غیبت صغری4

 غیبت صغرى

 در آغاز غیبت صغرى، میان علما و دانشمندان اختلاف است.سه نظر در آن وجود دارد:
1- گروهى مانند شیخ مفید آغاز غیبت صغرى را از هنگام ولادت حضرت مهدى )ع (به شمار آورده اند .زیرا از همان سال هاى آغازین ولادت، آن حضرت غیبت نسبى داشت و شمارى اندک از یاران، وى را مشاهده کردند. بنابر این نظر، دوره غیبت صغرى تقربباَ 74 سال مى شود. یعنى از آغاز ولادت، تا پایان سفارت آخرین نائب حضرت.


2- برخى برآنندکه غیبت صغرى، از سال 260هـ. ق یعنى سال درگذشت امام حسن (ع(آغاز شد واین مدت تا شروع غیبت کبرى، دوران آمادگى شیعیان وانس آنان به جدایى از امام زمان )ع (نام گرفت . در این دوران ،69 ساله، سفیرانى رابط بین امام ومردم بودند.
3- گروهى آغاز غیبت امام(ع) را از زمانى مى دانند که مأموران خلیفه به منزل حضرت در ارشاد، مفید ج 2، ص340.
سامرا هجوم آوردند، تا وی را دستگیرکنند و حضرت در آن هنگام، درسرداب رفت و همان جا از دیده ها پنهان شد.
در منابع شیعى وکتاب هاى امامیه، هیچ نامى از سرداب نیست، و متأسفانه این مسأله دستاویز حمله نا آگاهانه برخى از نویسندگان اهل سنت، به تشیع شده است.
زمانى که در سال 260 ق. امام حسن عسکری (ع) وفات یافت، فقط عده اندکى از شیعیان خاص و برخى از وکلاى حضرت از وجود فرزند ایشان، امام مهدى (ع) مطلع بودند. خلیفه عباسى احمد المعتمد (256-279ق) در پی آن بود تا فرزند و وارث امام (ع) را بیابد از این رو مدتى منزل و خانواده امام را تحت مراقبت قرار داد.
از طرفى جعفر بن على برادر امام حسن عسکری (ع) به دنبال آن بودکه منزلت و مقام برادر را به دست آورد و حتى در این کار از خلیفه عباسى کمک خواست و لیکن توفیقى نیافت ). امام عسکری (ع)، پیش از رحلت خود عثمان بن سعید عموی راکه از وکلا و اصحاب خاص بود، در چند مجلس به اصحاب خود معرفى و او را به عنوان نائب امام دوازدهم پس از خود تعیین کرد. عثمان بن سعید مدت ده سال وکیل امام هادى (ع) بود و پس از آن وکالت امام حسن عسکری (ع) را به عهده داشت و پس ازرحلت امام به ظاهر مراسم تغسیل و تکفین وی را انجام داد. او پس از چندى به بغداد نقل مکان کردکه از شهرهاى شیعه نشین عراق بود. در طى این مدت کوتاه که او نیابت خاص امام دوازدهم را به عهده داشت، شیعیان به وى رجوع مى کردند و توقیعات صادره از ناحیه امام به دست وى به دست شیعیان مى رسید .
عثمان بن سعید پیش از وفاتش مأمور شد تا پسرش محمد را به عنوان نائب امام به شیعیان معرفى کند. دوران نیابت محمد بن عثمان دورانى طولانى و سخت بود. فشار و اختناق اعمال شده از جانب عباسیان، انحرافات دینى و فرقه اى، القاء شبهات گوناگون و حرکت هاى رو به گسترش اسماعیلیان از مهم ترین مشکلالى بودندکه وى با آنان درگیر بود. محمد بن عثمان در سال 305ق . درگذشت و حسین بن روح نوبختى به نیابت امام منسوب شد.
او از مردم قم و مدت ها از دستیاران محمد بن عثمان بود. او با تدبیر وکیاست خود توانست در اوج بحران، اوضاع مساعدى را براى جامعه شیعى فراهم سازد و تا حد ممکن از فشارهایى که از طرف حکومت بر آن ها اعمال مى شد، بکاهد. سیاست دینى وى به گونه اى بودکه هیچ تنش و عکس العملى را علیه شیعیان پدید نمى آورد. او توانسته بود با اعمال تقیَه شدید چنین جوى را به وجود آورد . یک بار در مجلسى در حضور علماى اهل سنت به گونه اى درباره عمر و ابوبکرسخن گفت که همگان را به تعجب واداشت و هرگونه بدبینى و سوءظن سنیان را نسبت به او برطرف ساخت. او در همین راستا یکى از خدمتکارانش راکه عادت به ناسزاگویى به معاویه دا شت، اخراج کرد .
