تشرفات3

تشرفات بین نفى و اثبات

  یکى از مسائل قطعى و مسلم در میان علماى شیعه در طول قرون و اعصار این است که بعد از رحلت على بن محمد سمرى‏ قدس‏سره چهارمین نایب خاص حضرت بقیة‏الله(ع) در نیابت‏خاصه بسته شده و باب وکالت مسدود گشته و تا روز ظهور آن حضرت ، نایب خاصى در میان شیعه نخواهد بود.


شیعیان در این برهه از زمان ، مسائل شرعى خود را از علماى عامل و فقهاى کاملى که قدرت استنباط احکام را دارا بوده ، با حلیه تقوا و فضیلت آراسته و از هواى نفس و تعلقات دنیا پیراسته باشند، فرا خواهند گرفت.
این مطلب نه تنها مورد اتفاق و اجماع همه علماى شیعه ، بلکه یکى از ضروریات مذهب شیعه به شمار مى‏آید و لذا نیازى به استدلال ندارد. یکى از شواهد زنده آن توقیعى است که روز نهم شعبان سال‏329 ق شش روز پیش از وفات على بن محمد سمرى (1) از ناحیه مقدسه شرف صدور پیدا کرده است.
توقیع مذکور از سوى بسیارى از بزرگان نقل شده که در زیر به برخى از آنها اشاره مى‏کنیم: شیخ صدوق م 381 ق این توقیع شریف را از شخصى به نام ابومحمد حسن بن احمد مکتب‏ نقل کرده که متن و ترجمه آن به قرار زیر است:
1- حدیث گفت‏براى ما ابومحمد حسن بن احمد مکتب: در سالى که شیخ على بن محمد سمرى 1 وفات کرد ، من در مدینة‏السلام [بغداد] بودم ، چند روز پیش از فوت او به خدمتش رفتم. در آن هنگام که من حضور داشتم توقیعى براى مردم بیرون آورد که متن آن چنین بود:
بسم الله الرحمن الرحیم‏
یا على بن محمد السمرى ! اعظم‏الله اجر اخوانک فیک ، فانک میت ما بینک و بین ستة ایام ، فاجمع امرک و لاتوص الى احد یقوم مقامک بعد وفاتک ، فقد وقعت الغیبة الثانیة ، فلا ظهور الا بعد اذن‏الله عزوجل ، و ذلک بعد طول الامد و قسوة القلوب ، وامتلاءالارض جورا، و سیاتى شیعتى من یدعى المشاهدة، الا فمن ادعى المشاهدة قبل خروج السفیانى والصیحة فهو کاذب مفتر ، و لاحول و لا قوة الابالله العلى العظیم‏
به نام خداوند بخشنده و مهربان‏اى على‏بن‏محمد سمرى! خداوند پاداش برادرانت را در سوک تو افزون کند، که تو از این تاریخ تا شش روز دیگر خواهى مرد، پس کارهاى خود را فراهم کن، و به کسى وصیت نکن که بعد از تو جانشین تو گردد، که غیبت دوم واقع شد، دیگر ظهورى نخواهد بود مگر به فرمان خداوند متعال ، و آن پس از طول مدت ، قساوت دلها و پر شدن زمین از جور و ستم خواهد بود.
در میان شیعیانم کس و یا کسانى خواهند بود که ادعاى مشاهده مرا کنند، آگاه باشید که هر کس پیش از خروج سفیانى و صیحه آسمانى ادعاى مشاهده کند، دروغگوى تهمت پیشه است، هیچ حول و قوه‏اى جز به اراده خداوند والا و بزرگ نیست.
حسن‏بن‏احمد مکتب (راوى حدیث) مى‏گوید:
ما این توقیع را استنساخ نمودیم و از نزد او بیرون رفتیم ، چون روز ششم یک بار دیگر به نزد او رفتیم او را در حال احتضار یافتیم.
