تشرفات1

تشرف

به معناى دیدن وشرف حضور یافتن به خدمت امام زمان (ع) است .
البته رؤیت، ملاقات، فیض حضور، شهود و مشاهده با هم تفاوت هایى دارد. رؤیت، دیدن است، بدون شناخت حضرت (چه بعدا متوجه این امر باشد یا نباشد). ملاقات، دیدن با شناخت است. فیض حضور یعنى دیدن حضرت و شناخت ایشان، همراه با سؤال وجواب (این مرحله از همه مراحل بالاتر و ارزنده تر است).


شهود یعنى آگاهى به وجود حضرت از راه سیر و سلوک، بدین معنى که اهل معرفت، با شناخت ودرکى که از حقایق عالم دارند، پى به حقیقت وجود حضرت مى برند وایشان را مى شناسند وگاهى ممکن است مدعى شوندکه با مکاشفه، با حضرت ارتباط برقرار کرده اند، البته قسمتى از ملاقات ودیدار متصور است و آن هم دیدار در خواب است . واما مشاهده را به معناى دیدن با حواس همراه با حضور وشناخت دانسته اندکه گاهى امکان دارد با گفت وگو وسؤال همراه باشد. (1)
درتوقیع امام زمان (ع) به آخرین نائب خود- على بن محمد سمرى- آمده است که: هرکس در دوران غیبت کبرى، ادعاى دیدن امام زمان نماید، دروغگو وتهمت زننده ست. از طرف دیگر حکایات متواترى با سندهاى معتبر، در آن ها بیان شده که عده اى از اشخاص وعلماى مورد وثوق و اعتماد، به خدمت حضرت مشرف شده و او را دیده اند. علامه مجلسى در دو جاى بحارالانوار براى از بین بردن این تعارض تلاش کرده است (2) و علماى متأخر نیز در رفع تعارض از او استفاده کرده اند. پاسخ این است:
چنان که بعضى بزرگان هم فرموده اند، ممکن است مراد از اینکه مدعى مشاهده، کذاب و مفترى خوانده شده است، کسانى باشندکه ادعاى نیابت کنند وبخواهند با دعوى مشاهده وشرفیابى، خود را واسطه بین امام ومردم معرفى نمایند، وهمین حکایات ووقوع تشرف اشخاص به خدمت آن حضرت هم، قرینه ودلیل است بر این که در این توقیع، نفى مطلق مشاهده وشرفیابى مراد نیست، بلکه مقصود، نفى ادعایى است که دلیل بر تعیین شخص خاصى، به نیابت باشد.
وممکن است مراد از توقیع مذکور، نفى ادعاى اختیارى بودن مشاهده و ارتباطى باشد... اجمالا با این توقیع، در آن همه حکایات و وقایع مشهور ومتواتر نمى توان خدشه نمود، وبر حسب سند نیز، ترجیح با این حکایات است .
بنابراین، هم شرفیابى اشخاص به حضور آن حضرت ثابت است وهم کذب وبطلان ادعاى کسانى که در غیبت کبرى، ادعاى سفارت ونیابت خاضه ووساطت بین آن حضرت ومردم را مى نمایند، معلوم است. (3)
واما برخی تشرفات : حضرت مهدى (ع) در شهر سامرا با اسماعیل هرقلى دیدار مى کند وبیمارى او را شفا مى بخشد وبه او خبر مى دهدکه به زودى خلیفه ستمکار عباسى، به او مبلغ بزرگى خوهد داد و به او هشدار مى دهد که نپذیرد .
حضرت، در نجف اشرف، مرد مسلول وگرفتارى را به دیدار خویش مفتخر مى سازد، اندکى از قهوه او مى نوشد وبه وسیله بقیه آن، بیمارى سخت او را برطرف مى سازد و به او خبر مى دهدکه به آرزوى خویش در مورد آن دختر دلخواه خواهد رسید و مى رسد. حضرت در بحرین،محمد بن عیسى را به دیدار خود مفتخر مى سازد وراز انار ونقشه شوم وزیر بداندیش را بر ملا ساخته وهمه را نجات مى دهد وجایگاه آن قالب را نیز به آن مرد شایسته خبر مى دهد.
حضرت در راه کربلا، کنار چادرهاى آن عشیره یاغى و غارتگرکه راه را بر وى زائران بسته بودند، مى رود وهراس بر دل آنان مى افکند به گونه اى که وحشت زده وترسان، منطقه را ترک مى کنند وراه را بدین وسیله براى زائران امام حسین (ع) باز مى کند.
حضرت در شهر حله، به حاج على از ضررى که در تجارت برده است و به کسى نگفته سخن مى گوید وبه او نوید مى دهدکه اوضاع اقتصادى وتجارتش بهبود مى یابد. باز هم در حله در خانه آیت الله قزوینى حاضر مى شود وخبر مى دهدکه دیروز از سلیمانیه خارج شده واز اوضاع واحوال آن جا و فتح سلیمانیه خبر مى دهد وغایب مى گردد و آن گاه پس از ده روز، این خبر به حکام حله مى رسد. وبالاخره حضرت، در مجالس ومحافل شیعیان و دوستداران اهل بیت (ع) که براى زنده نگهداشتن نام و راه و رسم امامان نور(ع) برپا مى شود، حاضر مى گردد. (4) کسانى که در دوران غیبت طولانى آن حضرت به دیدارش مفتخر شده اند،بسیارند. برشمردن نام ونشان همه آنان ممکن نیست.
علامه مجلسى درکتاب خود (5)، نام گروهى را که در غیبت کبرى به دیدار حضرت نایل آمده اند، برشمرده است. مرحوم نورى نیز درکتاب خود (6)، داستان یکصد تن از آنان راکه بدین افتخار نایل شده اند، آورده و آن گاه از این یکصد داستان، 58 سرگذشت دیدار را برگریده ودرکتاب دیگرش که جنة المأوى نام دارد، آورده است.
علاوه بر این ها، دانشمندان پیشین و معاصر نیزکتاب هاى جداگانه اى پیرامون داستان کسانى که به دیدار آن حضرت مفتخر شد ه اند، به رشته تحریر درآورده اند . از جمله آن هاست:
تبصرة الولى فیمن رأى القائم المهدى، سید هاشم بحرانى- تذکرة الطالب فیمن رأى الامام المهدى الغائب، میثمى عراقى- دارالسلام فیمن فاز بسلام الامام، مرحوم نورى- بدائع الکلام فیمن اجتمع بالامام، سید جمال الدین محمد طباطبایى- البهجة فیمن فاز بلقاء الحجة، میرزا محمد نقى الماسى اصفهانى، العبقرى الحسان، على اکبر نهاوندى.- ارتباط با حضرت.

  1- چشم به راه مهدی ص 42.
2- بحار الانوار ج 52ص 151 و ج 53 ص 318.
3- امامت ومهدؤیت لطف الله صافى، ج 2، ص 474.
4- امام مهدى (ع) ازولادت تا ظهور سید محمدکاظم قزرینى ص 440.
5- بحارالانوار ج 2 ، ص77-1 .
6- نجم الثاقب باب هفتم




:: برچسب‌ها: تشرفات, امام زمان, پیامک به امام زمان

نویسنده : عشاق المهدی
تاریخ : ۱۳۸٩/۱٠/٦