بدین ترتیب دوران طولانى نیابت وی، بهترین ایام غیبت صغری براى شیعیان بوده است . روابط او با دربار عباسیان و نفوذ او در میان وزرا و امرا موجب گردیدکه سختگیری ها و اعمال فشارها بر شیعیان به حداقل برسد.
با درگذشت حسین بن روح نوبختى در سال،326ق . محمد بن على سمری به نیابت منصوب شد. وى آخرین نائب امام (ع) بود و در سال 329 ق. درگذشت . آخرین توقیعى که یک مفته ییش از وفاتش به دلست او رسید وى را مأمور ساخته بودکه شخصى را به عنوان نائب امام بعد از خود معرفى نکند. این توقیع در واقع اعلامى براى آغازغیبتکبوی امام (ع) بود.
از مشکلات اساسى که نایبان امام و شیعیان با آن درگیر بودند، ظهور مدعیان نیابت بود. کسانى که به علل مختلف ادعا مى کردند نائب امام (ع) هستند. ظهور این افراد غالباً با انحرافات و القاء شبهاتى همراه بود و این بزرگترین خطری بودکه در این عصر شیعیان را تهدید مى کرد . مشهورترین این افراد محمد بن على شلمغانى بودکه معاصر با حسین بن روح بود و توقیعى از ناحیه امام (ع) مبنى بر برائت از او، لعن بر او و چند تن دیگر صادر شد.
جامعه اسلامى در دوران غیبت صغری از وضعیت سیاسى آشفته اى برخوردار بود. دستگاه خلافت عباسیان در نهایت ضعف و سستى خود بود . امراى ترک نژاد که از دوران خلافت معتصم به دربار راه پیداکرده و داراى مناصبى شده بودند، همچنان نفوذ شدیدى بر خلیفه و درباریان داشتند؟ به طوری که در بسیاری امور، خلیفه را تحت فشار قرار مى دادند وگاه عزل و نصب خلیفه نیز به وسیله آن ها انجام مى شد. ضعف خلیفه و عدم اراده وى در رسیدگى به امور، گاه موجب دخالت زنان دربار در این امور مى شد. به طوری که مادر خلیفه همراه با قضات واعیان در مجلس مظالم مى نشست و حکم صادر مى کرد.
درگیری هاى داخلى میان خلیفه و وابستگانش بر سر تصاحب قدرت، اموی عادى بود) این امر حتى در میان وزیران نیز شایع بود. عدم کفایت و صلاحیت وزیران موجب شده بودکه پیوسته عزل ونصب شوند و هرکس قادر بود با پرداخت اموال بیشتری به دار الخلافه خود را به مقام خلافت برساند. در طى این دوران شش تن از عباسیان به حکومت رسیدندکه برخى از آن ها توسط درباریان خلع و برخى به قتل رسید ند
. ضعف و سستى دستگاه خلافت که از نیمه اول قرن سوم هجوی آغاز شده بود، فرصت خوبى براى مخالفان و امیران محلى بود تا دولت هاى مستقلى در نواحى مختلف و وسیع اسلامى پدید آورند. به طوری که در عصرغیبت صغری نواحى مختلف سرزمین هاى اسلامى هر یک تحت اختیار دولتى مستقل بودکه خلیفه اساساً هیچ نفوذ وسلطه اى بر آن نداشت.
سرزمین اندلس که از سال ها پیش، تقریباً همزمان با روى کار آمدن عباسیان، از نکره خلا فت جدا شد. پس از آن ادریسان حسنى در مغرب اقصى- مراکش کنونى- نخستین دولت شیعى را تأسیس کرد. اغلبیان بر شمال آفریقا حکومت داشتند و مصر تحت اختیار طولونیان و سپس اخشیدیان بود. طاهریان، صفاریان، علویان، سامانیان و... دولت هاى خودمختاوی بودند که در طى این دوران، در نواحى ایران امارت داشتند و به همین ترتیب در هر ناحیه دولت وامارتى مستقل برپا بود.
با این حال شیعیان در عصر غیبت، از موقعیت سیاسى نسبتاً خوبى برخوردار بودند . نفوذ شیعیان در دربار عباسیان ثمرات خوبى، به خصوص در دوران حساس غیبت به همراه داشت. در دوره ده ساله خلافت معتضد عباسى )279-289 ق( جو اختناق شدیدى علیه شیعه ایجاد شده بودکه به تعبیر شیخ طوسى در زمان او از شمشیرها خون مى چکید. اما این وضعیت در زمان خلافت مقتدر( 295- 320ق). تا حدودى دگرگون شد و در برخى موارد چرخش گردونه سیاست به نفع مسلمین بود و آن ها مى توانستند با آزادى بیشتری به فعالیت بپردازند .