به او گفته شد: بعد از شما جانشین شما کیست؟
او گفت: لله امر هو بالغه‏; خداوند اراده‏اى دارد که خود آن را به انجام خواهد رسانید.
این بگفت و دیده از جهان فرو بست، و این آخرین سخنى بود که از او شنیده شد. (2)
2- شیخ طوسى، (م 460 ق) نیز این توقیع را توسط جمعى از مشایخ خود ، از شیخ صدوق ، از حسن بن احمد مکتب روایت کرده ، جز اینکه به جاى: فقد وقعت الغیبة الثانیة‏، فقد وقعت الغیبة التامة‏ و به جاى: فهو کاذب مفتر، فهو کذاب مفتر آورده است. (3)
3- امین الاسلام طبرسى، (م 548 ق) در کتاب اعلام الورى‏ از حسن بن احمد مکتب (4) و در کتاب تاج الموالید مطابق روایت‏شیخ طوسى نقل کرده است. (5)
4- ابومنصوراحمدبن‏على طبرسى، از علماى قرن ششم ، در کتاب احتجاج‏ با حذف سند مطابق نقل شیخ طوسى روایت کرده است. (6)
5 - قطب راوندى ، سعیدبن هبة‏الله ، (م‏573 ق) در کتاب خرائج‏ از طریق شیخ صدوق روایت نموده ، جز اینکه به جاى الثانیه‏،التامه‏ آورده است. (7)
6- ابن حمزه ، عمادالدین محمد بن على بن حمزه طوسى، از علماى قرن ششم، در کتاب الثاقب فى‏المناقب‏ با حذف اسناد از حسن بن احمد مکتب مطابق نقل قطب راوندى روایت کرده است. (8)
7- على بن عیسى اربلى، (م‏693 ق) در کتاب کشف الغمه‏ مطابق روایت‏شیخ طوسى نقل کرده است. (9)
8 - على بن یونس بیاضى، (م‏877 ق) در کتاب الصراط المستقیم‏ از طریق شیخ صدوق مطابق نقل شیخ طوسى روایت کرده است. (10)
9- سیدعلى نیلى، از علماى قرن نهم، (11) در کتاب منتخب الانوار المضئته‏ از طریق سعد بن عبدالله، از حسن بن احمد مکتب، مطابق نقل قطب راوندى روایت کرده است. (12)
10- شیخ حر عاملى ، (م 1104 ق) در کتاب اثبات الهداة‏ از طریق شیخ طوسى، از شیخ صدوق - با تلخیص - روایت کرده است. (13)
11- علامه مجلسى، مولى محمد باقر، (م 1110 ق) در کتاب بحار الانوار از غیبت‏شیخ طوسى و احتجاج طبرسى روایت کرده است. (14)
12- محدث نورى ، حسین بن محمد تقى نورى طبرسى (م 1320 ق) در کتاب جنة الماوى‏ (15) و نجم ثاقب‏ از غیبت طوسى و احتجاج طبرسى روایت کرده است. (16)
13- صاحب مکیال، حاج میرزا محمد تقى موسوى اصفهانى، (م 1348 ق) در کتاب ارزشمند مکیال المکارم‏ از طریق شیخ صدوق روایت کرده است. (17)
14- محدث قمى، حاج شیخ عباس (م‏1359 ق) در کتاب سفینة البحار آن را باختصار روایت کرده است. (18)
15- شیخ على اکبر نهاوندى (م‏1363 ق) در کتاب العبقرى الحسان‏ از طریق علامه مجلسى ، از شیخ طوسى روایت کرده است. (19)
این بود متن ، ترجمه و منابع توقیع شریفى که بر اساس روایت‏شیخ صدوق در آخرین روزهاى غیبت صغرى و در آستانه غیبت کبرى از ناحیه مقدسه حضرت بقیة‏الله(ع) توسط چهارمین نایب خاص آن حضرت شرف صدور یافته است.
