سوره ملک

سپس فرمود: سوگند به خدا، تأویل این آیه نیامده و سرانجام خواهد آمد [4]
در روایتى است که عمار از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم سؤال کرد که مهدى کیست؟ حضرت فرمودند: اى عمار خداوند تبارک و تعالى با من پیمان بسته که از صلب حسین، نه امام بیرون آورد، و نهمین آن ها از مردم پنهان مى شود سپس همین آیه را تلاوت کردند و فرمودند: غیبتى طولانى دارد، به گونه اى که گروهى از عقیده شان بر مى گردند وگروه دیگر ثابت قدم مى مانند پس وقتى آخر الزمان شود، خروج کند و دنیا را پر از قسط و عدل مى کند، همان طورکه از ظلم و جور پر شده است. بنابر این ظاهر آیه مربوط به آب جارى است که مایه حیات موجودات زنده است و باطن آیه مربوط به امام علم و عدالت جهان گستر اوست که آن نیز مایه حیات جامعه انسانى [5]
اما وجه تشبیه آب به امامان معصوم این است که همان طور که آب رحمت الهى و مایه حیات مادى انسان ها است و بدون آب نمى توان زندگى کرد، امامان معصوم نیز رحمت خداوند و وسیله اى براى وجود حیات روحانى انسان ها و سلامت جامعه اند.
به همین جهت در حدیثى است که ابو حمزه از امام صادق علیه السلام سؤال کرد: آیا زمین بدون امام باقى مى ماند؟ حضرت فرمود: اگر زمین بدون امام باشد، آن را فرو مى برد [6] آب وسیله اى براى زدودن پلیدى هاى درونى و شرک و جهل وگناه است. آب با فرو رفتن در زمین در آن ذخیره مى شود تا با برنامه ریزى دقیق موجودات زنده از آن بهره مند شوند. حضرت مهدى ارواحنا له الفداء نیز با غیبت خود ذخیره اى براى جهانیان است تا با ظهور خود در موقع مناسب، دنیا با بهره گیرى از وجودشان، راه تکامل و معنویت را پیش بگیرد و مردم به سعادت برسند .
البته باید توجه داشت که آب پنهان در زمین، بدون تلاش و تحمل رنج و زحمت به دست نمى آید. هرگاه انسان احساس تشنگى کند و در زمین، آبى براى آشامیدن نیابد، براى رسیدن به آب هاى زیرزمینى به حفر چاه و قنات مى پردازد. ظهور حضرت مهدى اروحنا له الفداء نیز زمانى تحقق مى یابدکه مردم مشتاق عدالت شوند و با تلاش خود مقدمات آن را فراهم کنند. در این میان فقط مؤمنان واقعى هستند که فقدان وجود آن حضرت را احساس مى کنند و تشنه وصال اویند. همچنان که امام رضا علیه السلام مى فرماید: چه بسیارند مؤمنان اندوهگین و بسیار تشنه که هنگام فقدان آن آب روان غمناک هستند [7].

[1] نجم الثاقب باب دوم
[2]سوره ملک 30
[3]بحار الانوار ج24ص100
[4]تفسیرنورا لثقلین ج 5؟ ص 387.
[5]تفسیر نمونه ج24ص360
[6]کافى، ج 1، ص 179.
[7]بحار الانوار ج52ص28

/ 0 نظر / 13 بازدید