تشرفات18

مقدس اردبیلى

  احمد بن محمد، معروف به مقدس اردبیلى از علماى بزرگ و ثقات فقهاى شیعه است و شخصیتى است که به زهد و ورع و امانت و دیانت ضرب المثل بوده و مجلسى او را در شمار کسانى که به ملاقات امام عصر(ع) نائل آمد ه اند، آورده است .
از سید نعمت اله جزایرى که از شاگردان او بوده، نقل شده که مقدس اردبیلى در سال هاى قحطى، خوراک خود را میان بینوایان پخش مى کرد و براى خود بخشى، چون آنان مى گذاشت.


در یکى از سال هاکه چنین کرد همسرش بر وى خشم نمود وگفت: فرزندان ما را در چنین سالى فرو مى گذارى، تا دست به سوى مردم درازکنند؟ مقدس زن را ترک گفت و به قصد اعتکاف، به سوى مسجدکوفه رهسپار شد.
روز دوم، مردى بارهاى گندم و آردى پاکیزه به خانه آورد وگفت: صاحب خانه که در مسجد معتکف است فرستاده. پس از آن که مقدس اردبیلى به خانه بازگشت، همسرش به وى گفت: آردى که با آن عرب فرستادى، آردى نیکو است.
مقدس اردبیلى خداى را شکرکرد و از سرَ آن امر، بى خبر بود. در حالات او آمده است که هرگاه هنگام زیارت مخصوصه به کربلا مى رفت، نماز را جمع مى خواند و مى گفت: زیارت، سنت است و تحصیل علم، فریضه؟ مى ترسم که سنت چون با فریضه مزاحمت کند، مورد نهى باشد و سفر، سفر معصیت؟ از این رو تمام را هم مى خوانم.
مقدس اردبیلى، علوم معقول و منقول را نزد بعضى از شاگردان شهید ثانى در نجف اشرف خوانده و مرحوم صاحب مدارک از شاگردان او است . وى در عصر شاه طهماسب و شاه عباس اول صفوى و شیخ بهایى مى زیسته و میان او و شاه عباس مکاتباتى بود .
او در سال 993 در نجف اشرف وفات کرد .(1) آثار و نوشته هایى که از مقدس اردبیلى به جاى ماند . به زبان هاى عربى و فارسى در رشته هاى علوم اسلامى همچون کلام، فقه، مناقب اهل بیت و عقاید مى باشد .
برخى آثار او: استیناس المعنویه، بحر المناقب، حاشیه بر شرح تجرید، حدیقه الشیعه، الخراجیه، زبدة البیان فى آیات الاحکام، مجمع الفائدة و البرهان فى شرح ارشاد الاذهان، مناسک حج و ... است. (2)
تشرفات ایشان در کتاب عبقرى الحسان آمده است .
مرحوم علأمه مجلسى ازگرومى و آنان نیز از سید بزرگوار، جناب میرعلام آورده اند که: شبى در ساعت هاى آخر شب درصحن مطهَر امیرمؤمنان (ع) بودم، دیدم که در خلوت شب، مردى به سوى مرقد منوَر در حرکت است. به او نزدیک شدم. دیدم عالم پروا پیشه مقدس اردبیلى است. خود را به او نشان ندادم و به طور مخفیانه او را دنبال کردم . او به درب حرم مطهرکه بسته بود رسید، اما با رسیدن او به طور شگفت انگیزى درب گشوده شد و وارد حرم گردید . گوش دادم دیدم گوى باکسى به گفتگو پرداخته است و آنگاه از حرم خارج گردید و پس از خروج او درب ها به صورت نخست بسته شد.
مقدس اردبیلى به سوى مسجدکوفه حرکت کرد و من نیز به طورى که او مرا نبیند، ازپى او روان شدم. او وارد مسجد و به سوى محرابى که شهادتگاه امیرمؤمنان (ع) بود راه افتاد . خود را به محراب رسانید و مدتى در آن جا درنگ کرد.
سپس به سوى نجف بازگشت و من نیز به دنبال او سایه به سایه آمدم. در میانه راه به من سرفه دست داد و آن جناب به حضور من توجَه یافت و فرمود: میر علا م تو هستى پاسخ دادم آرى گفت: این جا چه مى کنى؟ پاسخ دادم: من از همان لحظات ورود شما به حرم مطفر امیرمؤمنان (ع) تاکنون با شما بوده ام و اینک شما را به مقام شامخ صاحب آن قبر سوگند مى دهم که از آن چه از آغاز تا انجام برایتان پیش آمده است، مرا با خبر سازى .
گفت: اگرتعهدکنى تا زنده هستم آن را نزد خویش نگاهدارى و به کسى نگویى حقیقت را به تومی گویم.
من تعهَد اخلاقى سپردم . گفت: من در برخى مسایل پیچیده علمى و فقهى مى اندیشیدم . تصمیم گرفتم کنار مرقد امیر مؤمنان (ع) حاضرگردم و از آن روح بلند و ملکوتى بخواهم مشکل فقهى و علمى مرا پاسخ گوید. هنگامى که به درب حرم رسیدم، درب هاگشوده شد. وارد شدم وبا همه وجود، صمیمانه از خدا خواستم که سالارم، امیر مؤمنان (ع) مرا پاسخ دهد. درست در این هنگام بود که ندایى از جانب قبر مطفر شنیدم که فرمود: امشب به مسجد کوفه برو، سؤال خود را از قائم آل محمد(ع) بپرس، چراکه او امام زمان توست.
به سرعت به سوى مسجدکوفه شتافتم و نزدیک محراب رفتم و از حضرت مهدى (ع)که در آن جا به نیایش نشسته بود، مسایل خویش را پرسیدم و او پاسخ مرا باکرامت وصف ناپذیرى داد و اینک به خانه خویش بازمى گردم. (3)

 1- معارف و معایف ج1 ص 604
2- دیدار با ابرار مقدس اردبیلى. سید سجاد موسوى، ص 47.
3- بحارالانوار ج 52 ص 175.




:: برچسب‌ها: امام زمان, امام زمان (عج), پیامک به امام زمان, امام مهدی(عج)

نویسنده : عشاق المهدی
تاریخ : ۱۳۸٩/۱۱/۳