از این توقیع شریف نکاتى استفاده مى‏شود که در اینجا اشاره مى‏کنیم:
1- على بن محمد سمرى آخرین نایب خاص حضرت مهدى(ع) است . با وفات او در سفارت بسته شده ، دیگر احدى به عنوان نایب خاص در میان شیعیان نخواهد بود.
2- با مرگ سمرى غیبت نخستین (غیبت صغرى) به پایان رسیده ، غیبت دوم (غیبت کبرى) آغاز شده است.
3- غیبت کبرى آن قدر طولانى خواهد بود که دلها را قساوت بگیرد و زمین پر از جور و ستم گردد.
4- ظهور حضرت ولى عصر(ع) جز به فرمان حضرت احدیت ، آن هم در آینده‏اى بسیار دور (نسبت‏به تاریخ صدور توقیع) نخواهد بود.
5 - در این مدت افرادى پیدا خواهند شد که ادعاى مشاهده حضرت حجت (ع) را خواهند کرد.
6- هر کس پیش از خروج سفیانى و نداى آسمانى ادعاى مشاهده کند، دروغگو و تهمت پیشه است.
دلالت این توقیع بر سپرى شدن دوران سفارت و نیابت‏خاصه، و این که على بن محمدسمرى آخرین نایب خاص بوده، دیگر نایب خاصى در میان امت نخواهد بود، بسیار صریح و روشن است و این مطلب مورد اتفاق و اجماع همه علماى شیعه ، بلکه از ضروریات مذهب شیعه به شمار مى‏آید و لذا نیازى به بحث و استدلال ندارد.
همچنین دلالت این توقیع بر بطلان مدعیان مهدویت و بابیت تا روز خروج سفیانى و نداى آسمانى بسیار صریح و روشن است و به اتفاق همه علماى شیعه و به ضرورت مذهب شیعه ، همه مدعیان بابیت و مهدویت که در گذشته بوده و احیانا در آینده پیدا شوند، دروغگو ، شیاد و حقه باز هستند، این مطلب نیز نیازى به بحث و استدلال ندارد.
آنچه در پیرامون این توقیع لازم به بحث و بررسى است نکات زیر مى‏باشد:
1- آیا سند این توقیع درست است ؟ و مى‏توان به آن اعتماد کرد یا نه؟
2- آیا حسن‏بن‏احمد مکتب‏، تنها راوى توقیع ، در منابع رجالى توثیق شده است ؟
3- آیا روایات دیگر ضعف سند آن را جبران مى‏کنند؟
4- آیا منظور از ظهور در این توقیع ظهور اصطلاحى است؟
5 - منظور از مشاهده‏ در این توقیع چیست؟
6- آیااین توقیع قلم سرخ بر همه تشرفات مى‏کشد؟
7- آیاتاکنون فقهاى بزرگ شیعه گفتار صریحى در مورد امکان دیدار حضرت در عهد غیبت کبرى فرموده‏اند؟
8 - آیا ناقلان اخبار و راویان آثار - که این توقیع را در منابع حدیثى خود آورده‏اند - به این معنى ملتزم شده‏اند که از تشرفات سخن نگویند یا هر کدام فصلى را به سرگذشت دیدار کنندگان اختصاص داده‏اند؟ چرا ؟
9- آیا این بزرگان براى توجیه کار خود دلائلى ارائه داده‏اند؟
10- آیا بر اساس روایات وارد شده از معصومین(ع) کسى در غیبت کبرى به محضر آن کعبه مقصود مشرف مى‏شود یا نه؟
اینها مطالبى است که به فضل الهى لازم است در این گفتار مورد بررسى قرار بگیرد و طبعا بیشتر آنها در شماره‏هاى آینده به محضر خوانندگان گرامى تقدیم خواهد شد، ولى نظر به اینکه این مساله از طرفى بشدت مورد نقض و ابرام ، ونفى واثبات قرارگرفته، و از طرفى دیگر با اعتقادات ما ارتباط دارد، پیش از طرح دیگر مسائل مربوطه ، نظر فقهاى بزرگ جهان تشیع را در طول قرون و اعصار باختصار یادآور مى‏شویم و قضاوت را به خوانندگان پژوهشگر و بى‏طرف وامى‏گذاریم:
