غیبت کبری13

با مرزداران حریم تفکر شیعى

علماى شیعه در طول دوران پرفراز و نشیب غیبت کبرى همواره چون مرزدارانى جان برکف پاسدار حریم مقدس تفکر شیعى ، با همه ابعاد آن ، اعم از فقه ، حدیث، کلام و ...، بوده‏اند و در هر زمان که احساس کرده‏اند شیاطین جن و انس از روزنه‏اى قصد نفوذ و تجاوز به این حریم مقدس را داشته و در صدد ایجاد شبهه در اذهان ضعفاى شیعه مى‏باشند با تمام توش و توان خویش به مقابله با متجاوزان فرهنگى و غارتگران فکرى پرداخته‏اند.


نکته مهمى که در بررسى آثار علماى گرانقدر شیعه به چشم مى‏خورد این است که هرگز اشتغال آنها در عرصه‏هایى همچون فقه و حدیث، مانع از پرداختن به وظیفه اصلیشان; یعنى دفاع از حریم اعتقادات شیعى و تبیین و ترویج جانمایه تفکر شیعى ، و یا به عبارتى اندیشه ولایت نشده و آنها بطور مستمر خود را رویارو با جریانهایى که در صدد لطمه زدن به ارکان این اندیشه بوده‏اند ، مى‏دیدند و از همین رو، بسته به مقتضیات زمان و با توجه به شبهاتى که در هر عصر متوجه تفکر ناب شیعى بوده است‏به تدوین کتابها و رساله‏هایى براى پاسخگویى و رد آن شبهات مى‏پرداختند.
مرورى بر آثار علماى بزرگوارى همچون شیخ صدوق (م 381 ق)، شیخ مفید (328 -413 ق)، شیخ طوسى (385 - 460 ق)، علامه حلى (648 -726 ق)، علامه مجلسى (1037 - 1111 ق) و ... صحبت مدعاى بالا را اثبات کرده و نشان مى‏دهد که این بزرگان ، آنى از احوال شیعیان آل محمد(ص)، غافل نشده و در هر زمینه که احساس کرده‏اند جامعه شیعه دچار ضعف و ناتوانى است‏به تالیف کتاب و رساله پرداخته‏اند. سایر علماى شیعه نیز هر یک در عصر خود چونان خورشیدى درخشیده و به طالبان، نور و روشنایى و حیات و زندگى بخشیده‏اند.
اما در میان، موضوعات مختلفى که علماى پیشین بدانها پرداخته‏اند موضوع غیبت امام عصر7، از جایگاه خاصى برخوردار بوده است و علماى شیعه عنایتى خاص به این موضوع داشته و در این زمینه دست‏به تالیفات فراوانى زده‏اند، تا جایى که به نقل کتابشناس بزرگ شیعه مرحوم شیخ آقا بزرگ تهرانى در «الذریعه‏» افزون بر چهل کتاب و رساله با عنوان «الغیبة‏» از سوى فقها، متکلمان و محدثان بزرگ شیعه در طى قرون متمادى به رشته تحریر درآمده است. (1)
که از جمله این بزرگان مى‏توان به ابومحمد فضل بن شاذان (م 260 ق)، ابوجعفر محمد بن على بن العزافر (م‏323 ق)، ابوبکر محمد بن القاسم البغدادى (م 332 ق)، ابو عبدالله محمد بن ابراهیم بن جعفر النعمانى (م 360 ق)، ابوجعفر محمد بن على بن حسین معروف به شیخ صدوق (م 381 ق) ، ابو عبد الله محمد بن محمد بن النعمان معروف به شیخ مفید (م‏413 ق)، ابوالقاسم على بن حسن الموسوى معروف به سید مرتضى علم الهدى (م‏436 ق)، ابوجعفر محمد بن حسن بن على معروف به شیخ طوسى (م 460 ق) و ... اشاره کرد.
حتى پاره‏اى از بزرگان شیعه به تالیف یک کتاب و رساله اکتفا نکرده و کتابها و رساله‏هاى متعددى در زمینه موضوع غیبت موعود آخرالزمان تالیف کردند، چنانکه شیخ مفید با حدود سیزده رساله (2) و شیخ صدوق (3) با حدود ده رساله در صدر این سلسله جلیله قرار دارند.
اما بدون تردید آنچه که همه این بزرگان را به تلاش و مجاهده براى زدودن زنگارهاى جهل و خرافه از موضوع غیبت آخرین ذخیره الهى حضرت بقیة‏الله الاعظم(ع) واداشته ، شناخت و معرفتى بوده است که آنها نسبت‏به وظیفه خود در قبال موضوع یادشده داشته‏اند، وظیفه‏اى که از سوى امامان شیعه: براى علماى این مذهب ترسیم شده و آنها را وا مى‏دارد که با تمام توان خود در راه ترویج و تبلیغ این موضوع تلاش کنند. چنانکه در روایتى که از امام هادى(ع) نقل شده وظیفه علماى شیعه در زمان غیبت‏بدین گونه تصویر شده است:
لولا من یبقى بعد غیبته قائمکم(ع) من العلماء الداعین الیه و الدالین علیه و الذابین عن دینه بحجج‏الله و المنقذین لضعفاء عبادالله من شباک ابلیس و مردته من فخاخ النواصب لمابقى احد الا ارتد عن دین الله و لکنهم الذین یمسکون ازمة قلوب ضعفاء الشیعة کمایمسک صاحب السفینة سکانها، اولئک هم الافضلون عندالله عزوجل. (4)
