دستم پر از گناه چشمم پر از امید/ قبل از توبه بخشیده شدی!

آیت الله مجتبی تهرانی در بیست و دومین جلسه سخنرانی خود ویژه ماه مبارک رمضان که با موضع «دعا» دنبال می شود، به موضوع« شب قدر» پرداخته است که در پی می آید:

أعوذُ باللّهِ مِنَ الشَّیْطانِ الرَّجِیمِ؛ بسمِ اللّهِ الرّحمنِ الرّحیمِ؛ «اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ؛ وَ اسْمَعْ نِدَائِی إِذَا نَادَیْتُکَ وَ اسْمَعْ دُعَائِی إِذَا دَعَوْتُکَ وَ أَقْبِلْ عَلَیَّ إِذَا نَاجَیْتُکَ فَقَدْ هَرَبْتُ إِلَیْکَ وَ وَقَفْتُ بَیْنَ یَدَیْکَ»

مروری بر مباحث گذشته

در جلسات گذشته عرض کردم ماه مبارک رمضان ماه تلاوت قرآن و ماه دعا است چه برای خود و دیگران و چه دنیوی و چه معنوی و اخروی که به آن ترغیب شده است. به خصوص نسبت به لیالی قدر که جلسه گذشته عرض کردم در روایات داریم. جلسه گذشته عرض کردم که ما به عنوان دعا از خداوند در لیالی قدر چه بخواهیم؟ عرض کردم دو چیز: یک؛ ترمیم نسبت به گذشته خودمان. اینکه گذشته خوبی نداشتیم و دستمان به خطاها آلوده شده است و خداوند با دعا آن را عفو کند، بیامرزد، ترمیم کند و ندیده بگیرد. دوم؛ مسئله بهترین ترسیم نسبت به امور آینده‌مان، یعنی سال آینده؛ چون در شب قدر امور آینده تمام موجودات ترسیم می شود.

دستم پر از گناه، چشمم پر از امید

حالا این دو مطلب را در چه قالبی بریزیم و به خدا عرض کنیم؟ در بین دعاها و روایات که می دیدم، روایتی توجّه من را جلب کرد و چه بسا قبلاً هم در بحث‌ها تنبّه داده باشم. راوی می گوید در مسجد الحرام بودم، به حجرالاسود رسیدم. شخصی را دیدم که مشغول نماز است، دقّت کردم که ببینم کیست؛ خوب که دقّت کردم دیدم زین العابدین(ع) امام چهارم است. حضرت را زیر نظر گرفتم تا اینکه از نماز فارغ شد.

راوی تعبیر می کند که: «وَ رَفَعَ بَاطِنَ کَفَّیْهِ إِلَى السَّمَاءِ»؛ کف دستانش را دوتایی به آسمان بلند کرد، «وَ جَعَلَ یَقُولُ»؛ شروع کرد و این جملات را فرمود: «سَیِّدِی سَیِّدِی»؛ آقای من! آقای من! «هَذِهِ یَدَایَ»؛ اینها دو دست من است، «قَدْ مَدَدْتُهُمَا إِلَیْکَ»؛ این دستها را به سوی تو دراز کردم، اما یک چیز هست، «بِالذُّنُوبِ مَمْلُوءَةً»؛ دستهایم را که به سوی تو دراز کردم، پر از گناه است، «وَ عَیْنَایَ»؛ با چشمهایم هم به سوی تو نگاه می کنم، امّا، «بِالرَّجَاءِ مَمْدُودَةً»؛  چشمهایم پر از امید به توست.

این شبها به خدا چه بگویم؟/ مأیوس نشو! بخشیده می شوی!

امشب به خدا چه بگوییم؟ زین العابدین(ع) به ما یاد داده است. دستهایمان را بلند کنیم و بگوییم: خدا! آقای من! دستهایم را به سوی تو دراز کردم امّا پر از گناه است، چشمهایم هم به سوی تو دوخته ام امّا آن هم پر از رجا و امید من به توست. می خواستم این را عرض کنم که در باب دعا و به خصوص در ایام قدر، انسان هیچوقت نباید به خودش تردیدی راه بدهد: خدا اینطور نیست که ما را مأیوس و رد کند. این جزء آیات و معارف حتمی ماست. این را بدانید! یأس از رحمت حق از گناهان کبیره است، فقهای‌مان هم همه فتوا می‌دهند که هیچ یأسی به خودتان راه ندهید.