1- سید مرتضى علم‏الهدى
ابوالقاسم على بن حسین موسوى‏، معروف به سیدمرتضى علم‏الهدى (م‏436 ق) در کتاب بسیار ارزشمند تنزیه الانبیاء در مورد بیان آثار وجودى حضرت در عهد غیبت مى‏نویسد:
ما هرگز یقین نداریم که احدى به خدمت آن حضرت نمى‏رسد و هیچ کس با آن حضرت دیدار نمى‏کند ، این مطلبى است که براى ما معلوم نیست و ما راهى نداریم که بر آن یقین پیدا کنیم. (20)
آنگاه پس از بحث طولانى در این زمینه مى‏فرماید:
ممتنع نیست که امام(ع) براى برخى از دوستانش که اسباب خوف در بین نباشد ظاهر شود، و این مطلبى است که ما هرگز نمى‏توانیم یقین کنیم که چنین چیزى نبوده است، زیرا هر یک از شیعیان آن حضرت، از حال خود آگاه هستند و راهى ندارند که از حال دیگران آگاه شوند. (21)
سیدمرتضى‏ در کتاب دیگرش ، الشافى فى الامامة‏ در این رابطه مى‏فرماید:
ما هرگز یقین نداریم که امام(ع) براى گروهى از دوستان و شیعیانش ظاهر نمى‏شود ، بلکه ممکن است‏براى آنها ظاهر شود و ممکن است‏براى هیچ کدام از آنها ظاهر نشود، هر یک از ما فقط از حال خود خبر دارد و حال دیگران برایش معلوم نیست. (22)
سید مرتضى کتاب مستقلى پیرامون غیبت دارد به نام المقنع فى‏الغیبة‏ سپس تکمله‏اى بر آن نوشته به نام: الزیادة المکمل بها کتاب المقنع‏، این دو کتاب در یک مجلد به چاپ رسیده است.
ایشان در بخش تکمله در ضمن بحث از آثار وجودى امام(ع) مى‏فرماید:
آیا در میان افرادى که به امامت و وجوب اطاعت او معتقد هستند، کسى پیدا مى‏شود که اگر امام(ع) بر او ظاهر شود و معجزه‏اى نشان دهد تا او یقین کند او امام زمان(ع) مى‏باشد، آنگاه بخواهد او را اصلاح کند، یا تادیب کند، و یا حد الهى را بر او جارى کند، او امتناع کند و خود را در اختیار امام(ع) قرار ندهد و تسلیم فرمان او نشود؟! (23)
و در ادامه همین بحث مى‏فرماید:
منعى نیست از این که امام(ع) براى برخى از شیعیان ظاهر شود، آنها را اصلاح، ارشاد، موعظه، تادیب و یا تعلیم نماید. (24)
آنگاه در مورد تاثیر امام(ع) در پرهیز کردن شیعیان از گناه مى‏نویسد:
هنگامى که ما او را نمى‏شناسیم، دایره پرهیز از گناه گسترده‏تر مى‏شود، زیرا با دیدن هر فرد ناشناسى احتمال مى‏دهیم که او حجت‏خدا باشد و خود را به پرهیز از گناه ملزم مى‏دانیم، در این رابطه ناگزیر مى‏شویم که با دیدن همسایگان ، میهمانان و دیگر افرادى که بر ما وارد مى‏شوند و یا با ما مواجه مى‏شوند از گناه دورى بجوییم. (25)
سیدمرتضى رساله دیگرى در غیبت دارد به نام مسئلة و جیزة فى الغیبة‏ ، این رساله به پیوست دهها رساله دیگر در ضمن مجموعه‏اى به نام کلمات المحققین‏ به سال 1315 ق در تهران چاپ سنگى خورده و اخیرا در قم افست‏شده است.