اگر بعد از غیبت قائم شما نبودند علمایى که مردم را به سوى او مى‏خوانند، و به سویى او را راهنمایى مى‏کنند، و با برهانهاى الهى از دین او پاسدارى مى‏کنند ، و بندگان بیچاره خدا را از دامهاى ابلیس و پیروان او و همچنین از دامهاى دشمنان اهل بیت رهایى مى‏بخشند، هیچ کس بر دین خدا باقى نمى‏ماند. اما علماى دین دلهاى متزلزل شیعیان ناتوان را حفظ مى‏کنند، هم چنانکه کشتیبان سکان کشتى را حفظ مى‏کند. این دسته از علما در نزد خداوند داراى مقام و فضیلت‏بسیارى هستند.
و در روایت دیگرى نیز که از امام جعفر صادق(ع) نقل شده است مى‏خوانیم:
علماء شیعتنا مرابطون فى‏الثغرالذى یلى ابلیس و عفاریته ، یمنعونهم عن الخروج على ضعفاء شیعتنا و عن ان یتسلط علیهم ابلیس و شیعته و النواصب. (5)
علماى شیعه در مرزهایى که شیطان و ایادى او در پشت آنها کمین کرده‏اند پاسدارى داده و آنها را از اینکه بر شیعیان ناتوان هجوم برند باز مى‏دارند، و اجازه نمى‏دهند که شیطان و پیروان او و دشمنان اهل بیت‏بر ضعفاى شیعه تسلط یابند.
همچنین در روایتى از امام جواد(ع) وظایف علماى دین به هنگام غیبت امام از جامعه چنین بیان شده است:
من تکفل بایتام آل محمد(ص)المنقطعین عن امامهم، المتحیرین فى‏جهلهم، الاسارى فى‏ایدى شیاطینهم و فى‏ایدى النواصب من اعدائنا، فاستنقذهم منهم و اخرجهم من حیرتهم و قهرالشیاطین برد وساوسهم و قهر الناصبین بحجج ربهم و دلائل ائمتهم، لیحفظوا عهدالله على‏العباد بافضل‏الموانع ، باکثر من فضل‏السماء على الارض و العرش والکرسى والحجب على‏السماء.
کسى که سرپرستى یتیمان ال محمد(ص) را ، که از امام خود دورافتاده ، در نادانى خویش سرگرادن مانده و در دستان شیاطین و دشمنان اهل بیت گرفتار آمده‏اند ، به عهده گیرد و آنها را از چنگال دشمنان رهایى بخشد و از حیرت و جهالت‏خارج سازد و وسوسه‏هاى شیاطین را از آنها دور کند، و با دلایل پروردگارشان و برهانهاى امامانشان دشمنان اهل بیت را مقهور سازد، تا عهد خدا بر بندگانش را به بهترین شکل حفظ نماید، برترى چنین شخصى بر سایر مردم از برترى آسمان بر زمین، و برترى عرش و کرسى و حجابها بر آسمان بیشتر است، و او بر دیگر بندگان خدا فضیلت دارد همچنانکه ماه شب چهارده بر کوچکترین ستاره آسمان فضیلت دارد. (6)
حال باید دید آیا ضرورتهایى که استوانه‏هاى فقاهت‏شیعه را به تدوین کتاب و نگارش رساله در زمینه شناخت آخرین حجت‏حق و دیگر موضوعات مرتبط یا غیبت امام عصر7 واداشته است از بین رفته است‏یا خیر؟
آیا آن نگرانى که خاطر شیخ صدوق را پریشان ساخته و او را وادار به تالیف کتاب کمال الدین و تمام‏النعمة‏ نمود، دیگر برطرف شده و جایى براى نگرانى خاطر باقى نمانده است!؟ (7)
آیا آن شبهات و سؤالات گوناگون پیرامون غیبت که شیخ مفید را وا مى‏داشت‏براى پاسخ به آنها رساله‏هاى گوناگونى همچون الفصول العشرة فى‏الغیبة‏ (8) ، خمس رسائل فى‏اثبات الحجة‏ (9) ، فى سبب استتار الحجة‏ (10) و ... را به رشته تحریر درآورد دیگر از بین رفته است!؟
آیا آن احساس ضرورتى که شیخ طوسى را وادار مى‏ساخت که با همه اشتغالات علمى و درگیرى در عرصه‏هایى همچون فقه، تفسیر، حدیث و رجال دست‏به تالیف کتاب الغیبة‏ بزند، دیگر زمینه‏اى ندارد!؟ آیا دیگر هیچ خطرى سرمایه اعتقادى شیعیان آل محمد(ص) را تهدید نمى‏کند!؟
آیا دیگر ضعفاى شیعه به چنان امنیتى دست‏یافته‏اند که مرزداران حریم تفکر شیعى بتوانند سلاح بر زمین گذاشته و پایان ماموریت‏خود را اعلام کنند!؟
آیا جوانان و نوجوانان کشور که به تعبیر امام راحل قدس‏سره کشور ائمه هدى و کشور صاحب الزمان(ع) است، به آن حدى از شناخت نسبت‏به حجت عصر رسیده‏اند که علماى شیعه و دعوت کنندگان به سوى قائم بتوانند با خاطرى آسوده سر به بالین بگذارند!؟
آیا فکر مى‏کنید همین که در هر نیمه شعبان با چند سخنرانى از آن امام غایب یاد مى‏کنیم و مردم را متوجه وظیفه خود نسبت‏به آن حضرت مى‏سازیم براى زمینه‏سازى ظهور کافى است!؟
اینها سؤالهایى است که در مقطع کنونى متوجه علماى گرانقدر شیعه و بزرگ پاسداران حریم اعتقادات شیعى مى‏باشد.
براستى آیا حوزه‏هاى علمیه شیعه ، علماى گرانقدر تشیع ، نهادها و مراکز فرهنگى ، تحقیقاتى و تبلیغاتى کشور دین خود را نسبت‏به صاحب اصلیشان ، آن وجود شریفى که امام راحل امت قدس‏سره در شانش فرمود:
رهبر همه شما و همه ما وجود مبارک بقیة‏الله است و باید ماها و شماها طورى رفتار کنیم که رضایت آن بزرگوار را که رضایت‏خداست‏به دست‏بیاوریم‏ (11) به انجام رسانده‏اند؟!