این دگرگونى با نفوذ خاندان بنى فرات که از خاندان هاى شیعه مذهب و برجسته بغداد بودند، در دستگاه خلافت آغاز شد . افراد این خانواده توانستند پس از نفوذ در دربار، در مناصب بالا و در امور اداری مشغول به کار شوند. حتى چند تن از این افراد به مقام وزارت رسیدند که مشهورترین آن ها ابو الحسن على بن محمد بن فرات بود. او معروف به ابن فرات اول( 241-2 31ق). ودر فاصله سال هاى296تا 2 31، سه بار به وزارت رسید. در دوران او آزادى نسبى براى شیعیان فراهم شد و آن ها از این فرصت، جهت احیاى مذهب تشیع سود مى بردند.
این امرکمابیش همزمان با نیابت حسین بن روح نوبختى- نائب سوم امام (ع)- بود اوکه خود از خاندان نوبختى واز موقعیت سیاسى خوبى برخوردار بود و توانسته بود در دربار عباسیان راه یابد و بنا به قولى که مسئول امور خاص خلیفه بود.
فرد دیگری از خاندان نوبختى که به وزارت دست یافت، ابو الفتح فضل بن جعفر (279-327 ق ). معروف به ابن فرات دوم بود. او در سال هاى 0 32 تا 324 وزارت دو تن از خلفا را به عهده داشت . دوران وزارت او همزمان با آخرین سال هاى زندگى حسین بن روح بود. آگر چه نفوذ و قدرت وی همانند ابن فرات اول نبود، با این حال نبایستى تأثیر و موقعیت آن را نادیده گرفت.
در همین راستا باید به دولت هاى شیعه مذهبى که در این عصر تشکیل شده ویا امارت داشتند، اشاره کنیم.
ادریسیان، اولین دولت شیعى بودکه در سال 72 1ق. تأسیس شد. ادریسیان زیدى مذهب تا اوایل قرن چهارم هجری امارت داشتند وسپس به دست فاطمیان برچیده شدند. آثار فرهنگى وتمدنى باز مانده از آن ها در مغرب قابل توجه است.
فاطمیان که از سال 296 ق. در تونس به قدرت رسیدند، پس از اندک زمانى بر تمام مغرب استیلا یافتند وپس از استیلا بر مصر پس از نیمه قرن چهارم، تنها قدرت مطرح در سراسر شمال افریقا بودند. فاطمیان، مذهب اسماعیلى داشتند و مدتى نزدیک به سه قرن حکمفرمایى کردند.
نفوذ آن ها در سراسر جهان اسلام سبب تأسیس دولت هاى اسماعیلى متعددى در نواحى مختلف از جمله در یمن و سند شد. فاطمیان خلافت را حق خود مى دانستند واز این رو خود را خلیفه مى خواندند. حسن بن زید از نوادگان امام حسن (ع)، مؤسس دولت علویان در طبرستان (250-355 ق) بود.
وى که به دعوت مردم طبرستان براى مقابله با ظلم و جور امیران طاهری به این ناحیه آمده بود، پس از تحت فرمان در آوردن طبرستان به نواحى وی و قزوین دست یافت، اما بزودى آن ها را ازکف داد. از معروفترین امراى علوى، حسن بن على معروف به ناصر الحق وملقب به اطروش )1 30-304 ق.( بود که بار دیگر طبرستان را به طور یکپارچه تحت فرمان درآورد. آخرین امیر آن ها الثائر بالله بودکه در سال 355 ق. درگذشت
. دولت زیدیان یمن نیز از نخستین دولت هاى مستقل شیعى بودکه در عصرغیبت شکل گرفت. شهرهاى مکه و مدینه و نواحى یمامه و حجاز نیز مدت ها در اختیار زیدیان بود.
حمدانیان، شیعیان دوازده امامى از قبیله بنى تغلب بودندکه از اوایل قرن چهارم هجری در نواحى شمال عراق وبخش هایى از شام حکومت مى کردند وگرایش هاى شیعى از دیرباز در میان آن ها وجود داشت.




:: برچسب‌ها: غیبت صغرى, امام زمان (عج), امام زمان, درد دل با امام زمان(عج)

نویسنده : عشاق المهدی
تاریخ : ۱۳۸٩/٧/۱٩