که او را نافرمانى نکنند.

55ـ ما اکثر العبر و اقل الاعتبار.ترجمه:

عبرت‏ها و پندها چه بسیارند و عبرت گرفتن و پند پذیرى چقدر کم است.

56ـ الناس ابناء الدنیا و لا یلام الرجل على حب امه.

ترجمه:

مردم پسران دنیا هستند و شخص بر دوستى مادرش ملامت نشود.[ولى دوستى دنیا آنقدر نباید باشد که انسان را وادار بگناه کند]

57ـ ان المسکین رسول الله فمن منعه فقد منع الله و من اعطاه فقد اعطى الله.

ترجمه:

مسکین و نیازمند (که پیش کسى رود و چیزى خواهد) فرستاده خدا است پس هر که او را رد کند و باز دارد خدا را رد کرده است و هر که باو چیزى بخشد بخدا داده است.

58ـ لا یصدق ایمان عبد حتى یکون بما فى ید الله سبحانه اوثق منه بما فى یده.

ترجمه:

ایمان بنده‏اى درست نیست تا اعتمادش بدانچه در دست (قدرت) خداوند سبحان است بیشتر باشد از آنچه در دست خود اوست.

59ـ اتقوا معاصى الله فى الخلوات فان الشاهد هو الحاکم.

ترجمه:

از انجام گناهان و نافرمانیهاى خدا در خلوت‏ها و پنهانیها بپرهیزید زیرا که شاهد و بیننده خود داور و حاکم است.

60ـ اقل ما یلزمکم لله سبحانه ان لا تستعینوا بنعمه على معاصیه.

ترجمه:

کمترین چیزى که شما براى خداوند سبحان الزام دارید اینست که از نعمتهاى‏او براى انجام گناهان یارى نطلبید.

61ـ الغنى الاکبر الیأس عما فى ایدى الناس.

ترجمه:

بى اعتنائى و امید نداشتن بدانچه در دست مردم است بزرگترین توانگرى است.

62ـ لو رأى العبد الاجل و مصیره لا بغض الامل و غروره.

ترجمه:

اگر بنده (با دیده دل) مرگ خود و جاى باز گشتش را ببیند یقینا آرزو و فریب آن را دشمن دارد.

63ـ لکل امرى‏ء فى ماله شریکان:الوارث،و الحوادث.

ترجمه:

براى دارائى و مال هر کسى دو شریک وجود دارد:یکى ارث برنده و دیگرى حوادث روزگار.

64ـ اشد الذنوب ما استهان به صاحبه.

ترجمه:

سختترین گناهان (در نزد خدا) گناهى است که مرتکب آن آنرا سبک و کوچک شمارد.

65ـ اکبر العیب ان تعیب ما فیک مثله.

ترجمه:

بزرگترین عیب آنست که (در باره دیگران) عیب بدانى آنچه را که مانند آن در وجود تو باشد .

66ـ البخل جامع لمساوى العیوب و هو زمام یقاد به الى کل سوء.

ترجمه:

بخل جمع کننده بدیها و زشتى‏ها است و آن مهارى است که (انسان بوسیله آن) بسوى هر بدى کشیده شود.ـما خیر بخیر بعده النار،و ما شر بشر بعده الجنة و کل نعیم دون الجنة محقور و کل بلاء دون النار عافیة.

ترجمه:

هر خیر و خوشى که بدنبال آن آتش باشد خیر و خوشى نیست و آن شر و رنجى که بعدش بهشت باشد شر و رنج نیست و هر نعمتى نسبت به بهشت بسیار حقیر و کوچک است و هر بلاء و محنتى در برابر آتش دوزخ عافیت و آسایش است.

68ـ ما احسن تواضع الاغنیاء للفقراء طلبا لما عند الله!و احسن منه تیه الفقراء على الاغنیاء اتکالا على الله.

ترجمه:

چه نیکو است فروتنى توانگران بدرویشان براى بدست آوردن پاداشى که در نزد خدا (براى این عمل) است!و از آن نیکوتر بى اعتنائى فقراء بر توانگران است بجهت اعتماد و توکلى که بر خداوند دارند.

69ـ من اصلح سریرته اصلح الله علانیته،و من عمل لدینه کفاه الله امر دنیاه.

ترجمه:

هر کس باطن خود را اصلاح کند خداوند ظاهر او را نیکو گرداند،و هر که براى دین و آخرتش کار کند خداوند کارهاى دنیاى او را کفایت میکند.

70ـ کفاک من عقلک ما اوضح لک سبل غیک من رشدک.

ترجمه:

(این سود و فایده) از عقل تو برایت کافى است که راههاى گمراهى را از راه راست و هدایت برایت آشکار سازد.

