حضرت رقیه علیهاالسلام

بسته احرام رسالت در اسارت
کرده با خون جگر غسل زیارت
دارد از دادار، با سر دلدار
وعده دیدار، جانم رقیه
*****
یک دل کوچک کجا و آن همه غم
یک سه ساله آه و سیصد سال ماتم
تیره روزی ها، غم فروز ی ها
خیمه سوزی ها، جانم رقیه
*****
خار صحرا تیر غم در پا و در دل
داغ هجر کودک شش ماهه بر دل
دیده تر گشته، در به در گشته
خون جگر گشته جانم رقیه
*****
پا به پای عمه و مادر دویده
روز و شب دنبال سرهای بریده
با دل پر خون، پا ز ره گلگون
خاطر محزون، جانم رقیه

شاعر موید سید رضا
منبع یک کربلا عطش

/ 0 نظر / 18 بازدید