یکی دو تا روایت هست که این مضمون در تحف العقول، در وصایایی که علی(ع) به امام حسین(ع) کرده، موجود است و من یک جمله‌اش را می‌گویم، می‌فرماید: «أَیْ بُنَیَّ لَا تُؤْیِسْ مُذْنِباً»؛ پسرم! هیچوقت گناه‌کارها را مأیوس نکن. این عین معارف ماست.

من رفیقت می شوم!

در روایت دیگری است: «أَوْحَى اللَّهُ إِلَى دَاوُدَ(ع) أَهْلُ طَاعَتِی فِی ضِیَافَتِی وَ أَهْلُ شُکْرِی فِی زِیَادَتِی وَ أَهْلُ ذِکْرِی فِی نِعْمَتِی»؛ بعضی اهل طاعت اند، بعضی اهل ذکرند و بعضی اهل شکرند، «وَ أَهْلُ مَعْصِیَتِی لَا أُویِسُهُمْ مِنْ رَحْمَتِی»؛ من هیچوقت گناه‌کارها را از رحمت خودم مأیوس نمی‌کنم، «إِنْ تَابُوا»؛ اگر توبه کنند، «فَأَنَا حَبِیبُهُمْ»؛ من دوستشان می‌شوم. اگر توبه کنی، من رفیقت می‌شوم؛ «وَ إِنْ دَعَوْا فَأَنَا مُجِیبُهُمْ»، اگر درخواست کنند، من جواب آنها را می دهم. به درخواستشان عنایت می کنم، «وَ إِنْ مَرِضُوا فَأَنَا طَبِیبُهُمْ»؛  و اگر بیمار بشوند، خودم آنها را معالجه می کنم. در این باب تعبیرات عجیبی داریم.

در روایتی دیدم که پیغمبراکرم(ص) بر روی منبر نشسته بودند و صحبت می کردند و این جملات را می فرمودند: «لَا یَحْسُنُ ظَنُ عَبْدٍ مُؤْمِنٍ بِاللَّهِ إِلَّا کَانَ اللَّهُ عِنْدَ ظَنِّ عَبْدِهِ الْمُؤْمِنِ»؛ هیچ بنده‌ای گمان نیک به خدا نمی‌برد، مگر اینکه خدا هم به همان گمان نیکش عمل می‌کند.

یعنی امشب امید دارم که از من بگذرد، پس همین امشب می گذرد، «لِأَنَّ اللَّهَ کَرِیمٌ بِیَدِهِ الْخَیْرَاتُ»؛ چون خدا کریم است و در دست قدرتش خیرات است، «یَسْتَحْیِی أَنْ یَکُونَ عَبْدُهُ الْمُؤْمِنُ قَدْ أَحْسَنَ بِهِ الظَّنَّ ثُمَّ یُخْلِفَ ظَنَّهُ وَ رَجَاءَهُ»؛ «نعوذبالله»، خداوند شرم می کند، «أَنْ یَکُونَ عَبْدُهُ الْمُؤْمِنُ»؛ از اینکه بنده مؤمنش به او حسن ظنّ داشته باشد که دعایش را قبول می کند و بعد بر خلافش عمل کند. خدا اینگونه نیست، «فَأَحْسِنُوا بِاللَّهِ الظَّنَّ وَ ارْغَبُوا إِلَیْهِ»؛ شما به خدا گمانِ نیک ببرید، به خدا رغبت داشته باشید یعنی رو به سوی او کنید، از او طلب کنید و به او امید ببندید. دقّت کنید! در اینجا از هر دو سو مطرح می کند یعنی هم از نظر مسئله یأس نهی می‌کند و هم از نظر امید می‌گوید: امید ببند.