71ـ الحلم غطاء ساتر و العقل حسام قاطع،فاستر خلل خلقک بحملک و قاتل هواک بعقلک.ترجمه :

بردبارى پرده‏اى است پوشاننده و عقل شمشیرى است برنده،پس عیوب اخلاقى خود را با (پرده) حلم بپوشان و هواى نفس را با (شمشیر) عقلت بکش.

72ـ لا ینبغى للعبد ان یثق بخصلتین:العافیة و الغنى،بینا تراه معافى اذ سقم و بینا تراه غنیا اذ افتقر.

ترجمه:

براى بنده شایسته نیست که بدو خصلت عافیت و توانگرى اعتماد کند (زیرا) در اثنائى که او را سلامت بینى ناگاه بیمار شود و در اثنائى که توانگرش بینى ناگهان نیازمند گردد .

73ـ ان اعظم الحسرات یوم القیامة حسرة رجل کسب مالا فى غیر طاعة الله فورثه رجل فانفقه فى طاعة الله سبحانه فدخل به الجنة و دخل الاول به النار.

ترجمه:

در روز قیامت بزرگترین حسرتها حسرت مردى است که (در دنیا) مالى را از راه حرام بدست آورد و مرد دیگرى آنرا بارث برده و در راه خدا انفاق نماید (در نتیجه مرد دومى بوسیله این عمل) داخل بهشت گردد و اولى داخل دوزخ شود.

74ـ اذکروا انقطاع اللذات و بقاء التبعات.

ترجمه:

(هنگام عیش و نوش و انجام منهیات) بیاد تمام شدن لذتها و باقیماندن عقوبات آنها باشید .

75ـ من عظم صغار المصائب ابتلاه الله بکبارها.

ترجمه:

هر که مصیبت‏هاى کوچک را بزرگ شمارد خداوند او را بمصیبت‏هاى بزرگ‏گرفتار کند.

76ـ من کرمت علیه نفسه هانت علیه شهواته.

ترجمه:

هر که عزت نفس داشت شهوات و تمایلاتش نزد او پست و بیمقدار گردند.

77ـ منهومان لا یشبعان:طالب علم و طالب دنیا.

ترجمه:

دو حریصند که سیر نشوند:جوینده علم (که هر چه یاد گیرد بیشتر شیفته علم گردد) و طالب دنیا (هر چه بدست آرد حریص‏تر شود) .

78ـ لا یرى الجاهل الا مفرطا او مفرطا.

ترجمه:

نادان دیده نمیشود مگر در حال افراط یا تفریط (کارهایش از روى نظم و حساب نیست) .

79ـ ما اخذ الله على اهل الجهل ان یتعلموا حتى اخذ على اهل العلم ان یعلموا.

ترجمه:

خداوند از نادانان براى یاد گرفتن پیمان نگرفت تا اینکه از دانشمندان براى یاد دادن پیمان گرفت.

80ـ ضع فخرک و احطط کبرک و اذکر قبرک.

ترجمه:

فخر و نازت را کنار گذار کبرت را بشکن و (تنگى و تاریکى) گورت را بیاد آور.

 

از غرر الحکم

حکم کامثال النجوم تبلجت من ضوء ما ضمنت من الاسرار و ترى من الکلم القصار جوامعا یغنیک عن سفر من الاسفار

1ـ الوله بالدنیا اعظم فتنة.

ترجمه:

بدنیا شیفته شدن بزرگترین گرفتارى است.

2ـ العلم کنز عظیم لا یفنى.

ترجمه:

علم و دانش گنجینه بزرگى است که فانى نشود.

3ـ الدین شجرة اصلها التسلیم و الرضا.

ترجمه:

دین درختى را ماند که ریشه‏اش تسلیم و رضا (بر مقدرات الهى) است.

4ـ الجهاد عماد الدین و منهاج السعداء.

ترجمه:

جهاد (در راه خدا) ستون دین و روش نیکبختان است.

5ـ الرضاء بقضاء الله یهون عظیم الرزایا.ترجمه:

بقضاى الهى راضى بودن مصائب و گرفتاریهاى بزرگ را آسان گرداند.

6ـ الامل یقرب المنیة و یباعد الامنیة.

ترجمه:

آرزوى (دراز) مرگ را نزدیک گرداند و انسان را از مقصد خود دور سازد.

7ـ العاقل لا یتکلم الا لحاجته او لحجته و لا یشتغل الا بصلاح اخرته.

ترجمه:

خردمند جز براى حاجتش و یا براى حجت و دلیل آوردن (بر مطلب حقش) سخن نگوید و جز باصلاح امور آخرتش اشتغال نجوید.

8ـالخشیة من عذاب الله شیمة المتقین.

ترجمه:

از عذاب خدا ترسیدن روش و خوى پرهیزکاران است.

9ـ المؤمن حذر من ذنوبه یخاف البلاء و یرجو رحمة ربه.

ترجمه:

مؤمن (همیشه) از گناهانش بیمناک است از بلا و گرفتارى خوفناک و برحمت پروردگارش امیدوار است.