سید مرتضى در این رساله نیز این موضوع را بررسى کرده با تعبیر روشنترى فرموده:
ما جایز مى‏دانیم که بسیارى از دوستان و قائلین به امامت آن حضرت به خدمتش برسند و از فیض دیدارش برخوردار باشند. (26)
عبارتهاى نقل شده از سیدمرتضى براى اثبات این مطلب که از نظر ایشان امکان دیدار حضرت در عهد غیبت منتفى نیست ، کافى و روشن است.
2- شیخ طوسى
ابوجعفر محمدبن‏حسن‏طوسى‏، مشهور به شیخ الطائفه ، (م 460 ق) در کتاب ارزشمند الغیبة‏ مى‏فرماید:
ما هرگز یقین نداریم که آن حضرت از همه دوستانش پوشیده است، بلکه ممکن است‏براى بیشتر آنها ظاهر شود، زیرا هیچ کس جز از حال خویشتن آگاه نیست، پس هر کس که امامش بر او ظاهر شود، مشکلش برطرف شده است ، و اما کسى که امام(ع) بر او ظاهر نشود، او متوجه مى‏شود که لابد در او قصور و یا تقصیرى هست که امام(ع) بر او ظاهر نشده است ، اگر چه به تقصیر خودش به صورت تفصیلى آگاه نباشد. (27)
این بخش از سخنان شیخ طوسى صریح است در این که دیدار حضرت امرى بر اساس قاعده است و کسانى که از این فیض مرحوم هستند باید در اعمال خود تجدید نظر کنند تا معلوم شود که مشکل آنها در کجاست؟!
علامه مجلسى پس از نقل سخنان شیخ طوسى به بررسى آن پرداخته و در پایان به این نتیجه رسیده است که:
غیبت امام زمان(ع) از مخالفان به جهت تقصیر آنهاست ولى غیبت آن حضرت از شیعیان معترف ، در مواردى ممکن است‏به جهت تقصیر آنها باشد، ولى همه جا این طور نیست و در مواردى ممکن است دلائل خاص خودش را داشته باشد. (28)
شیخ طوسى این مطلب را با بسط بیشترى در کتاب تلخیص الشافى‏ آورده است. (29)
3- طبرسى
ابوعلى، فضل‏بن‏حسن‏ مشهور به امین الاسلام طبرسى، (م 548 ق) صاحب تفسیر مجمع‏البیان‏، درکتاب پرارج اعلام الورى باعلام الهدى‏ مى‏فرماید:
ما یقین نداریم که احدى به خدمت امام(ع) نمى‏رسد، این مطلب براى ما معلوم نیست و راهى براى چنین یقینى وجود ندارد. (30)
4- سیدابن طاووس
رضى‏الدین على‏بن‏موسى‏بن‏طاووس‏، معروف به سیدابن طاووس (م 664 ق) در کتاب ارزشمند طرائف‏ در این رابطه مى‏فرماید:
بعد از غیبت صغرى نیز بسیارى از شیعیان و غیر آنها، آن حضرت را ملاقات کرده ، از معجزات و کراماتى که به دست آن حضرت به وقوع پیوسته فهمیده‏اند که او همان مهدى موعود است.