زندگی من در دست امام زمان(عج)

این را می‌خواستم در باب لیالی قدر عرض کنم.  اشاره کردیم شب نوزدهم لیة التقدیر و شب بررسی امور است، شب بیست و یکم شبی است که امور آینده یعنی سال آینده نسبت به هر موجود و فردی ثبت و ضبط می شود و شب بیست و سوم، شب لیله الامضاء است، یعنی امور، خدمت امام زمان(صلوات الله علیه) عرضه می‌شود و ایشان امضا می کنند. در اینجا می‌بینیم که در روایات ما نسبت به شب بیست و یکم و شب بیست و سوم سفارش بیشتری شده است.

در باب شب بیست و یکم و شب بیست و سوم این مطلب را داریم. در روایتی هست که فضیل بن یسار نقل می کند: «قَالَ: کَانَ أَبُو جَعْفَرٍ(ع) إِذَا کَانَتْ لَیْلَةُ إِحْدَى وَ عِشْرِینَ وَ لَیْلَةُ ثَلَاثٍ وَ عِشْرِینَ أَخَذَ فِی الدُّعَاءِ حَتَّى یَزُولَ اللَّیْلُ» یعنی امام باقر(ع) این دو شب را همینطور دعا می‌کرد. خوب دقت کنید! شب بیست و یکم و بیست و سوم تا شب تمام می شد همه‌اش دعا می کرد. این همان معنایی است که عرض کردم: در ماه مبارک رمضان و به خصوص لیالی قدر دعا مستجاب می شود و به آن سفارش شده است. در روایت ندارد که امام باقر(ع) از سر شب نماز می خواندند. «أَخَذَ فِی الدُّعَاءِ حَتَّى یَزُولَ اللَّیْلُ»؛ یعنی شب که تمام می شد، «فَإِذَا زَالَ اللَّیْلُ صَلَّى»؛  بعد از آنکه شب تمام می شد، می رفتند سراغ نافله نماز صبح و نماز می خواندند.

دو شبِ دعا/ تقدیرت را عوض کن

این تعبیر هست که بعضی از بزرگان ما شب بیست و سوم را لیله قدر می دانند. امّا راجع به روایت فضیل می خواهم بگویم: شب بیست و یکم مقدّرات ثبت و ضبط و نگاشته می شود و شب بیست و سوم امضا می شود، که حضرت این دو شب را دعا می کردند.

امّا راجع به شب بیست و سوم؛ این را قبلاً هم گفته‌ام و چه بسا تکراری باشد ولی تذکّرش خوب است. ممکن است به ذهن بیاید که شب بیست و یکم را رد کردیم و هرچه که بنا بود برای ما نوشتند و سرنوشت ما نوشته شد، چون امور را در بیست و سوم امضا می کنند، یعنی آقا توشیح می کند. جواب: خیر. اینطور نیست که نتوان در نوشته بیست و یکم تصرف نکرد. قبول داریم که شب بیست و سوم شب امضا است امّا می شود در آن تغییراتی ایجاد کرد.

«یَمْحُوا اللَّهُ ما یَشاءُ وَ یُثْبِتُ»؛ در اینجا هیچ اشکالی ندارد و تقدیر را عوض می‌کنند. در شب بیست و سوم اگر دیدی که سال آینده ‌شرایط خوبی نداشت، در خانه خدا برو، پافشاری کن و به خدا بگو که شرایط به بهترین وجه باشد، این را عوض خواهند کرد.

دعا بلا را از بین می برد/ شبِ سرنوشت‌ ساز

روایت از امام هفتم(ع) است: «عَلَیْکُمْ بِالدُّعَاءِ فَإِنَ الدُّعَاءَ لِلَّهِ وَ الطَّلَبَ إِلَى اللَّهِ یَرُدُّ الْبَلَاءَ»، بر شما باد به اینکه دعا کنید، از خدا درخواست و طلب کنید که این، بلا، بدیها و هر نوع گرفتاری را رد می کند، «یَرُدُّ الْبَلَاءَ وَ قَدْ قُدِّرَ وَ قُضِیَ وَ لَمْ یَبْقَ إِلَّا إِمْضَاؤُهُ»؛  دعا بلا را رد می کند. این همان بلایی است که تقدیر شده و به عنوان قضا و قدر نوشته شده ، ولی هنوز امضا نشده است.