10ـ البکاء من خیفة الله للبعد عن الله عبادة العارفین.

ترجمه:

گریه از ترس خدا براى دور ماندن از درگاه خدا عبادت عارفان است.

11ـ الجبن و الحرص و البخل غرائز سوء یجمعها سوء الظن بالله.

ترجمه:

 ترس و حرص و بخل خویهاى زشتى هستند که بدگمانى بخدا آنها را یکجا گرد

آورد.

12ـ العاقل اذا سکت فکر و اذا نطق ذکر و اذا نظر اعتبر.

ترجمه:

خردمند چون خاموشى گزیند میاندیشد و چون سخن گوید یاد خدا کند و زمانیکه نگاه نماید عبرت گیرد.

13ـ السعید من خاف العقاب فامن و رجا الثواب فاحسن.

ترجمه:

نیکبخت کسى است که از عقوبت (آخرت) بترسد در نتیجه ایمن گردد و بپاداش امیدوار باشد و کار نیک انجام دهد.

14ـ الزهد تقصیر الامال و اخلاص الاعمال.

ترجمه:

زهد کوتاه کردن آرزوها و خالص نمودن اعمال (براى خدا) است.

15ـ العلم خیر من المال،العلم یحرسک و انت تحرس المال.

ترجمه:

علم و دانش بهتر از مال و دارائى است علم ترا نگهدارى کند در حالیکه مال را تو باید نگهداریش کنى.

16ـ الصبر عن الشهوة عفة و عن الغضب نجدة و عن المعصیة ورع.

ترجمه:

صبر کردن از شهوتهاى نفسانى پاکدامنى است و از اعمال خشم بزرگوارى است و از معصیت و گناه پارسائى است.

17ـ المتقون اعمالهم زاکیة و اعینهم باکیة و قلوبهم و جلة.

ترجمه:

پرهیزکاران (کسانى هستند که) اعمالشان پاکیزه و چشمانشان گریان و دلهایشان (از خوف خدا) ترسان است.

18ـ الطمأنینة الى کل احد قبل الاختبار من قصور العقل.

ترجمه:

خاطر جمع شدن بهر کسى پیش از آزمایش از کم خردى است.

19ـ الصبر صبران،صبر فى البلاء حسن جمیل و احسن منه الصبر فى المحارم.

ترجمه:

صبر دو گونه است یکى صبر در موقع بلا و گرفتارى که (چنین صبرى) نیکو و زیبا است و بهتر از آن صبر در (عدم ارتکاب) محرمات است.

20ـ البکاء من خشیة الله ینیر القلب و یعصم عن معاودة الذنب.

ترجمه:

از خوف خدا گریستن قلب را نورانى کرده و از بازگشت بارتکاب گناه باز دارد.

21ـ الکلام فى وثاقک ما لم تتکلم به فاذا تکلمت به صرت فى وثاقه.

ترجمه:

سخن در اختیار و بندتست مادامیکه آنرا تکلم نکرده‏اى پس چون آنرا تکلم نمودى تو در بند آن در آمدى.

22ـ التوبة ندم بالقلب و استغفار باللسان و ترک بالجوارح و اضمار ان لا یعود.

ترجمه:

توبه و بازگشت بخدا بدل پشیمان شدن و بزبان آمرزش خواستن و ترک (عمل بد) باعضاء و جوارح،و نیت بعدم بازگشت (بسوى گناه) است.

23ـ الانس فى ثلاثة:الزوجة الموافقة،و الولد البار،و الاخ الموافق.

ترجمه:

آرامش و انس در سه چیز است:زن سازگار،و فرزند نیک رفتار،و دوست موافق.

24ـ العدل انک اذا ظلمت انصفت و الفضل انک اذا قدرت عفوت.

ترجمه:

عدل آنست که چون تو خود ستم کردى از خودت داد خواهى و فضل و برترى آنست که چون قدرت یافتى عفو کنى.

25ـ الخوف من الله فى الدنیا یؤمن الخوف فى الاخرة منه.

ترجمه:

در دنیا از خدا ترسیدن شخص را از ترس خدا در آخرت ایمن گرداند.

26ـ احسن الى من اساء الیک و اعف عمن جنى علیک.

ترجمه:

بکسى که بتو بدى کرده نیکى کن و از کسى که بتو ستم کرده در گذر.

27ـ الزم الصدق و الامانة فانها سجیة الاخیار.

ترجمه:

ملازم راستى و امانت باش که آنها روش و خوى نیکان است.

28ـ اد الامانة الى من ائتمنک و لا تخن من خانک.

ترجمه:

امانت را بکسى که بتو سپرده رد کن و بکسى که بتو خیانت کند خیانت مکن.

29ـ اکرم ضیفک و ان کان حقیرا و قم عن مجلسک لابیک و معلمک و لو کنت امیرا.