پس اگر امروز از نظر نوع شیعیان و دوستانش غایب است، منافات ندارد که عده‏اى از آنها حضرتش را زیارت کنند و از گفتار و کردارش بهره‏مند شوند و در عین حال از مردم پوشیده دارند. (31)
سیدابن‏طاووس در کتاب دیگرش کشف المحجه‏ به پسرش خطاب کرده مى‏گوید:
تنها کسانى از درک محضر آن حضرت محرومند که در پیروى از فرمانهاى حضرت حجت و خداوند احدیت کوتاهى دارند. (32)
و در بخش دیگرى از همین کتاب مى‏فرماید:
چندین بار حوادثى براى تو رخ داد در این رخدادها به آن حضرت نیاز پیدا کردیم، در مقامات و منامات چندى او را دیدار کردیم و از روى احسان بى‏کرانش حوائج ترا کفایت نمود. (33)
و در جاى دیگرى از کتاب یادشده مى‏فرماید:
من به این مقدار بیدارباش بسنده کردم - براى کسى که خداوند بخواهد به او عنایت کند و احسانش را بر او تمام نماید، راه را به سوى امام(ع) باز است. (34)
5 - علامه مجلسى
مولى محمد باقر مجلسى‏ (م 1110 ق) در دهها مورد از کتاب بى‏نظیر بحار الانوار به این موضوع تصریح کرده، که از آن جمله است فرازهایى که از غیبت‏شیخ طوسى نقل کردیم ، (35) که علامه مجلسى آنها را نقل کرده و بتفصیل بررسى‏نموده‏است. (36)
علامه مجلسى در مورد متن توقیع ، هم نقطه‏نظرهایى دارد که در شماره‏هاى بعدى نقل خواهد شد.
6- آخوند خراسانى
آیة‏الله آخوند ملامحمد کاظم خراسانى‏ (م‏1329 ق) در کتاب معروف کفایة الاصول‏ در مقام بیان حجیت اجماع مى‏فرماید:
گاهى براى یگانه‏هاى دوران پیش مى‏آید که به دیدار آن حضرت شرفیاب شود و فتوا را از خود آن حضرت اخذ کند وبه دلایلى مجبور به کتمان باشد و لذا مستقیما از آن حضرت نقل نکند بلکه ادعاى اجماع کند. (37)
آنگاه با بیان روشنترى مى‏فرماید:
اگر چه ممکن است‏برخى از یگانه‏هاى دوران به محضر آن حضرت شرفیاب شوند و احیانا او را هم بشناسند. (38)
اهمیت این فراز از فرمایش مرحوم آخوند در این است که ایشان حتى دیدار با فرض شناخت را هم تجویز نموده است.
7- میرزاى نایینى
آیة‏الله میرزامحمدحسین‏غروى نایینى‏ (م 1355 ق) به نق ل‏تلمیذش شیخ ‏محمدعلى کاظمى(م 1365 ق)در کتاب فوایدالاصول‏ مى‏فرماید:
آرى براى انسانهاى کم نظیر اتفاق مى‏افتد که به حضور مبارک آن حضرت تشرف یافته، حکم خدا را از حجت‏خدا فرا گیرند. (39)
8 - اصفهانى
آیة‏الله‏حاج‏شیخ‏محمدحسین اصفهانى‏ (م 1361 ق) در کتاب نهایة‏الدرایه‏ به هنگام بحث از مدرک اجماع منقول مى‏فرماید:
یقین و یا گمان نمى‏رود که این سخن را از دو لب امام(ع) شنیده باشند، یا عمل او را دیده باشند و یا تقریر آن حضرت را براى ما حکایت نموده باشند، زیرا احتمال این معنى در عصر غیبت جز براى افراد بى‏نظیر نمى‏رود. (40)
بر اساس عبارتهاى بالا که از سه استوانه استوار حوزه علمیه نجف اشرف در قرن اخیر نقل شد، تشرف به محضر کعبه موعود در عصر غیبت‏براى افراد یکتا و بى‏نظیر امکان پذیر است و احتمال تشرف افراد اوحدى و استماع فتوا از آن حجت پروردگار منتفى نیست.
