نواب جعلی7

بابیه

  بنیانگذار فرقه بابیه سید على محمد شیرازى است.
از آن جا که او در ابتداى دعوتش مدعى بابیت امام دوازدهم شیعه بود وخود را طریق ارتباط با امام زمان می دانست، ملقب به باب گردید وپیروانش بابیه نامیده شدند. سید على محمد در سال 1235ق در شیراز به دنیا آمد .


درکودکى به مکتب شیخ عابد رفت وخواندن ونوشتن آموخت. شیخ عابد از شاگردان شیخ احمد احسائى بنیانگذار شیخیه وشاگردش سید کاظم رشتى بود ولذا سید على محمد از همان دوران با شیخیه آشنا شد، به طورى که چون سید على محمد در سن حدود نوزده سالگى به کربلا رفت در درس سید کاظم رشتى حاضر شد.
در همین درس بود که با مسائل عرفانى وتفسیر وتأویل آیات واحادیث ومساثل فقهى به روش شیخیه آشنا گردید . قبل از رفتن به کربلا، مدتى در بوشهر اقامت کرد و در آنجا به ریاضت کشى پرداخت.
نقل شده است که در هواى گرم بوشهر بر بام خانه رو به خورشید اورادى می خواند. پس از درگذشت سید کاظم رشتى تا مریدان وشاگردان وى جانشینى براى او می جستند که مصداق شیعه کامل یا رکن رابع شیخیه باشد میان چند تن از شاگردان رقابت افتاد وسید على محمد نیز در این رقابت شرکت کرد، بلکه پاى از جانشینى سید رشتى فراتر نهاد و خود را باب امام دوازدهم شیعیان یا ذکر او، یعنى واسطه میان امام و مردم شمرد. هجده تن از شاگردان سیدکاظم رشتى که همگى شیخى مذهب بودند از او پیروى کردند .
على محمد در آغاز امر بخش هایى از قرآن را با روشى که از مکتب شیخیه آموخته بود تأویل کرد وتصریح کردکه از سوى امام زمان (ع) ، مأمور به ارشاد مردم است. سپس مسافرت هایى به مکه وبوشهرکرد ودعوت خود را آشکارا تبلیغ نمود.
یارانش نیز در نقاط دیگر به تبلیغ ادعاهاى على محمد پرداختند. پس از مدتى که گروه هایى به اوگرویدند، ادعاى خود را تغییر داد واز مهدویت سخن گفت وخود را مهدى موعود معرفى کرد وپس از آن ادعاى نبوت ورسالت خویش را مطرح کرد ومدعى شدکه دین اسلام فسخ شده وخداوند دین جدیدى همراه باکتاب آسمانى تازه به نام بیان بر او نازل کرده است.
على محمد درکتاب بیان ، خود را برتر از همه پیامبران دانسته وخود را مظهر نفس پروردگار پنداشته است.
در زمانى که على محمد هنوز از ادعاى بابیت امام زمان (ع) فراتر نرفته بود، به دستور والى فارس در سال 1261ق. دستگیر وبه شیراز فرستاده شد وپس از آنکه در مناظره با علماى شیعه شکست خورد، اظهار ندامت کرد و در حضور مردم گفت:
لعنت خدا برکسى که مرا وکیل امام غایب بداند . لعنت خدا برکسى که مرا باب امام بداند پس از این واقعه شش ماه در خانه پدرى خود تحت نظر بود واز آنجا به اصفهان وسپس به قلعه ماکو تبعید شد . در همین قلعه با مریدانش مکاتبه داشت و از اینکه می شنید آنان درکار تبلیغ دعاوى او می کوشند به شوق افتاد وکتاب بیان را در همان قلعه نوشت.
دولت محمد شاه قاجار براى آنکه پیوند او را با مریدانش قطع کند در سال 1264 ق،وى را از قلعه ماکو به قلعه چهریق در نزدیکى ارومیه منتقل کرد. پس از چندى او را به تبریز بردند ودر حضور چند تن از علما محاکمه شد. على محمد در آن مجلس آشکارا از مهدویت خود سخن گفت وبابیت امام زمان راکه پیش از آن ادعاکرده بود به بابیت علم خداوند تأویل کرد.
على محمد در مجالس علما نتوانست ادعاى خود را اثبات کند و چون از او درباره برخى مسائل دینى پرسیدند، ازپاسخ فرو ماند و جملات ساده عربى را غلط خواند. در نتیجه وى را چوب زده تنبیه نمودند و او از دعاوى خویش تبرى جست وتوبه نامه نوشت.
اما این توبه نیز مانند توبه قبلى او واقعى نبود، از این رو پس از مدتى ادعاى پیامبری کرد . پس از مرگ محمد شاه قاجار در سال 1264 ق . مریدان على محمد، آشوب هایى درکشور پدید آوردند ودر مناطقى به قتل وغارت مردم پرداختند .
در این زمان میرزا تقى خان امیرکبیر صدر اعظم ناصر الدین شاه تصمیم به قتل على محمد وفرو نشاندن فتنه بابیه گرفت. براى این کار از علما فتوا خواست. برخى علما به دلیل دعاوى مختلف ومتضاد او ورفتار جنون آمیزش شبهه خبط دماغ را مطرح واز صدور حکم اعدام او خوددارى کردند .
اما برخى دیگر على محمد را مردى دروغگو وریاست طلب می شمردند واز این رو حکم به قتل او دادند. على محمد همراه یکى از سرانش در 27 شعبان1266 در تبریز تیرباران شد.
همان طورکه گذشت، سید على محمد آراء وعقاید متناقضى ابراز داشته است. ازکتاب بیان که آن راکتاب آسمانى خویش می دانست، برمی آیدکه خود را برتر از همه انبیاى الهى و مظهر نفس پروردگار می دانسته و عقیده داشت که با ظهور آیین اسلام منسوخ و قیامت موعود در قرآن، به پا شده است.
على محمد خود را مبشر ظهور بعدى شمرده واو را من یظهره الله کسى که خدا او را آشکار میکند خوانده است و در ایمان پیروانش بدو تاکید فراوان کرد. او نسبت به کسانى که اَیین او را نپذیرفتند خشونت بسیارى را سفارش کرده است .
وى از جمله وظایف فرمانرواى بابى را این می داند که نباید جز بابى ها کسى را بر روى زمین باقى بگذارد. باز دستور می دهد غیر ازکتاب هاى با بیان، همه کتاب هاى دیگر باید محو و نابود شوند وپیروانش نباید جزکتاب بیان وکتاب هاى دیگر با بیان، کتاب دیگرى را بیاموزند




:: برچسب‌ها: نواب جعلی, امام زمان, امام حسین (ع)

نویسنده : عشاق المهدی
تاریخ : ۱۳۸٩/٩/۱٧