ترجمه:

مهمانت را گرامى دار اگر چه شخص حقیرى باشد و براى احترام پدر و معلمت از جاى خود برخیز اگر چه امیر باشى.

30ـ انظر الى الدنیا نظر الزاهد المفارق و لا تنظر الیها نظر العاشق الوامق.ترجمه:

بدنیا مانند نگاه شخص زاهد و کناره‏گیر نگاه کن و مانند نگاه عاشق دلباخته نگاهش مکن .

31ـ اجعل نفسک میزانا بینک و بین غیرک و احب له ما تحب لنفسک و اکره ما تکره لها و احسن کما تحب ان یحسن الیک و لا تظلم کما تحب ان لا تظلم.

ترجمه:

خودت را میان خود و دیگران میزان سنجش قرار بده آنچه بر خود پسندى بدیگرى نیز بپسند و آنچه بر خود ناخوشایند دانى بر او نیز ناخوشایند بدان و نیکى کن همچنانکه دوست دارى با تو نیکى کنند و ستم مکن همچنانکه دوست دارى بتو ستم نکنند.

32ـ اجعل من نفسک على نفسک رقیبا و اجعل لاخرتک من دنیاک نصیبا.

ترجمه:

از خودت بر خویشتن نگهبان و مراقبى قرار ده و از دنیاى خود براى آخرتت بهره بردارى کن .

33ـ اتعظوا بمن کان قبلکم قبل ان یتعظ بکم من بعدکم.

ترجمه:

از پیشینیان عبرت بگیرید قبل از آنکه آیندگان از شما عبرت گیرند.سعدى از این کلام الهام گرفته و گوید:

نرود مرغ سوى دانه فراز 
چون دگر مرغ بیند اندر بند 
پند گیر از مصائب دیگران‏ 
تا نگیرند دیگران ز تو پند.

34ـ اخرجوا الدنیا من قلوبکم قبل ان یخرج منها اجسادکم،ففیها اختبرتم و لغیرها خلقتم .ترجمه:

محبت دنیا را از دلتان خارج کنید پیش از آنکه بدن‏هاى شما از دنیا بیرون شوند،شما در دنیا آزمایش میشوید و براى غیر دنیا (آخرت) آفریده شده‏اید.

35ـ استدیموا الذکر فانه ینیر القلب و هو افضل العبادة.

ترجمه:

همیشه بیاد خدا باشید که ذکر خدا دل را روشن نماید و آن برترین عبادتها است.

36ـ اعملوا لیوم تدخر له الذخائر و تبلى فیه السرائر.

ترجمه:

کار کنید براى روزى که ذخیره‏ها براى آنروز (قیامت) اندوخته شود و پنهانیها در آنروز آشکار گردد.

37ـ احذر کل عمل اذا سئل عنه صاحبه استحیى منه و انکره.

ترجمه:

بترس از هر کارى که چون صاحب آنکار مورد سؤال از آن واقع شود شرمنده گردد و آنرا انکار نماید.

38ـ احذر کل امر یفسد الاجلة و یصلح العاجلة.

ترجمه:

بترس از هر کارى که آخرت را تباه کند و دنیا را آباد سازد.

39ـ احذر مصاحبة الفساق و الفجار و المجاهدین معاصى الله.

ترجمه:

از مصاحبت فاسقان و فاجران و کوشش کنندگان در راه نافرمانیهاى خداوند بر حذر باش.

40ـ احذر الدنیا فانها شبکة الشیطان و مفسدة الایمان.ترجمه:

از دنیا بترس که آن دام شیطان و خراب کننده ایمان است،

41ـ ایاک و فعل القبیح فانه یقبح ذکرک و یکثر وزرک.

ترجمه:

از کار زشت دورى گزین که آن نامت را زشت سازد و گناهت را زیاد گرداند.

42ـ ایاک و النمیمة فانها تزرع الضغینة و تبعد عن الله و عن الناس.

ترجمه:

از سخن چینى اجتناب کن که آن کینه را (در دلها) میکارد و شخص را از خدا و مردم دور گرداند .

43ـ ایاک و الظلم فانه اکبر المعاصى و ان الظالم لمعاقب یوم القیامة بظلمه.

ترجمه:

از ظلم و ستم دورى کن که آن بزرگترین گناهان است و ستمگر در روز قیامت براى ستمکاریش معذب خواهد بود.

44ـ ایاک و حب الدنیا فانها رأس کل خطیئة و معدن کل بلیة.

ترجمه:

از دوستى دنیا بدور باش که آن سر آمد تمام خطاها و مجمع همه بلاها است.

45ـ الا و انى لم ار کالجنة نام طالبها و لا کالنار نام هاربها.

ترجمه:

بدان که من چیزى مثل بهشت ندیدم که خواهان آن بخوابد و نه مثل دوزخ که گریزنده از آن خواب باشد.