1- الطهرانى ،الشیخ آقا بزرگ، الذریعة الى تصانیف الشیعة ، بیروت ، دارالاضواء، ج‏16 ، ص‏83 - 75.

2- الرفاعى، عبدالجبار، معجم ما کتب عن الرسول و اهل‏البیت‏9، انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى ، 1371، ج‏9 ، ص‏86 -247 . 3- همان ماخذ، ص 162 - 240 . 4- الطبرسى، احمد بن على بن ابى طالب ، الاحتجاج ، نجف اشرف ، النعمان للطباعة و النشر، 1368 ه ق ، ج 1 ، ص‏9 . 5 - همان ماخذ، ص 8 . 6- همان ماخذ، ص‏9. 7- الشیخ الصدوق، ابوجعفر محمدبن على بن الحسین ، کمال‏الدین و تمام‏النعمة، تهران ، دارالکتب الاسلامیه 1395 ق ، ج 1 ، مقدمه کتاب در بیان انگیزه شیخ از تالیف کتاب مزبور. 8 - الرفاعى، عبدالجبار ، پیشین ، ج‏9 ، ص‏86 -247 . 9- ر . ک: همان ماخذ، ص 154. 10- ر . ک: همان ماخذ، ص‏227. 11- صحیفه نور (مجموعه رهنمودهاى امام خمینى 1 ...). ج 14، ص 94، تهران سازمان مدارک فرهنگى انقلاب اسلامى. 1369، ج 14 ، ص 195 .




:: برچسب‌ها: غیبت کبری, امام زمان, درد دل با امام زمان(عج)

نویسنده : عشاق المهدی
تاریخ : ۱۳۸٩/۱٠/٦