اندوهگین بودن مؤمن از فراق آن حضرت‏

ویژگیها و تکالیف٧

 این‏که مؤمن از فراق و دور ماندن از آن حضرت اندوهگین و مهموم باشد و این از نشانه‏هاى دوستى و اشتیاق به آن حضرت است.
و در دیوان منسوب به سرور و سالارمان حضرت امیرالمؤمنین - علیه الصلاة والسلام - در بیان دلایل و نشانه‏هاى دوستى راستین چنین آمده:


وَمِنَ الدَّلائِلِ أَنْ یُرى مِنْ شَوْقِهِ
مِثْلَ السَّقِیمِ وَفِی الفُؤادِ غَلآئِلُ
وَمِنَ الدَّلائِلِ أَنْ یُرى مِنْ أُنْسِهِ
مُسْتَوْحِشاً مِنْ کُلِّ ما هُوَ شاغِلُ
وَمِنَ الدَّلائِلِ ضِحْکُهُ بَیْنَ الوَرى
وَالقَلْبُ مَحْزُونٌ کَقَلْبِ الثّاکِلِ
و از نشانه‏ها، این است که از شدّت شوقش همچون بیمارى دیده شود که دلش از شدّت درد مى‏جوشد.
و از نشانه‏ها، این است که از فرط اُنس گرفتن با محبوب دیده شود که از هر چه او را از وى مشغول مى‏دارد وحشت کند و گریزان باشد.
و از نشانه‏ها، خندیدنش در میان مردم است، در حالى که دلش مالامال از اندوه است همچون زن جوان از دست داده
. و دلیل بر این‏که این امر از نشانه‏هاى اهل ایمان است و در اوج حُسن و برترى مى‏باشد، اخبار بسیارى است که از امامان معصوم‏علیهم السلام روایت گردیده، از جمله
: 1- روایاتى که حاکى است؛ از جمله نشانه‏هاى یک فرد شیعه آن است که در اندوه و حزن امامان‏علیهم السلام محزون و اندوهگین باشد و تردیدى در این نیست که غیبت مولایمان حضرت حجّت‏علیه السلام و آنچه از حزن‏ها و محنت‏ها بر آن حضرت و بر شیعیانش وارد مى‏گردد، از بزرگ‏ترین و مهم‏ترین علل حزن و اندوه امامان‏علیهم السلام است، چنان‏که از حدیث آینده در فضیلت گریستن بر فراق آن جناب برایتان معلوم خواهد شد، ان شاء اللَّه تعالى.
2- در کتاب کمال الدین به سند خود، از مولایمان حضرت ابوالحسن الرضاعلیه السلام آورده که فرمود: چه بسیار زنان جگرسوخته مؤمنه، و چه بسیار مردان مؤمن اَسَفناک جگرسوخته خواهد بود آن‏گاه که ماء معین (آب گوارا) مفقود و غایب گردد. (1)
3- در کافى از حضرت ابوعبد اللَّه امام صادق‏علیه السلام روایت آمده که فرمود: شخصِ مهموم به خاطر ما، که غم و اندوهش از جهت ظلمى است که بر ما رفته، نَفَس کشیدنش تسبیح‏گویى است و هَمّ او به خاطر امر ما عبادت است و پنهان داشتنش سِرّ ما را، جهاد در راه خداوند است. (2)
کلینى فرموده: محمد بن سعید یکى از راویان این حدیث به من گفت: این را با آب طلا بنویس که چیزى بهتر از این ننوشته‏ام
. 4- آنچه در آغاز بخش چهارم کتاب گذشت، در حدیث این ابى یعفور، که از آن برمى‏آید؛ یکى از حقوق شخص مؤمن بر مؤمن دیگر، آن است که به خاطر اندوه او اندوهگین گردد، که بدون تردید این حق براى مولایمان حضرت صاحب الزمان‏علیه السلام بر تمامى افراد باایمان ثابت است، به طریق اولویت قطعى یعنى هرگاه افراد عادى از مؤمنین چنین حقّى را دارا باشند، امام و مولایمان حضرت حجّت‏علیه السلام که پیشواى آنان و رکن ایمان است، به طور قطع، سزاوارى بیشترى در این حق برایش ثابت مى‏باشد. (3)
5- در مجلّد سوم بحار از مسمع کردین، از امام ابوعبد اللَّه صادق‏علیه السلام روایت آمده که فرمود: همانا آن‏که دلش به خاطر ما به درد آید، البته روزى که ما را هنگام مرگش دیدار کند، خوشحال خواهد شد، به طورى که آن خوشحالى و سرور، پیوسته در دلش باقى خواهد ماند، تا این‏که در کنار حوض کوثر بر ما وارد گردد. و به درستى که کوثر از دیدن دوستدار ما خرسند مى‏شود، تا آن‏که از انواع غذاها به او مى‏چشاند، که مایل نشود از کنار آن دور گردد.
اى مسمع! هر آن کس از آن جُرعه‏اى بنوشد، دیگر هیچ‏گاه تشنه نخواهد شد و به مشقّت و رنج نخواهد افتاد یا هیچ وقت آبى نخواهد خواست و آن به خنکى کافور است و بوى مشک و مزه زنجبیل، از عسل شیرین‏تر و از کره لطیف‏تر و از اشک زُلال‏تر و از عنبر خوش‏بوتر است، از تسنیم (چشمه بلند و بالاى بهشت) بیرون مى‏آید و بر نهرهاى بهشت مى‏گذرد، بر روى زمینه‏اى از دُرّ و یاقوت روان است، در آن جام‏هایى هست بیش از شمار ستارگان آسمان، بوى آن از مسافت هزار سال به مشام مى‏رسد، جام‏هاى آن از طلا و نقره و گوهرهاى مختلف مى‏باشد، بوى خوشِ آن، بر صورت نوش کننده‏اش مى‏وزد، تا آن‏که شخصى که از آن نوشیده مى‏گوید: اى کاش این‏جا واگذشته مى‏شدم که به جاى این، هیچ چیز دیگرى نخواهم و از آن دور نشوم، البته تو اى کردین! از کسانى هستى که از آن سیراب مى‏گردى.
و هیچ چشمى به خاطر ما گریان نشود، مگر این‏که به نعمت نگاه کردن به کوثر نایل گردد و به دوستان ما، از آن بنوشانند و البته چنین است که هر کس از آن مى‏آشامد لذّت و مزه و اشتهایى خاصّ برایش حاصل مى‏گردد، بیش از شخص دیگرى که محبّتش نسبت به ما کم‏تر است... . (4)
1

- کمال‏الدین، 371/2.
2- اصول کافى، 226/2 باب کتمان ح 16.
3- اصول کافى، 172/2 ح 9
. 4- بحارالانوار، 22/8 باب 20 ذیل ح
17




:: برچسب‌ها: امام زمان (عج), امام مهدی(عج), مهدویت, درد دل با امام زمان(عج)

نویسنده : عشاق المهدی
تاریخ : ۱۳۸٩/۱٢/۱٩