46ـ الا ان اخوف ما اخاف علیکم اتباع الهوى و طول الامل.

ترجمه:

بدانید که ترسناکترین چیزى که من بر شما از آن میترسم (دو چیز است) پیروى هواى نفس و طول آرزو است.

47ـ الا و انکم فى ایام امل من ورائه اجل فمن عمل فى ایام امله قبل حضور اجله نفعه عمله و لم یضرره اجله.

ترجمه:

بدانید که شما در روزهاى امید و آرزو بسر مى‏برید که بدنبال آن مرگ است پس هر که در روزهاى امید و آرزویش پیش از رسیدن اجلش اعمال (نیکى) انجام دهد عملش او را سود بخشد و اجلش باو زیان نرساند.

48ـ افضل الناس انفعهم للناس.

ترجمه:

برترین مردم سودمندترین آنها است بمردم.

49ـ افضل العبادة عفة البطن و الفرج.

ترجمه:

برترین عبادت پاک نگهداشتن شکم و فرج (از حرام) است.

50ـ اقوى الناس من قوى على نفسه.

ترجمه:

قوى‏ترین مردم کسى است که بر نفس خود چیره شود.

51ـ اکثر الناس املا اقلهم للموت ذکرا.

ترجمه:

آرزوى کسانى از مردم بیشتر است که کمتر در یاد مرگ باشند.

52ـ احمق الناس من ظن انه اعقل الناس.

ترجمه:

سفیه‏ترین مردم کسى است که گمان کند که خردمندترین مردم است.

53ـ افضل الحکمة معرفة الانسان نفسه و وقوفه عن قدره.ترجمه:

معرفت انسان نسبت بخود و آگاه بودن وى از قدر و منزلت خویش برترین حکمت است.

54ـ اقوى الناس ایمانا اقواهم توکلا على الله سبحانه.

ترجمه:

قوى‏ترین مردم از نظر ایمان کسى است که توکلش بخداوند سبحان قوى‏تر باشد.

55ـ اشقى الناس من باع دینه بدنیا غیره.

ترجمه:

بدبخت‏ترین مردم کسى است که دینش را بخاطر دنیاى شخص دیگرى بفروشد.

56ـ احق الناس بالرحمة عالم یجرى علیه حکم جاهل و کریم یستولى علیه لئیم و بر یسلط علیه فاجر.

ترجمه:

سزاوارترین مردم بترحم عالمى است که حکم نادانى بر او جارى باشد (محکوم حکم جاهل باشد) و شخص کریمى است که آدم پستى بر او مستولى شود و نیکوکارى است که بدکارى بر او مسلط گردد.

57ـ اغنى الاغنیاء من لم یکن للحرص اسیرا.

ترجمه:

غنى‏ترین توانگران کسى است که اسیر حرص و آز نباشد.

58ـ اعقل الناس من کان بعیبه بصیرا و عن عیب غیره ضریرا.

ترجمه:

خردمندترین مردم کسى است که بعیب خود بینا و از عیب دیگران نابینا باشد.

59ـ اسعد الناس بالدنیا التارک لها و اسعدهم بالاخرة العامل لها.

ترجمه:

نیک بخت‏ترین مردم دنیا کسى است که دنیا را رها کند و خوشبخت‏ترین آنهادر آخرت کسى است که براى آخرت کار کند.

60ـ ان انفاسک اجزاء عمرک فلا تفنها الا فى طاعة تزلفک.

ترجمه:

نفس‏هاى تو اجزاء عمرتست پس آنها را تمام مکن مگر در طاعتى که ترا بخدا نزدیک گرداند .

61ـ ان النفس لامارة بالسوء الفحشاء فمن ائتمنها خانته و من استأمن الیها اهلکته و من رضى عنها اوردته شر الموارد.

ترجمه:

یقینا نفس آدمى بسیار ببدى و فحشاء فرمان میدهد پس هر که آنرا امین بداند نفس نسبت باو خیانت کند و هر کس از آن ایمنى خواهد او را هلاکش کند و هر که از آن خرسند و راضى شود نفس او را ببدترین جایگاه وارد سازد.

62ـ ان دعوة المظلوم مجابة عند الله سبحانه لانه یطلب حقه و الله تعالى اعدل من ان یمنع ذا حق حقه.

ترجمه:

البته دعاى ستمدیده در نزد خداوند سبحان مستجاب است زیرا که او حق خود را میخواهد و خداى تعالى عادلتر از آنست که صاحب حقى را از حقش باز دارد.

63ـ ان الله سبحانه یعطى الدنیا من یحب و من لا یحب و لا یعطى الدین الا من یحب.

ترجمه:

خداوند سبحان دنیا را بکسى که دوست دارد و بآنکه دوست ندارد عطاء میکند (اما) دین را نمیدهد مگر بکسى که دوستش دارد.

