نواب جعلی11

شَلمَعانى

  اسم او ابو جعفر محمد بن على معروف به ابن ابى العزاقرى و ابن ابى العزاقیر، بود از جمله کسانى بودکه به مخالفت با حسین بن روح- نائب سوم- برخاست واز راه حسد دست به تأسیس مذهب جدیدى زد و پیروانش را عزاقریه مى گویند . او از مردم روستاى شلمغان از حومه هاى واسط ویکى از قراء قرآن مجید در آن جا بود.


شملغانى یکى از اصحاب امام حسن عسکرى (ع) ویکى از مؤلفین وعلماى شیعه امامیه بود و قبل از انحراف، پیش طائفه امامیه مقامى جلیل داشت و مؤلفات او مورد استفاده امامیه بود، تا آن جاکه حسین بن روح، در همان روزکه رسماً به مقام نیابت نشست، پس از اجراى مراسم این کار، با جماعتى از وجوه شیعه به خانه شلمغانى رفت، وهنگامى که پنهان شده بود شلمغانى را به نیابت خود منصوب کرد .
شلمغانى در این دوره بین او وطایفه امامیه رابط بود وتوقیعات حضرت قائم (ع) به توسط حسین بن روح به دست شلمغانى صادر مى شد و مردم در رفع حوائج وحل مشکلات خود به او مراجعه مى نمودند.
البته درست معلوم نیست که حسین بن روح در چه موقع در خفا مى زیسته ودوره استتار او چه اندازه طول کشیده است، ولى از قرائن معلوم مى شودکه دوره اختفاء او مصادف با شروع ایام وزارت حامد بن عباس 360تا 311 وپایان آن بوده است.
شلمغانى هدایت فعالیت هاى امامیه را در بغداد وکوفه سال ها به عهده داشت. وى از موقعیتى که حسین بن روح براى او فراهم کرده بود، سوه استفاده کرد و جاه طلبى و شهرت، او را به عقاید انحرافى کشاند (1)
شلمغانى مى کوشید تا برخى از وکلاى امامیه وخاندان ایشان به ویژه وکلاى بسطام را به پذیرش آیین حلولیه وتناسخ ارواح متقاعد سازد. لذا پس از مدتى اعلام داشت که روح پیامبر(ص) در جسم سفیر دوم، وروح على بن ابى طالب (ع) در جسم سفیر سوم وروح فاطمه زهرا(ع) در جسم ام کلثوم- دختر سفیر دوم- حلول کرده است در همان حال شلمغانى از وکلاى فرعى و زیردست خود خواست تا این راز را فاش نسازند، زبرا عقیده حق است. (2)
حسین بن روح پس ازکشف عقایدکفرآمیز شلمغانى، وى را از سمت خود برکنارکرد وارتداد او را در همه جا منتشر ساخت؟ نخست در میان خاندان نوبخت و آن گاه در میان سایرین (3) کتاب هاى شلمغانى به جهت مقام علمى وتقرب او به حسین بن روح پیش از ارتداد، نزد امامیه شیوع داشته و در دست همه ایشان بوده است.
پس از آن که ارتداد او مسلم شد ولعن او صادرگردید، عده اى از امامیه از حسین بن روح راجع به کتاب هاى او سؤال کردند وگفتند: خانه هاى ما از آن ها پر است، با آن ها چه بایدکرد حسین بن روح گفت: جواب من در این خصوص همان جوابى است که امام ابو محمد حسن بن على عسکرى (ع) موقعى که مردم در خصوص کتب بنى فضال از او پرسیدند به ایشان داد و فرمود: آن چه را روایت کرده اند بگیرید و آن چه راکه به رأى خود آورده اند، رهاکنید. (4)
از سوى امام زمان (ع) توقیعى بر لعن شلمغانى وعده ا ى دیگر مانند او به دست ابوالقاسم حسین بن روح صادر شد. (5)
پس از آن که لعن شلمغانى به دست حسین بن روح شایع گردید، امامیه بغداد از او دورى جستند وهمه حکایت لعن او را در محافل ومجالس نقل مى کردند.
شلمغانى براى اثبات حقانیت خیالى خود معارضه با حسین بن روح ومتقاعدکردن امامیه، کتاب الغیبة خود را در این ایام تألیف کرد ودر آن به تعرض حسین بن روح پرداخته ومدعى همکارى وهمقدمى با شیخ ابوالقاسم نوبختى در تهیه اسباب کار وکالت و نیابت بوده است. ولى اکثریت امامیه به دعاوى او گوش فرا ندادند و در لعن اوکوشیدند. (6)
شلمغانى وطرفداران او را به امر خلیفه در حضور قضات، فقهاء، کتاب ورؤساى لشگرى چند بار محاکمه کردند. سرانجام حکم قتل او به اتفاق آراء، تصویب وصادرگردید. قبل از اجراى این حکم، شلمغانى از قضات سه روز مهلت خواست تا از آسمان یا حکم تبرئه او صادر شود ویا دشمنان او به عذاب دچارگردند، ولى فقها، خلیفه را امر به تعجیل در قتل اوکردند وخلیفه دستور داد که در روز سه شنبه 29 ذى قعده سال 322هـ شلمغانى وابن ابى عون را گردن زدند وسپس جسدشان را به دار آویختند ودر آخرکار، نعش آن دو نفر را سوزانده وخاکستر آن را به آب دجله دادند. (7)

 1- آ خرین امید داود الهامى،ص134.
2- بحارالانوار، ج 51، ص 372.
3- غیبة طوسى ص 251.
4- همان، ص 239.
5- احتجا ج طبرسى ج2 ص 289 به نقل ازآخرین امید، ص140.
6- غیبة طوسى ص 255.
7- الفرق بین الفرق ص250 به نقل ازآ خرین امید، ص 144.




:: برچسب‌ها: امام زمان, نواب جعلی, درد دل با امام زمان(عج)

نویسنده : عشاق المهدی
تاریخ : ۱۳۸٩/٩/۱٩