بدانید که امشب، شب سرنوشت است. چون اگر شب بیست و یکم، آنچنان که دلمان می خواست، از لحاظ تمام ابعاد دنیوی و اخروی، آن‌طور که باید نوشته نشده بود؛ امشب می توانی در خانه خدا بروی و دعا کنی که: خدایا! تقدیرم را بر‌گردان و برای من همه را خوب کن؛ او قبول می کند. لذا بزرگان ما بر روی شب بیست و سوم بیشتر تکیه می‌کردند. توجه کنید! می‌گفتند شب بیست و سوم است که شب سرنوشت‌ساز است.

دعایی که فراموش می کنیم

تذکّر دیگری بدهم و آن اینکه موقعی که راه می‌افتیم تا در این مجالس شرکت کنیم یا در همین جایی که خودمان هستیم، چیزهای بسیاری در ذهنمان است که از خدا راجع به خودمان و راجع به دیگران می خواهیم. مثلاً به ما التماس دعا گفتند و ما هم در ذهنمان است که برای آنها هم دعا کنیم و البته همه‌مان هم مبتلا هستیم. چیزهایی در نظر گرفته‌ایم امّا موقع دعا همه‌اش یادمان نمی ماند. کمتر کسی است که همه‌اش را به یاد داشته باشد. حالا اینجا چه کار کنیم؟ این از لحاظ ظاهر مشکلی است. دو تا روایت می‌خواهم بخوانم و بعد به دو امر معرفتی اشاره می‌کنم.

روایتی از امام صادق(ع) است که: «قال: إِنَ الْعَبْدَ لَیَکُونُ لَهُ الْحَاجَةُ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَیَبْدَأُ بِالثَّنَاءِ وَ الصَّلَاةِ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ حَتَّى یَنْسَى حَاجَتَهُ»؛ بنده حاجتی دارد و می‌خواهد در محضر خدا دعا کند. شروع می کند به ثنا گفتن و حمد کردن که جزء آداب دعا است،  «حَتَّى یَنْسَى حَاجَتَهُ»؛ حاجت‌هایش همه یادش نیست و فراموش می شود. حالا باید چه کار کند؟ می‌فرماید: «فَیَقْضِیهَا اللَّهُ لَهُ مِنْ قَبْلِ أَنْ یَسْأَلَهُ»؛  قبل از آنکه به زبان جاری کند خدا حاجتش را داده است.

قبل از توبه بخشیده شدی!

روایت دیگر از امام صادق(ع) است: «قالَ الله تَعالى: مَن شَغَلَهُ ذِکری عَن مَسأَلَتی أَعطَیتَهُ قَبلَ أَن یَسأَلُنی»؛  در بعضی از روایات دارد: «مَنْ شَغَلَهُ ذِکْرِی عَنْ مَسْأَلَتِی أَعْطَیْتُهُ أَفْضَلَ مَا أُعْطِی السَّائِلِینَ»؛ به او تا آن کسانی که به زبان گفتند بهتر دادم. این جزء معارف ما و عین مفاد روایات است. در باب توبه هم همین است که وقتی واقعاً پشیمان شدی، خداوند تو را قبل از آنکه استغفار کنی می آمرزد. ببینید امشب با چه موجودی روبرو هستیم.

قبل از آنکه درخواست کند، حاجتش را برآورده کرده است. همین که فهمید عبد آمده و این خواسته را می خواهد، می دهد. مثل اینکه شخصی در خانه‌تان را می زند، همان موقعی که در را زد، می فهمید که چه می خواهد و می‌دانید برای چه آمده است. می رویم و آن چیزی که می خواهد را می دهیم. قبل از آنکه بخواهد به تو رو بیاندازد به او می دهی. ما خدایمان را نشناخته ایم، به خاطر همین است که مضطرب می شویم. بدانید که امشب، هر کس به محضر خدا برود و واقعاً از گناهانش هم پشیمان شده باشد، خدا او را آمرزیده و هر حاجتی داشته باشد، حتّی اگر یادش رفته باشد برآورده می کند.
به گزارش خبرگزاری مهر،

/ 0 نظر / 16 بازدید