64ـ ان العاقل من نظر فى یومه لغده و سعى فى فکاک نفسه و عمل لمالا بد له و لا محیص عنه .

ترجمه:

عاقل کسى است که در امروز فردایش را بنگرد و در آزاد کردن نفسش کوشش کند و کار کند براى روزى که راه چاره و فرارى از آنروز ندارد.

65ـ ان افضل الناس عند الله من احیا عقله و امات شهوته و اتعب نفسه لصلاح آخرته.

ترجمه:

برترین مردم در نزد خدا کسى است که عقلش را (با علم و تقوى) زنده بدارد و شهواتش را بمیراند و براى اصلاح امور آخرت خود نفسش را بزحمت افکند.

66ـ اذا اکرم الله عبدا شغله بمحبته.

ترجمه:

چون خداوند بنده‏اى را گرامى دارد او را بمحبت و دوستى خویش سر گرم سازد.

67ـ اذا سألت فسأل تفقها و لا تسأل تعنتا فان الجاهل المتعلم شبیه بالعالم و ان العالم المتعنت شبیه بالجاهل.

ترجمه:

هر گاه (مطلبى) بپرسى براى دانستن بپرس نه براى خرده‏گیرى زیرا که نادان یاد گیرنده شبیه عالم است و عالم خرده‏گیر شبیه نادان.

68ـ بادروا الموت و غمراته و مهدوا قبل حلوله و اعدوا له قبل نزوله.

ترجمه:

بر مرگ و سختى‏هاى آن پیشدستى کنید و پیش از رسیدنش مهیا شوید و قبل از اینکه فرود آید (با اعمال صالحه براى آخرت) آماده شوید.ـبئس الزاد الى المعاد العدوان على العباد.

69ـ بئس الزاد الى المعاد العدوان على العباد

ترجمه:

ستم کردن بر بندگان خدا بد توشه ایست براى روز رستاخیز.

70ـ تدبروا آیات القران و اعتبروا به فانه ابلغ العبر.

ترجمه:

آیات قرآن را تدبر کنید و بآن پند گیرید زیرا که آن رساترین پندها است.

71ـ تجنبوا البخل و النفاق فهما من اذم الاخلاق.

ترجمه:

از بخل و نفاق دورى گزینید که آندو از نکوهیده‏ترین خلقها میباشند.

72ـ تعلم علم من یعلم و علم علمک من یجهل فاذا فعلت ذلک علمت ما جهلت و انتفعت بما علمت .

ترجمه:

علم دانشمند را فراگیر و علم خود را بنادان بیاموز پس چون چنین کردى بدانچه نادانى دانا شوى و بوسیله آنچه آموخته‏اى سود مى‏برى.

73ـ ثمرة التقوى سعادة الدنیا و الاخرة.

ترجمه:

نتیجه تقوى و پرهیزکارى خوشبختى دنیا و آخرت است.

74ـ ثلاثة هن زینة المؤمن تقوى الله و صدق الحدیث و اداء الامانة.

ترجمه:

سه چیزند که آنها زینت مؤمن‏اند:از خدا ترسیدن و راستگوئى و اداى امانت.

75ـ جانبوا الکذب فانه مجانب الایمان.

ترجمه:از دروغ دورى گزینید که آن دور کننده ایمان است.

76ـ جالس اهل الورع و الحکمة و اکثر مناقشتهم فانک ان کنت جاهلا اعلموک و ان کنت عالما ازددت علما.

ترجمه:

با پارسایان و حکماء همنشینى کن و با آنها زیاد به بحث و گفتگو بپرداز که اگر تو نادان باشى یادت دهند و اگر دانشمند باشى علمت را زیاد میکنى.

77ـ حسن توکل العبد على الله سبحانه على قدر یقینه به.

ترجمه:

حسن توکل بنده بر خداوند سبحان باندازه یقین او بخداوند است.

78ـ حسن الظن ان تخلص العمل و ترجو من الله ان یعفو عن الزلل.

ترجمه:

خوشگمانى (بخدا) اینست که عمل را خالص گردانى و بخدا امیدوار باشى که از لغزشها در گذرد .

79ـ حسن الخلق یورث المحبة و یؤکد المودة.

ترجمه:

خوشخلقى تولید محبت مى‏کند و رشته دوستى و مودت را محکم نماید.

80ـ حب الدنیا یفسد العقل و یصم القلب عن سماع الحکمة و یوجب الیم العقاب.

ترجمه:

دوستى دنیا عقل را فاسد نموده و (گوش) قلب را از شنیدن حکمت کر میکند و موجب عذاب دردناک گردد.

81ـ حلاوة الظفر تمحو مرارة الصبر.ترجمه:

شیرینى پیروزى تلخى صبر را از بین مى‏برد.

82ـ حصلوا الاخرة بترک الدنیا و لا تحصلوا بترک الدین الدنیا.

