غیبت صغری1

 جعفر کذاب

 پسر امام هادى وبرادر امام حسن عسکرى (ع( است . پس از شهادت امام عسکرى (ع( با علم به این که امام حسن عسکرى(ع( فرزندى دارد وایشان جانشین وامام بعد از او می باشد، به دروغ ادعاى امامت کرد. وى پس از شهادت حضرت، پیش از آن که مردم جنازه را از خاته بیرون ببرند،


دَمِ در ایستاده و تسلیت را نسبت به شهادت برادر وتبریک را نسبت به امامت خود، از مردم تحویل می گرفت . شیخ طوسى، در ضمن حدیثى که نقل می کند واز شرابخوارى ومستى او حکایت می کند، می گوید: کارهاى زشت وگفتارهاى ناهنجارى که از وى روایت شده، به قدرى زیاد است که نمی توان احصاء نمود... جعفر بن على، چون از طرف دستگاه بنى عباس تقویت می شد و آن عنصر فاسد را عامل خود: دانسته ودر مقابل امام حسن عسکرى (ع( تقویت می کردند، پس از آن حضرت، او را واداشند که خود را امام دوازدهم شیعه بداند تا بدان وسیله مسأله امام غائب را لوث کنند، جعفر نیز دعوى امامت و جانشینى برادرکرد. امام زمان(ع( نیز طى توقیع هایى او را دروغگو دانست به همین جهت در میان شیعیان به جعفرکذاب مشهور شد. (1) امام هادى(ع( اصحاب خود را از معاشرت و ارتباط با جعفر شدیدا منع کرده و می فرماید: او از تعالیم دین خارج، و زیر بار فرمان من نیست (2). وقتى که شیعیان دیدندا جعفرکذاب ادعاى امامت دروغین می کند و منکر وارث شرعى امام حسن عسکرى (ع (است وما تَرکِ امام را تصرف کرد ودولت عباسى هم از آن حمایت میکند، لذا بعضى از آن ها به عثمان بن سعید متوسل شدند تا از طریق اخراج توقیع از طرف امام زمان (ع( جریان جعفر روشن شود ونتواند اذهان عامه مردم را منحرف سازد واز این طریق رسوا گردد. جریان از این قرار است که: جعفر نامه اى می نویسد به یکى از دوستان و شیعیان امام مهدى(ع( ودر آن نامه می یسد که قائم وامام بعد از برادرم من هستم وعلم حلال وحرام وتمام علوم در نزد من است . وقتى نامه به دست شخص می رسد، ناراحت شده و در مطالب آن مشکوک می شود . لذا نامه را برداشته پیش احمد بن اسحاق اشعرى می رود که او از اصحاب خاص امام حسن عسکرى (ع ( راز مقربین پیش آن حضرت بوده وجریان را به او می گوید : احمد بن اسحاق هم نامه اى نوشته ونامه جعفر را هم در داخل آن می گذارد وبه وسیله عثمان بن سعید، به خدمت حضرت مهدى(ع( می فرستد . در پاسخ احمد بن اسحاق نامه اى از طرف امام مهدى (ع ( می رسد نامه بسیار تند و با عالى ترین برهان و دلیل و لحن بسیار شدید، امامت جعفر را رد فرموده است(3). ما قسمتى از آن نامه را از احتجاج نقل می کنیم:.. این مفسد )جعفرکذاب( که بر خداوند دروغ بسته، و ادعاى امامت دارد، نمی دانم به چه چیز خود نظر داشته است؟. ... خداوند گواه است که او چهل روز نماز واجبش را ترک کرد، به این منظورکه با ترک نماز بتواند شعبده بازى را یاد بگیرد شاید خبر آن به شما هم رسیده باشد . ظرف هاى شراب او را همه دیده اند. علاوه بر این ها، آثار و علایم نافرمانى وى از امر و نهى الهى، مشهود و نزد همگان محقق است. چنان چه ادعاى وى مبتنى بر معجزه است، معجزه خود را بیاورد ونشان دهد واگر حجتى دارد آن را اقامه نماید، و چنان چه دلیلى دارد ذکرکند(4). و از این طریق است که عثمان بن سعید، جعفرکذاب را رسوا می کند. امام سجاد(ع( درپاسخ ابوخالدکابلى که ازآن حضرت پرسید، چرا ششمین امام ملقب به صادق است، در حالى که همه شما صادق می باشید؟ فرمود: به جهت این که در نسل پنجم او، مردى باشد به نام جعفرکه او به دروغ، دعوى امامت کند و او جعفرکذاب است. (5) جعفرکذاب در سال 271 به سن چهل وپنج سالگى در سامرا درگذشت. (6)

  1- مفاخر اسلام، ج 2، ص 40. 2- تاریخ سامرا, ج 2 ص 251. 3- احتجاج طبرسى ج 2، ص 468 ,تاریخ سامرا, ج 2 , ص 253. 4- احتجاج طبرسی , ج 2 , ص 468. 5. بحار الانوارج 50 ص 227. 6. معارف و معاریف , ج 4 , ص 165.




:: برچسب‌ها: غیبت صغری, امام زمان (عج), امام زمان, درد دل با امام زمان(عج)

نویسنده : عشاق المهدی
تاریخ : ۱۳۸٩/٧/۱٦