9- حکیم
آیة‏الله حاج سید محسن حکیم‏ (م 1390 ق)در کتاب ارزشمند المستمسک العروة‏الوثقى‏ به هنگام اقامه دلیل بر یک فتواى فقهى ، از حسن بن ابى‏طالب یوسفى آبى‏ تلمیذ محقق حلى ، نقل مى‏کند که در کتاب کشف الرموز (41) مى‏نویسد:
شخص فاضل و بزرگوارى از ما در این مساله قائل به حرمت‏بود و ادعا مى‏کرد که آن را از دو لب کسى که قولش‏حجت‏است‏شنیده است. (42)
از این سخن استفاده مى‏شود که از نظر آیة‏الله حکیم چنین ادعایى در عصر غیبت واضح البطلان نیست و گر نه ایشان آن را به عنوان یکى از ادله باب ذکر نمى‏کرد.
ایشان همچنین عین عبارت آخوند خراسانى را در کتاب حقایق‏الاصول‏ آورده و تعلیقه‏اى بر آن نزده است. (43)
10- میلانى
آیة‏الله حاج سید محمد هادى میلانى‏ (م 1395 ق) مطابق نقل تلمیذش آیة‏الله حاج شیخ رضا توحیدى - مقیم تبریز در منزل خود در کربلاى معلى خطاب به ایشان فرموده بود:
آقا حضرت امام زمان(ع) بنا است از چشمهاى متعارف غایب باشند.
البته نظرشان این بود که باید چشمها بیش از متعارف باشد تا آن حضرت را در هر لباسى بشناسد. (44)
11- گلپایگانى
آیة‏الله حاج سیدمحمدرضا گلپایگانى‏ (م 1414 ق) در پاسخ این پرسش که:
- چه کار باید کرد تا بتوان امام زمان(ع) را ملاقات کرد؟
چنین نوشتند:
بطور کلى براى تشرف به حضور ایشان نمى‏توان راهى را که همه کس به آن برسند ارائه داد زیرا، بسیارى از مردم از این فیض عظیم - شناخت آن حضرت - محروم هستند، مع ذلک عمل به تکالیف شرعیه و جلب رضایت و خشنودى آن حضرت و بعض اعمال مثل چهل شب به مسجد سهله رفتن بسا موجب تشرف بعضى اشخاص که مصلحت‏باشد خواهد بود. (45)
اینها عبارتهاى گروهى از چهره‏هاى ممتاز و شخصیتهاى برجسته جهان تشیع در طول یکهزار سال گذشته بود، که همگى بر امکان شرفیابى افراد خاصى به پیشگاه آن کعبه مقصود و قبله موعود در عهد غیبت صراحت داشتند.
به خواست‏خداوند دیگر مسائل مربوط به این موضوع در شماره‏هاى بعدى بررسى خواهد شد.

- وفات على بن محمد سمرى بنا بر مشهور روز نیمه شعبان‏329 ق است.ر.ک: بحارالانوار، ج 51 ، ص 360 ; سفینة‏البحار، ج‏6 ، ص 431 ، کشف‏المحجة ، ص‏159 ; تابع الموالید ، ص 144. ولى در برخى منابع نیمه شعبان 328 ق آمده است، ر. ک: اعلام الورى، ص‏417 ; منتخب الانوار المضیئه، ص 130; کشف‏الغمه، ج‏3، ص 320.
2- شیخ صدوق ، کمال الدین و تمام النعمة، ج 2 ، ص‏516 ، چاپ جامعه مدرسین ، قم.
3- شیخ طوسى ، کتاب الغیبة ، ص 395 ، المعارف الاسلامیه، قم.
4- طبرسى، اعلام الورى ، ص‏417 ، چاپ دارالتعارف ، بیروت.
5 - طبرسى ، تاج الموالید، در ضمن مجموعه نفیسه، ص 144، بصیرتى، قم.
6- طبرسى ، احتجاج، ج 2، ص 478 ، اعلمى، بیروت.
7- قطب راوندى ، الخرائج و الجرائح ، ج‏3، ص‏1129، مؤسسه الامام المهدى، قم.
8 - ابن حمزه ، الثاقب فى المناقب ، ص‏603، انصاریان، قم.
9- اربلى ، کشف الغمه، ج‏3 ، ص 320 ، دارالکتاب الاسلامى، بیروت.