ترجمه:

با ترک دنیا آخرت را بدست آورید (اما) با ترک دین دنیا را تحصیل نکنید.

83ـ حاسبوا انفسکم قبل ان تحاسبوا و وازنواها قبل ان توازنوا.

ترجمه:

از خودتان حساب بکشید پیش از آنکه از شما حساب کشند و (اعمال خود را) بسنجید پیش از آنکه شما را بسنجند.

84ـ خیر الناس من اخرج الحرص من قلبه و عصى هواه فى طاعة ربه.

ترجمه:

بهترین مردم کسى است که حرص را از دلش خارج سازد و در راه طاعت پروردگارش با هواى نفس مخالفت کند.

85ـ خذ من قلیل الدنیا ما یکفیک ودع من کثیرها ما یطغیک.

ترجمه:

از دنیا بمقدار کمى که ترا کفایت میکند بگیر و از مقدار زیاد آن که ترا بسرکشى و طغیان و ادارت میکند صرفنظر کن.

86ـ خف ربک و ارج رحمته یؤمنک مما تخاف و ینیلک ما رجوت.

ترجمه:

از پروردگارت بترس و برحمتش امیدوار باش تا ترا از آنچه میترسى امان دهد و بدانچه امیدوارى برساند.

87ـ ذکر الله مسرة کل متق و لذة کل موقن.

ترجمه:یاد خدا موجب سرور هر پرهیزکار و لذت هر صاحب یقین است.

88ـ رحم الله امرء قصر الامل و بادر الاجل و اغتنم المهل و تزود من العمل.

ترجمه:

خدا رحمت کند مردى را که آرزو را کوتاه کند و بمرگ پیشدستى نموده و مهلت‏ها را غنیمت شمارد و از اعمال (نیک و شایسته براى آخرتش) توشه بگیرد.

89ـ رأس الایمان حسن الخلق و التحلى بالصدق.

ترجمه:

سر آمد ایمان خوشخلقى و آراسته شدن براستى و درستى است.

90ـ ردع النفس عن الهوى هو الجهاد الاکبر.

ترجمه:

نفس را از هوى و هوس باز داشتن جهاد اکبر است.

91ـ زلة العالم کانکسار السفینة تغرق و یغرق معها غیرها.

ترجمه:

لغزش دانشمند مانند شکستن کشتى است که (در دریا) غرق میشود و دیگران نیز با آن غرق شوند .

92ـ زاد المرء الى الاخرة الورع و التقى.

ترجمه:

توشه انسان در سفر بآخرت پارسائى و تقوى است.

93ـ سنة الاخیار لین الکلام و افشاء السلام.

ترجمه:

روش نیکان بنرمى سخن گفتن و آشکار کردن سلام است.

94ـ سرور المؤمن بطاعة ربه و حزنه على ذنبه.

ترجمه:

شادى مؤمن بطاعت پروردگارش و اندوهش بر گناهش مى‏باشد.

95ـ سهر اللیل فى طاعة الله ربیع الاولیاء و روضة السعداء.

ترجمه:

بیدارى شب در طاعت خدا بهار دوستان (خدا) و بوستان پر گل نیک بختان است.

96ـ صن ایمانک من الشک فان الشک یفسد الایمان کما یفسد الملح العسل.

ترجمه:

ایمانت را از شک و شبهه محفوظ دار زیرا که شک و تردید ایمان را تباه میسازد همچنان نمک عسل را فاسد میکند.

97ـ صمت یکسبک الوقار خیر من کلام یکسوک العار.

ترجمه:

آن خاموشى که براى تو وقار کسب کند بهتر از سخنى است که ترا لباس ننگ بپوشاند.

98ـ طوبى لمن الزم نفسه مخافة ربه و اطاعه فى السر و الجهر.

ترجمه:

خوشا بحال کسى که از خوف پروردگارش ملازم نفس خود باشد و در پنهانى و آشکار خدا را اطاعت نماید.

99ـ طوبى لمن اخلص لله عمله و علمه و حبه و بغضه و اخذه و ترکه و کلامه و صمته.

ترجمه:خوشا بحال کسى که (تمام کارش) عمل و علم و حب و بغض و گرفتن و واگذاردن و سخن گفتن و خاموشیش همه را براى خداوند پاک و خالص گرداند.

100ـ طوبى لمن استشعر الوجل و کذب الامل و تجنب الزلل.

ترجمه:

خوشا بکسى که ترس از خدا را شعار خود قرار دهد و آرزو را دروغ پندارد و از لغزشها دورى گزیند.

101ـ طاعة الهوى تفسد العقل.

ترجمه:

هوى پرستى عقل را تباه گرداند.

102ـ طول القنوت و السجود ینجى من عذاب النار.

ترجمه:

قنوت و سجود را در نماز طول دادن شخص را از عذاب آتش (دوزخ) نجات بخشد.

103ـ ظلم نفسه من رضى بدار الفناء عوضا عن دار البقاء.

ترجمه:

کسیکه بعوض خانه جاودانى آخرت بسراى فانى دنیا راضى و خرسند باشد بر خویشتن ستم کرده است.

104ـ عند حضور الشهوات و اللذات یتبین ورع الاتقیاء.

ترجمه:

هنگام حاضر بودن شهوتها و لذتها پارسائى پرهیزکاران روشن میشود.

105ـ عجبت لمن نسى الموت و هو یرى من یموت.

ترجمه:در شگفتم از کسى که مرگ را فراموش میکند در حالیکه کسانى را که میمیرند مى‏بیند .

106ـ غرى یا دنیا من جهل حیلک و خفى علیه حبائل کیدک.

ترجمه:

اى دنیا کسى را بفریب که بحیله‏هاى تو نادان است و ریسمانهاى مکر تو از نظر او پوشیده است (و الا با تمام زرق و برقت على را هرگز نمیتوانى فریب دهى) .

107ـ قصر الامل فان العمر قصیر و افعل الخیر فان یسیره کثیر.

ترجمه:

آرزو را کوتاه گردان که عمر کوتاه است و نیکى کن که اندکش هم بسیار است.

108ـ کم من لذة دنیة منعت سنى درجات.

ترجمه:

چه بسا خوشى پست و ناچیزى آدمى را از درجات بالا باز دارد.

109ـ کیف یصلح غیره من لم یصلح نفسه.

ترجمه:

چگونه دیگرى را اصلاح میکند کسى که خودش را اصلاح نکرده است.

110ـ کفى بالرجل غفلة ان یضیع عمره فیما لا ینجیه.

ترجمه:

در غفلت و بى خبرى مرد همین بس که عمرش را در چیزى ضایع کند که او را رهائى نبخشد.

111ـ کن بالمعروف امرا و عن المنکر ناهیا و بالخیر عاملا و للشر مانعا.

ترجمه:

(مردم را) بمعروف امر کن و از منکر باز دار و خود بخیر و نیکى عمل کن وشر و بدى را مانع باش.

112ـ کما ان الشمس و اللیل لا یجتمعان کذلک حب الله و حب الدنیا لا یجتمعان.

ترجمه:

همچنانکه آفتاب (روز روشن) و شب (تاریک) با هم جمع نمیشوند محبت خدا و دوستى دنیا هم با یکدیگر جمع نشوند.

113ـ للمؤمن ثلاث علامات الصدق و الیقین و قصر الامل.

ترجمه:

مؤمن سه علامت دارد راستگوئى و یقین و کوتاهى آرزو.

114ـ لن یحوز الجنة الا من جاهد نفسه.

ترجمه:

هرگز ببهشت نخواهد رسید مگر کسى که با نفس خود مجاهده کند.

115ـ لو ان السموات و الارض کانتا على عبد رتقا ثم اتقى الله لجعل له مخرجا و یرزقه من حیث لا یحتسب.

ترجمه:

اگر آسمانها و زمین بر بنده‏اى تنگ گیرند و او از خداوند تقوى داشته باشد خدا راه خروج از این بن بست را براى او قرار دهد و از جائیکه بگمانش نرسد او را روزى رساند.

116ـ من توکل على الله سبحانه کفى و استغنى.

ترجمه:

هر که بر خداوند سبحان توکل کند خدا (امور او را) کفایت کند و بى نیازش گرداند.

117ـ من اکثر من ذکر الموت نجا من خداع الدنیا.ترجمه:

هر کس بیشتر بیاد مرگ باشد از حیله‏ها و فریب‏هاى دنیا رهائى یابد.

118ـ ینبغى للعاقل ان یکثر من صحبة العلماء الابرار و یجتنب مقاربة الاشرار و الفجار .

ترجمه:

سزاوار است که شخص خردمند با علماء نیکو کردار زیاد همنشینى کند و از نزدیکى بدان و بد کاران اجتناب نماید.

119ـ لا یدرک احد ما یرید من الاخرة الا بترک ما یشتهى من الدنیا.

ترجمه:

هیچکس از آخرت آنچه را که میخواهد بدست نیاورد مگر بترک آنچه از دنیا میل و دلخواه اوست .

120ـ لا تفرح بالغنى و الرخاء و لا تغتم بالفقر و البلاء فان الذهب یجرب بالنار و المؤمن یجرب بالبلاء.

ترجمه:

بتوانگرى و آسایش شادمانى مکن و بفقر و گرفتارى اندوهگین مباش زیرا که طلا بوسیله آتش آزمایش شود و مؤمن بگرفتارى امتحان گردد.

 



:: برچسب‌ها: از سخنان على علیه السلام, امام زمان (عج), امام زمان, مهدویت

نویسنده : عشاق المهدی
تاریخ : ۱۳۸٩/٦/٧