10- بیاضى، الصراط ا لمستقیم، ج 2 ، ص‏236 ، المکتبة المرتضویه، تهران.
11- دکتر جاسم حسینى وفات نیلى را به سال 790 ق نوشته است . ر . ک: تاریخ سیاسى غیبت امام دوازدهم، ص‏23.
12- نیلى، منتخب الانوار المضیئة ، ص 130، خیام، قم.
13- شیخ حر عاملى ، اثبات الهداة، ج‏3 ، ص‏693، علمیه، قم.
14- علامه مجلسى، بحارالانوار، ج 51، ص 361 و ج 52، ص 151، اسلامیه، تهران.
15- میرزاى نورى ، جنة‏الماوى ، ص 145، دارالمحجة‏البیضاء، بیروت.
16- محدث نورى ، نجم‏الثاقب ، ص‏559 ، جمکران، قم.
17- فقیه احمدآبادى ، مکیال المکارم، ج 2، ص‏357، علمیه، قم.
18- محدث قمى ، سفینة‏البحار، ج‏6 ، ص 431، اسوه، قم.
19- شیخ على اکبر نهاوندى ، العبقرى‏الحسان .
20- علم‏الهدى ، تنزیه الانبیاء ، ص 235 ، دارالاضواء، بیروت.
21- همان ماخذ، ص 238.
22- علم‏الهدى، الشافى، ج 1، ص‏149، مؤسسة الصادق ، تهران.
23- علم‏الهدى ، المقنع فى الغیبة ، ص 75، آل البیت، قم .
24- همان ماخذ، ص‏77.
25- همان ماخذ، ص 78.
26- علم الهدى، کلمات المحققین ، ص‏533، مکتبه مفید، قم.
27- شیخ طوسى ، کتاب الغیبة، ص‏99 ، معارف اسلامیه، قم.
28- علامه مجلسى، بحارالانوار، ج 51 ، ص 215، اسلامیه، تهران.
29- شیخ طوسى ، تلخیص الشافى، ج 4، ص 222، دارلکتب‏الاسلامیه ، قم.
30- طبرسى ، اعلام الورى ، ص 438 ، دارالتعارف، بیروت .
31- سیدابن طاووس ، طرائف ، ص‏356 ، نوید اسلام ، قم.
32- سیدابن طاووس ، کشف المحجه، ص‏53 ، حیدریه، نجف اشرف.
33- همان ماخذ، ص 151.
34- همان ماخذ، ص 154.
35- علامه مجلسى ، بحارالانوار، ج 51، ص‏196 ، چاپ اسلامیه ، تهران.
36- همان مدرک، ج 51 ، ص 215 .
37- آخوند خراسانى ، کفایة‏الاصول، ج 2 ، ص 70 ، اسلامیه ، تهران.
38- همان ماخذ، ج 2 ، ص 74، چاپ آل البیت، ص 291 و چاپ جامعه مدرسین، ص 335.
39- میرزاى نایینى ، فوایدالاصول ، جامعه مدرسین، قم.
40- اصفهانى ، نهایة الدرایة، ج‏3، ص 185، چاپ آل البیت، قم.
41- کشف الرموز شرح مختصر النافع محقق حلى است که به سال 672 ق تالیف شده است.
42- حکیم، المستمسک العروة‏الوثقى، ج 14، ص 62، چاپ احیاء التراث ، بیروت .
43- حکیم ، حقایق الاصول، ج 2، ص 100 و 104 ، آل البیت ، قم .
44- توحیدى ، کعبه مقصود ، ص 31 ، ستاد بزرگداشت نیمه شعبان ، تبریز.
45- دفاتر استفتائات ، به نقل از عنایات حضرت مهدى موعود، على کریمى جهرمى .




:: برچسب‌ها: تشرفات, امام زمان, پیامک به امام زمان

نویسنده : عشاق المهدی
تاریخ : ۱۳۸٩/۱٠/٦